کد مطلب : 2459
شنبه ۱۶ قوس ۱۳۹۸ - ۱۶:۲۲
19359
فاقددیدگاه
علی مفید

سرتراشی سیاسی!

سر تراشی
«حرکت و سکون این روزهای خلیلی و محقق و "در" زدن‌ها و "پر" زدن‌های آنان، از صف کشیدن‌های دست به دست خیابان گردی‌ها گرفته، تا رویش و گویش، بر سفره‌ی قبور شهدایی مردمی جنبش روشنایی و پس لیسی رذالت‌ورزی‌ها و درشت گویی‌های گذشته‌شان، حاکی از زنگ "بیداری" عمومی و کشاندن رهبران به پای خواسته‌های اصلی‌اند. زیرکانه، باید توجه داشت که حرکات سمبلیک شیخین؛ با جایگاه و پایگاه اجتماعی_سیاسی ضعیفی که در هسته قدرت و توده مردمی دارند، نباید آهنگ بیداری، مطالبه‌گری اصلی و اساسی مردم ما را به چالش بکشند.»

دنیای سیاست هم عجب دنیایی ست؛ با آن که سیاست شرایط و اقتضاآت خاص خودش را می‌طلبد اما در جامعه‌ی ما جو سیاست زدگی همه را غافلگیر کرده و همه برآنند تا از این قاعده عبور کنند که «نه هر که سر بتراشد، قلندری داند» و در حقیقت، سیاستمداری در عرصه‌ی سیاست، گذرگاه عمومی گردیده است! تاجایی که هرکسی بدون در نظر داشت سرعت‌گیر، راه ورود و خروج را، در سیاست می‌جویند و با نگاره‌هایی سیاسی در فضا و قضای آن نفس می‌کشند! و هر کسی پا در “کفش” سیاست کرده خری مراد می‌چرانند وپوچک پالی سیاسی می‌کنند!

چرا دور می‌روید همین بنده‌ی سرکنده! که نه سر در رشته سیاست دارد و نه نان به نرخ وسفره‌ی سیاسیون می‌خورد بدون بینش سیاسی و شناخت حوزه سیاست؛ فقط از باب سهم “بینی”  در بویش سیاست؛ هوس و طمع نویسه سیاسی کرده، چنین خط خطی می‌کند، که عالی جنابان! موفقیت یک سیاستمدار، انتخاب مدیریت گزینشی نیست، که‌ در مقاطع خاص و بن بستهای منفعت شخصی؛ مردم را تابلوی اعلانات رسمی خود پنداریم  و گفته‌های خود را در آنان بچسپانیم، بلکه موفقیت و زیرکی سیاسی؛ فهم شبکه‌ی مشکلات و هرمی نگری در سطوح و لایه‌های جامعه را لازم دارد!

بدیهی است از آن جایی که تمامی راه‌ها ومسیرهای دنیایی سیاست، از شرایط خاص و دشواری‌هایی ویژه برخوردارند، عبور از این گردنه ها وپیچ وخم ها، قطعا کار حضرت فیل نیست! آگاهی سیاسی و حوصله مندی اجتماعی لازم دارند، تا سیاست مداران مدعی رهبری؛ در بازار مکاره سیاست، خود شان را نبازند و نفروشند؛ تا بتوانند کاروان منفعت مردمی را از دست اندازی های تزویر سیاسی، عاقلانه، زیرکانه ومسوولانه  به سلامت عبور دهند!

از سویی، هرگونه فاحشه‌گریهای سیاسی و علم‌کشی‌های خیابانی، به نفع عین و غین و مدح و ذم همدیگر و یخن  کشی‌های ناشیانه، نه تنها مارا از لایه‌ها و هسته‌ی مرکزی قدرت دور می‌کنند بلکه بر هم‌افزایی پیچیدگی‌های دستیابی پر قدرت ما در “قدرت” خواهند افزود و این نیست مگر تف سر بالا انداختن و سیاهه مالی صورت‌های مبارک! نه راه عبور از بن بست موجود!

تور اندازیهای خوش خیالانه و خام اندیشانه‌ی فراخوانی اردوکشی خیابانی، ثابت کردند که راه رسیدن به قدرت، شوکت سیاسی و اجتماعی، فقط و فقط کوچه‌های مردمی است! چشم‌ها را باید شست و طرح دیگر، باید ریخت!!

بنابر این، لازم و ضروریست، که رهبران سیاسی از فراخنا و امتداد تاریخ، عبرت گیرند و دست در دست مردم نهند؛ تا بیش از این بر دامنه‌ی مشکلات مردم نیفزایند و موانع،چالش‌ها،پایش‌ها و پالش‌ها را به درستی پیش‌بینی کنند و پس بینی بیندازند!

به دیگرسخن؛ هرگونه استفاده جویی‌های هیجانی و کنش و واکنش‌های عجولانه و احساسی باسخره‌گوییهای ناشیانه و تبرزنی‌های ابلهانه، هم، هیچگونه سودی در سوداگریهای بازار سیاست‌ورزانه ندارند!

از سوی دیگر باید ‌دانست که در “دایره” ی سیاست، سخن اول و آخر و نقطه‌ی “محوری” منافع است و بس. به دیگر بیان، عروس دنیای سیاست باهیچ کسی عقد دایمی ندارد!

سیاست، نه پدر و مادر دارد و نه دوست و دشمن همیشگی؛ تنهاخط سرخ سیاست در “دولت سازی” و خوش رقصی آن بر پایه‌ی “ثبات و همگرایی” منافع است و منافع!

بدینسان، ماندن و تابیدن برگذشته، یا دویدن‌‌ و پریدن از گذشته! باید بانگاه درست به آینده، سو بگیرد نه ‌بر منفعت فردی و شخصی!

بنا بر این “شاه بیت اصلی” در هدف گزاری‌های‌ رهبران؛ باید “مردم” و تامین منافع عمومی آنها باشند نه داد و ستد‌های خصوصی و چرب کردن سبیل‌های شخصی!

 و سخن پایانی این‌که بیداری، هوشیاری، انسجام، و وحدت و یگانگی نسبی هزاره‌ها را در شرایط روز و گذر از سهم “بینی” به فال نیک و آغاز خجسته تعبیر بایدکرد.

حرکت و سکون این روزهای خلیلی و محقق و “در” زدن‌ها و “پر” زدن‌های آنان، از صف کشیدن‌های دست به دست خیابان گردی‌ها گرفته، تا رویش و گویش، بر سفره‌ی قبور شهدایی مردمی جنبش روشنایی و پس لیسی رذالت‌ورزی‌ها و درشت گویی‌های گذشته‌شان، حاکی از زنگ “بیداری” عمومی و کشاندن رهبران به پای خواسته‌های اصلی‌اند. زیرکانه، باید توجه داشت که حرکات سمبلیک شیخین؛ با جایگاه و پایگاه اجتماعی_سیاسی ضعیفی که در هسته قدرت و توده مردمی دارند، نباید آهنگ بیداری، مطالبه‌گری اصلی و اساسی مردم ما را به چالش بکشند و دوباره وعده‌های سرخرمنی آنان، سرمه‌ی خواب زمستانه‌ی پر از آسایش و آرامش را برچشمانمان بکشند!

تحرکات سیاسی این روزها، چه در سطوح داخلی_داخلی، یا در نشست و برخواست با باداران خارجی، نباید‌ هوشیاری ما را  شکار زمانِ چانه‌های سیاسی کنند قناعت و مناعت صوفیانه و دور شدن از هدف اصلی؛ یا سهیم شدن در شرکت سهامی “بینی” بدون بینش بلند و شناخت “ناثباتی و همگرایی” مساوی با باخت و مرگ خود خواسته ما خواهد بود! تردید و نا اعتمادی به این “چارقد نشینی”ها، ثبات و پایداری ما، روز به روز راه رسیدن به اهداف را آفتابی‌تر و فروزان‌تر خواهد نمود.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما