کد مطلب : 2310
جمعه ۲۱ جدی ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۵
18351
فاقددیدگاه
خالق فصیح

تقلای قوم در برابر قاتلان قوم!؟

محقق و دانش
«سخن در مورد قانونی را به هم تباران خون به دل‌شده وی وا‌می‌گذارم، اما حساب محقق مسافر کمی متفاوت از دانش و قانونی است. چون برای محقق جز تقلا هیچ راه دیگری باقی نمانده است. او که روزی جایگاه شخص سوم کشور را در مقام ریاست جمهوری کسب کرده بود، اکنون هویت جز مسافر و بدتر از آن، اعتیاد گدایی قدرت ندارد. محقق به‌خوبی از پیش دریافته بود که در آسمان ستاره و در زمین بوریا ندارد. از همین رو، موضع وی تنها در قالب تقلا برای ماندن ارزش تحلیل دارد و نه مبتنی بر طرح‌ها و بازی‌های سیاسی.»

پوشیده نیست که غنی و اتمر دو قاتل، زاده دموکراسی ادعایی تاجیک، هزاره و ازبک‌اند. این دو نفر، متعصب‌ترین و قوم‌گراترین افراد در سمت‌های ریاست جمهوری و امنیت ملی ظاهر شدند که جز دشمنی و کینه‌ورزی با سایر اقوام برنامه دیگری در اولویت کاری‌شان دیده نشد. فجایع میدان روشنایی، جنبش رستاخیز و تیرباران مردم بی‌گناه فاریاب، سندهای زنده و خونین جنایت این قاتلان عصر مدرن است. اضافه بر آن، استفاده از گروه‌های تروریستی چون طالب و نیز قومی‌سازی جنگ و خشونت از شمال تا ارزگان و جاغوری، خباثت‌های دیگری‌اند که این دو نفر علیه آرمان‌های بربادرفته مردم افغانستان و اقوام غیر پشتون مرتکب شدند. این دو جانی، چه فرصت‌های را که از مردم افغانستان نگرفتند و چه مصیبت‌ها و بدبختی‌های را که بر مردم تحمیل نکردند!!

حال عجب است که این دو نفر به‌جای محاکمه شدن در محاکم داخلی و بین‌المللی، قصد دارند رییس جمهور داغدیدگانی باشند که هنوز لکه‌های خون عزیزانشان از یخن سپیداران ارگ و در راس آن غنی و اتمر پاک نشده و تا ابد هم پاک نخواهد شد. این دو نفر، قرار است رییس جمهور مردمی شوند که خانه‌هایشان به دلیل اعمال تبعیض این قاتلان و خیانت خاینان تاریک شد. اما عجیب‌تر این‌که محقق، قانونی و دانش برای معاونت همین‌ها در تقلا بوده و سینه‌خیز راه می‌روند. دانش، ممکن است به نتیجه این سخن که (الحق لمن غلب) تسلیم‌شده باشد و بنابراین، باید در کنار سفره کسی، ریز مانده‌ها را جمع کند که غلبه آن محتمل‌تر از همه است. او با همین پنداشت، هیچ‌وقت جرات نقد از جنایت‌های رییس‌شان را نداشته و از بودن در کنار قاتل مردم اظهار ندامت نکرد.

سخن در مورد قانونی را به هم تباران خون به دل‌شده وی وا‌می‌گذارم، اما حساب محقق مسافر کمی متفاوت از دانش و قانونی است. چون برای محقق جز تقلا هیچ راه دیگری باقی نمانده است. او که روزی جایگاه شخص سوم کشور را در مقام ریاست جمهوری کسب کرده بود، اکنون هویت جز مسافر و بدتر از آن، اعتیاد گدایی قدرت ندارد. محقق به‌خوبی از پیش دریافته بود که در آسمان ستاره و در زمین بوریا ندارد. از همین رو، موضع وی تنها در قالب تقلا برای ماندن ارزش تحلیل دارد و نه مبتنی بر طرح‌ها و بازی‌های سیاسی. او خود را رهبر هزاره می‌داند، اما هیچ باکی هم ندارد که اکنون معاون یک کراوات بچه اطلاعاتی باشد که هرروز صدها جوان قوم رهبر را به خاک و خون می‌کشاند. این کار، نه خفت و نه ننگ پهلوانی را به دنبال دارد و نه غیرت قومی را زیر سوال می‌برد، چون در جنبش تبسم هرگونه حرمت ننگ و خواری رهبر شکست و هرگونه ذلت پهلوانی آن نمایان گشت؛ دیگر جز تقلا در برابر قاتل هیچ ننگی وجود ندارد و هیچ‌گونه حس غیرت و غروری قومی هم برای پهلوان تحریک‌آمیز نبوده و حتی این مسایل برایش بی‌معنا گردیده است.

هرچند نفس تقلا برای محقق با هر درجه‌ای از ذلت و خواری‌ای که باشد مایه تاسف نیست، چون او ازاین‌پس ارزش زیستن برای خود را در همین تقلا و دیوانگی یافته است، اما برای قوم بسیار سخت است که چرا به جرم درماندگی یک فرد این‌گونه در برابر قاتل سر خم کنند و چرا باید هم مورد تبعیض و بی‌عدالتی قرار گیرند و هم ناخواسته و نامعلوم برای ظالم، قاتل و تبعیض‌گر رای جمع کنند!!؟ محقق در وسعت تمام آنچه از قوم بریده و در بلندای همه آنچه از قوم نفی کرده است، قومیت را نمی‌تواند از خود نفی کند، چون نه هزاره بودن در اختیار اوست و نه نفی آن. بنابراین، نمی‌شود در برابر تقلای او که دنیای از خفت و خواری را برای قوم در برابر قاتل قوم به دنبال دارد، بی‌تفاوت بود و سکوت اختیار کرد. دست‌کم باید گفت که محقق به‌هیچ‌وجه رهبر قوم نیست و همدستی با قاتل ننگ ابدی است. این سخن،‌ نه به دلیل حس ناسیونالیستی که بیشتر به خاطر علامت‌های غیرواقعی اتمر به رهبر و کودنی رهبر از درک رموز واقعی این علامت‌ها است. تجربه جنبش تبسم و روشنایی نشان داد که این‌گونه تقلا‌ها هم رهبر و هم مردم را جز این‌که بی بوریاتر ‌سازد، ثمر دیگری نخواهد داشت.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما