ملاهای درباری، دجالان اشرف غنی!
جنبش روشنایی بهعنوان یک مطالبه اجتماعی و راه روشن مبارزاتی برای تحقق عدالت اجتماعی و رفع تبعیض سیستماتیک تاریخی واقعیت انکارناپذیری است که دوست و دشمن به آن اعتراف کرده و میشناسند. در اینکه اهداف جنبش روشنایی برحق، انسانی و متعالی است نیز جای شک و تردیدی نیست. منکر این نکته کسی نمیتواند باشد مگر آدمهای مغرض، خودفروخته و اجیرشدگان شورای امنیت و خاینین به سرنوشت ملت. این جنبش برخاسته از متن مردم و از میان نسل نو و تحصیلکرده و آگاهی است که بدون اینکه چون تیکهداران قومی اهلمعامله و زد و بند سیاسی باشند و سرنوشت جمعی را قربانی منافع شخصی و خانوادگی بکنند وارد میدان مبارزه شدهاند و نسل عمدتا جوان، پاک، و بیغلوغش هستند. جنبش تبسم و روشنایی آزمونی خوبی برای اصناف و اقشار اجتماعی شد تا اقوام ساکن در کشور و اصناف و اقشار مختلف جامعه هزاره خود را نشان دهند و مردم هزاره با این خیزش عظیم و تاریخی هم خود را شناختند و هم اقوام ساکن در کشور را.
در جنبش تبسم نمایشی خوب و قابل قبولی از واکنش و همراهی مردم افغانستان را شاهد بودیم که بسیار امیدوارکننده بود. بر اساس همین امیدواری خلقشده از جنبش تبسم، جنبش روشنایی شکل گرفت و پا به میدان گذاشت. انتظار میرفت که مردم افغانستان در این ظلم و اجحافی که بر هموطنان هزارهشان روا داشته شده بود متحدانه همچون خیزش تبسم به صحنه میآمدند و از این داعیه برحق حمایت میکردند اما متاسفانه که با توطیه و دسیسه ارگ این امر میسر نشد که هیچ، ارگ حتی یک عده مردم از اقوام دیگر را علیه داعیه جنبش روشنایی تحریک کردند و جنگ و برخورد و رویارویی اقوام را در دستور کار خود قراردادند. در این میان نقش تیکهداران قومی و رهبران بهاصطلاح سنتی و ملاها و آخوندهای درباری نیز در این جنبش قابل تامل و پرسشبرانگیز است. تیکهداران قومی برای موجسواری و سو استفاده سیاسی و معامله شخصی وارد کارزار مبارزاتی شدند و از جنبش حمایت کردند. همینکه نقش خود را بر جنبش زدند و رنگ جنبش را به خود مالیدند فورا به سراغ معامله رفتند و هرکدامشان برای کمایی بهای بیشتر ادعا کردند که جنبش روشنایی زیر فرمان آنهاست.
اما نسل بیدار و آگاه از ترفندهای شیادان زمان، با حضور و تداوم خود جلو توطیه و سو استفاده استفادهگران را گرفتند و نگذاشتند که از حضور صادقانه و خالصانه آنان دزدان اقتصادی و رجالههای سیاسی استفاده سو نمایند. یکی از عقبههای شریک تیکهداران قومی و باندهای مافیایی در تاراج و غارت اموال عمومی و سرمایههای جهادی و حراج گذاشتن سرمایه معنوی دین، ملاهای درباری و آکلان اموال ناس به باطلاند. ملاهای درباری در هر دین همانطوری که قرآن کریم فرموده است اموال مردم را به باطل میخورند و مردم را از راه خدا باز میدارند: یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّ کَثِیرًا مِنَ الْأَحْبَارِ وَالرُّهْبَانِ لَیأْکُلُونَ أَمْوَالَ النَّاسِ بِالْبَاطِلِ وَیصُدُّونَ عَنْ سَبِیلِ اللَّهِ وَالَّذِینَ یکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَالْفِضَّهَ وَلَا ینْفِقُونَهَا فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذَابٍ أَلِیمٍ(التوبه/۳۴)
ای کسانی که ایمان آوردهاید! بسیاری از دانشمندان (اهل کتاب) و راهبان، اموال مردم را به باطل میخورند، و (آنان را) از راه خدا بازمیدارند! و کسانی که طلا و نقره را گنجینه (و ذخیره و پنهان) میسازند، و در راه خدا انفاق نمیکنند، به مجازات دردناکی بشارت ده!. در جنبش روشنایی که قیام و ایستادگی برای تحقق عدالت و مبارزه با تبعیض و بیعدالتی است ملاهای درباری که مفسدان اقتصادی و قدرت پرستان سیاسیاند نهتنها حضور و سهمی نداشتند که تمامقد در برابر عدالتخواهان ایستادند و هرروز دسیسه و توطیه چیدند و تا توانستند سنگاندازی و تخریب و تشویش اذهان عمومی نمودند. بعد از حادثه خونین اسد قدارهبندان زور و زر بسیج شدند تا جای ظالم و مظلوم را عوض کنند و دستگاه ستمپیشه ارگ را تبریه نمایند. علاوه بر اینکه قلم زدند و سخن گفتند در شرایطی که ارگ خیانت و جنایت در انزوا و فشار عمومی قرار داشتند عدهی از ملای درباری و قدرت پرستان آخوندی به بهانهای اینکه دعوت ارگ را لبیک بگوییم و برویم اعتراض خود را از نزدیک به خاطر توتاپ انجام بدهیم عدهای را به ارگ بردند و از حضورشان استفاده سو کردند و به امان خدا رهایشان نمودند.
در محفلی یکی از این آخوندهای درباری که احتمالا بهتازگی از مهمانی اشرف غنی برگشته بود چنان با شدت و حدت از اشرف غنی و دولت فاسد او حمایت میکرد که یک پشتون بعید میدانم که چنان کند. او که نه سواد سیاسی، نه بینش اجتماعی و شاید یک کتاب در مورد مسایل اجتماعی- سیاسی مطالعه نکرده باشد باکمال وقاحت و بیشرمی و با نهایت خفتگی وجدانی ادعا میکرد که جنبش روشنایی به خاطر برپایی تظاهرات و مورد اعتراض قرار دادن و فاشیست خواندن هیات حاکمه درصدد تضعیف نظام است و طالبان هم دقیقا همین کار را میکنند، پس بنابراین فرق میان جنبش روشنایی و طالبان نیست و جنبش روشنایی و طالبان یکیاند. این ملا به خاطر معامله و توافقی که با طالبان در زمان حمله آن گروه بر ارزگان، جاغوری و مالستان کرده بود فتوا بر حرمت جنگ با طالبان میداد و کوشش میکرد که عدهای از آخوندهای دیگر را نیز با خود همراه کند و دفاع از خود در برابر طالبان را غیرشرعی و غیرعقلانی معرفی میکرد اما بعد از دعوت اشرف غنی از ملاهای درباری شیعه و سنی و یک شکم نان سیر و تحویل پاکتی مختصر به آنها، الان استدلال میکند که دفاع از دولت اشرف غنی و نادیده گرفتن تبعیضها و … احتمالی او به خاطر دفع افسد به فاسد لازم و ضروری است و جنبش روشنایی را مانع عمده بر سر راه تحقق این ایده و مخالف مصالح مردم و منافع هزاره معرفی میکند!!؟
تعجب اینجاست که تا هنوز این ملاهای بیسواد اجتماعی و خالی از آگاهی و منطق سیاسی، (عدهای که شعور اجتماعیشان در طویله قبیله اسیر و فتیله عقلشان در آخور عشیره گیر و داوری وجدانشان در تالاب متعفن خانواده مدفوناند) مرید دارند و خزعبلات و حرفهای بیپایه و تهمتهای درباریگونهی همچو آدمها را قبول کرده و تایید میکنند و برای حمایت از همچو ملاهای درباری و اجیرشدههای سیاسی، دلقکهای به دفاع برمیخیزند و عدالتخواهانی را که برای رهایی و اعاده حیثیت آنها تلاش میکنند مقلدانه و به خاطر بیشعوری و نداشتن شرف انسانی و تعلقات خانواری و…. شدیدترین توهینها و بدترین تهمتها را نثارشان میکنند. ازاینرو میتوان گفت که این ملاهای درباری و این خودفروختگان سیاسی دجالان اشرف غنی و یکی از عمدهترین مانع پیشرفت جریان عدالتخواهیاند. اشرف غنی که نه به دینباور دارد و نه به دستورات دین عمل میکند از طریق ثروت و قدرت، ملاهای اسیر قدرت و ثروت را از همه اقوام خریداری کرده تا به نفع او به اغوا و فریب مردم جاهل و نادان بپردازند و او را در رسیدن به نیات و اهداف فاشیستیاش یاری رسانند.
پس مردم عزیز و عدالتخواهان گرامی! هوشیار باشید و فریب این دجالان اشرف غنی را نخورید و این ملاهای درباری را خوب بشناسید.

(
(