کد مطلب : 2415
پنج شنبه ۴ میزان ۱۳۹۸ - ۱۲:۲۷
1708
فاقددیدگاه
عبدالخالق فصیحی

تقلب سالاری و امتیاز سالاری عامل عدم مشارکت مردمی

رییس جمهور آینده افغانستان
«با توجه به این وضعیت، تحریم انتخابات تنها راهی جلوگیری از آلودگی ملی است. بحران آلودگی‌های دروغ، فریب، شخصی، قربانی شدن منافع عمومی، استفاده سو از آرای مردم، ثروت ملی، بی‌اعتمادی عمومی، درون تیمی و...، به حدی است که اگر عده‌ای از جوانان روشن‌ضمیر احساس مسوولیت نکرده آژیر خطر را به صدا در نیاورند، مرگ عمومی در سایه شوم تقلب سالاری و امتیاز سالاری حتمی خواهد بود. پیام روشن تحریم انتخابات، پرهیز از آلودگی معامله بر سر شرف ملی و پیش‌گیری از بحرانی است که نتیجه آن برای هیچ‌کس قابل‌تحمل نخواهد بود.»

تیم‌های انتخاباتی بر بنیاد معامله بین آدم‌های استوارند که ازهرجهت غیر متجانس و چه‌بسا متخاصم‌اند. تجمع چنین آدم‌ها برگرد مهم‌ترین پروژه ملی یعنی انتخابات، هیچ مفهوم و معنای جز معامله بر سر اموال عمومی ندارد. طرف‌های معامله از رییس جمهور گرفته تا معاونین، کمپاینران دسته اول و دسته‌های متنازل‌تر از آن، تیم معاملاتی‌شان را با رویکرد فرصت‌طلبانه برای حیف‌ومیل نمودن ثروت ملی تحت شعاع وعده‌های داغ و فریبنده به وجود می‌آورند. تیم، ازآنجای که اساس‌ آن بر بنیان معامله و وعده‌های نقد و نسیه است، ضریب بی‌اعتمادی درون تیمی را به میزان گستره اطراف معامله بالا می‌برد. چراکه همه‌ی افراد داخل در درون تیم و حتی تبلیغاتچی‌های روزمره هم، وعده‌های متقابل انتخاباتی را فریب همه علیه همه دانسته و خودشان را تا معلوم شدن نتیجه وعده‌ها، فریب‌خورده احساس می‌کنند.

به‌طور مشخص، تیم تقلب سالار و امتیاز سالار، متشکل از افرادی‌اند که تا قبل از بسته شدن انعقاد معامله، دشمن هم و دشنام دهندگان هم بودند. تشکیل تیم‌ از چنین آدم‌های هزارچهره و متخاصمی که به هیچ اصولی انسانی و ملی پایبند نبوده و نیستند، اعتماد متقابل، تعهد متقابل و هم پذیری همه‌جانبه را ضرب صرف نموده و اصلا به یک طنز خنده‌ می‌ماند. بنابراین، بی‌اعتمادی درون تیمی، نتیجه ضروری این معامله ملی یا اجتماع بر سر جنازه نیمه‌جان حیثیت ملی در هنگام انتخابات است. در این اجتماع، عملی شدن وعده‌های متقابل، غیرقطعی و دور از دسترس است؛ چنانکه گزارش‌های روزانه مردم از وعده‌خلافی‌های تیم‌ تقلب سالاران در همایش‌های انتخاباتی در خود پایتخت و جاهای دیگر، نشانه‌های روشنی همین عدم قطعیت و درنتیجه، خلق بی‌اعتمادی عمومی و درون تیمی است. وعده معاونت اشرف غنی و عبدالله به معاونینی چون صالح و سعادتی، در بدل جمع‌کردن رای از مردمی خسته از تبعیض، ترور، انتحار، سربریدن‌ها و قبیله‌ سالاری، درواقع با چشم‌داشت تضمین ریاست انجام می‌شود، نه همکاری برای ساختن یک نظام انسانی همه‌شمول. رابطه صالح با غنی بیش از هر فردی دیگر، متخاصم و مبتنی بر کینه‌توزی‌های برآمده از برخوردهای سیاسی و حتی قومی است. سعادتی مظلوم، هرچند هنوز جرات مواجهه با فساد سالاران را از خود نشان نداده، ولی او اکنون با آمدن خلیلی و محقق در معامله عبدالله، کاملا زیر هیمنه مردان هزارچهره و قماربازان محل، گم‌شده است. این‌گونه روابط تجاری، اما خصمانه، بی‌اعتمادی غنی و صالح را که دو طرف مهم معامله‌اند، تشدید بیشتری بخشیده است. اما سعادتی جوان، بیش از این‌که به عبدالله سوی ظن داشته باشد، نسبت به محقق و خلیلی مشکوک و بی‌اعتماد است تا آرزوهای سیاسی او در همین دوره جوانی، جوان‌مرگ نشود!

معاونین‌ هم برای به دست آوردن وعده‌های نامعلوم رییس جمهور، خودشان را ملزم به معامله گسترده‌تر با افراد بیشتر می‌دانند. کمپاینرها، مشاورین مجازی و تبلیغاتچی‌های اجیرشده، همان افرادی‌اند که معامله را انتخاباتی را تا حد استهجان در برابر وعده۱۰۰ افغانی تقلیل داده و بسط می‌دهند. این افراد به لحاظ روانی، نه تعلق‌خاطر به شخص صالح و سعادتی گروگان گرفته‌شده دارند و نه غنی و عبدالله را شایسته ریاست می‌دانند، چون روح آن‌ها از کارنامه پنج‌ساله تبعیض‌آمیز، ناعادلانه و مرگبار ع و غ، بیش از دیگران آزرده و خسته‌اند. این افراد که برخی آن، بر اساس وعده‌‌های غیرقطعی استخدامی و بعضی از آن‌ها صرفا برای جبران بیکاری‌های پیشا انتخاباتی به‌پای معامله کشانده شده‌اند، دقیق‌تر از هرکسی دروغ و فریب معامله‌گران را می‌دانند و بیش از هر فردی معنای تقلب سالاری و امتیاز سالاری را در فضای بی‌اعتمادی درون تیمی، درک می‌کنند. پس محال است بین این‌همه آدم‌های غیر متجانس و بعضا متخاصم، اعتماد وجود داشته باشد، بلکه برعکس، اصلا غیرممکن است که بی‌اعتمادی درون تیمی، آن‌هم در سطح وسیع آن، قطعی و مسلم نباشد.

با توجه به این وضعیت، تحریم انتخابات تنها راهی جلوگیری از آلودگی ملی است. بحران آلودگی‌های دروغ، فریب، شخصی، قربانی شدن منافع عمومی، استفاده سو از آرای مردم، ثروت ملی، بی‌اعتمادی عمومی، درون تیمی و…، به حدی است که اگر عده‌ای از جوانان روشن‌ضمیر احساس مسوولیت نکرده آژیر خطر را به صدا در نیاورند، مرگ عمومی در سایه شوم تقلب سالاری و امتیاز سالاری حتمی خواهد بود. پیام روشن تحریم انتخابات، پرهیز از آلودگی معامله بر سر شرف ملی و پیش‌گیری از بحرانی است که نتیجه آن برای هیچ‌کس قابل‌تحمل نخواهد بود. پس شرکت در انتخاباتی که حتی گردهمایی تقلب سالاران و امتیاز سالاران بر اساس یک برنامه بی‌اعتمادی درون تیمی زا است، دست آوردی جز لعن و نفرین ابدی چیزی دیگری در پی نخواهد داشت. به همین خاطر، شورای عالی جنبش روشنایی با تحلیل این وضعیت و پیش‌بینی خطراتی ناشی از آن، مشارکت در فضای مه‌آلود انتخابات را وارد شدن در یک رسوایی ملی بیش نمی‌داند.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما