• جمعه ۱۳ حمل ۱۳۹۵ - ۰:۲۲
    حسین رازدان
    «در بهار، نسیم آشنا بوی نگار و کران تا کران زمزمه آبشار، سپیده‌دم سحری خنده‌ی آشکار، نفس پیک صبا خبر خوشگوار، دامن دشت میزبانی لاله‌زار، گستره صحرا نوید سبزه‌زار می‌دهد. نسیم بهاری در این لحظه‌های آسمانی زمزمه عشق و سرود سرمستی و پیام خوش بیداری و بشارت آمدن صبح را فریاد و پایان شب دیجور را شادباش می‌گوید. نسیم بهاری بر درودیوار شهر، کاکل‌های درختان باغ، گونه‌های خندان گل‌های چمن، قامت‌های کشیده‌ی سبزه‌ها و دامن‌های درهم‌تنیده‌ی بوته علف‌ها، می‌گذرد و زمزمه بیداری و شور و حال بهاری را به آن‌ها هدیه داده و رقص برگ‌ها و نشاط گل‌ها را به ارمغان می‌آورد.»
  • یکشنبه ۱ حمل ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۴
    امان الله ایمان
    «به بهانه بهار می‌توان با توجه و التفات و با نگاه پاک و متفاوت، شادی آفرید و سهم‌مان را از خوشی‌های خود و دیگران را بیشتر کرد تا غم‌های بزرگ زندگی، در برابر این خوشی‌های کوچک زانو بزند و ما در برابر تلخی‌های آن زانو نزنیم. می‌شود به بزرگی جشن عروسی و تولد، از نسیم خُنکِ سحر که از باز کردن پنجره اتاق، صورتتان را نوازش می‌دهد لذت ببرید. می‌شود نه‌تنها از مقصد سفر که از مسیر و خاطرات مسیر سفر هم دل‌خوش شوی. فقط کافی است لذت‌های کوچک را توجه کنیم و از چیزهای پیش‌پاافتاده و کوچک، شادی‌های بزرگ خلق کنیم و آن را برای دیگران تکثیر و تکرار کنیم.»
  • سه شنبه ۲۸ میزان ۱۳۹۴ - ۱۰:۰۰
    احمدی رشاد
    «امروزه عزاداری‌های حسینی، به عنوان یک آیین مذهبی، خود تبدیل به رسانه‌ی اجتماعی شده‌اند و هرساله ملیون‌ها پیام مذهبی و اجتماعی را به شکل تعاملی در دسترس مخاطبان عام از هر قشر، نسل، جنس، مذهب و دینی قرار می‌دهند و مخاطبان این رسانه‌ها با رسانه‌های آیینی شده بسان مذهب و آیین مواجه می‌شوند و اعمال و مناسک مذهبی و اجتماعی خود را با اقتدا به آن انجام می‌دهند. من خود مشاهده کرده‌ام که فردی و یا افرادی با روشن کردن تلویزیون با پخش عزاداری‌ها به عزاداری می‌پرداختند و آیین‌های مذهبی را به جا می‌آوردند و این عمل آنان نشان می‌دهد که رسانه‌ها «آیینی» شده‌اند.»
  • چهارشنبه ۲۰ جوزا ۱۳۹۴ - ۰:۳۳
    محمد عرفانی
    «در حال حاضر، باید بپذیریم كه نظام آموزشی آن‌گونه كه باید، نتوانسته از عهده وظایف و مسوولیتهای سنگینی كه برای آن تعیین‌شده برآید؛ درحالی‌که هزاران نفر از نیروهای شاغل در دولت تحت عنوان‌های آموزشی در این وزارتخانه‌ها مشغول به كاراند و چندین درصد بودجه دولت را به خود اختصاص داده است. این نظام آموزشی نه‌تنها باری از دوش مردم برنداشته‌اند بلكه به آن افزوده‌اند. اگر آموزش جزو ملزومات توسعه‌ی پایدار است، در کشور ما چهره‌ی زشت و عبوس دارد و هرروز هم بدتر می‌شود. دو سوم جمعیت کشور ما بی‌سوادند و بیشتر مردم ما از داشتن مدرسه معلم، و كتاب، حتی به شكل سنتی آن‌هم محروم‌اند.»
  • دوشنبه ۲۸ ثور ۱۳۹۴ - ۱:۱۰
    امینی رها
    «پرسشگری و جستجوگری بشر، او را به راه‌های ناهموار و بیابان‌های حیرت‌زای زيادی رهنمون و رنج‌های طاقت‌فرسای را بر او تحميل نموده است. برای پيدا كردن پاسخ به پرسش‌هایش درهای بی‌شماری را كوبيده و روزنه‌های بسياري را بال‌وپر زده و فرش باورهای زيادی را بافته و در خانه‌های امن ایمان‌های گوناگونی بيتوته كرده و تشک آسايش و بالش آرامش را پهن كرده است تا دمی بياسايد و اندوه چرا بودن و براي چه زيستن؟ گريبانش را رها سازد؛ اما دريغ و افسوس كه هیچ‌کدام نتوانستند اندوه بي‌پايان معمای آفرينش را كاهش و التهاب آغاز و اضطراب فرجام اين نظم كيهانی و موقعيت انسانی را از ميان بردارد و غم‌های پيدا و اندوه‌های پنهان را تسكين دهند.»
  • سه شنبه ۱۵ ثور ۱۳۹۴ - ۱۹:۳۴
    حمید پویا
    «گفته می‌شود کتاب «خرد آواره» نوشته‌ دانشمند گرامی علی امیری و تعدادی دیگری از کتاب­های خوب منتشرشده در داخل افغانستان، ممنوع‌الخروج شده و نتوانسته رضایت فرهنگ ستیزان حاکم بر مقدرات فرهنگی این سرزمین را برای حضور در نمایشگاه بین‌المللی تهران، کسب کند! این، چیزی عجیبی است اما سخت قابل پیش­بینی، زیرا گروهی در این کشور بلازده تا سال­ها یا شاید هم قرن‌ها به «خرد آواره» نیاز دارند یا هم «خرد آواره» اقتضای وضعیت طبیعی‌شان است، چرا آسانش از دست دهند.»
  • یکشنبه ۱۳ ثور ۱۳۹۴ - ۰:۲۰
    حکیم معنا
    «وزیر فرهنگ، فرنگ‌رفته، با رای تقلب بر مسند وزارت تکیه زده به جای چاپ و نشر کتاب، ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی و گسترش کتابخانه‌ها، حراست از آزادی بیان و مطبوعات که از اساسی‌ترین شرح وظایف اوست و بایستی از بنیادی‌ترین دغدغه او باشد، به تعصب قومی روی آورده است. سابقه رفتار ­فرهنگ‌ستیزی در وزارت فرهنگ کم نیست «عبدالکریم خرم» نیز به جای ترویج کتاب و کتاب‌خوانی کتاب‌ها را در «آب» انداخته و از فرهنگ این‌گونه پاسبانی کرده بود؛ اما باری جهانی صفحه دیگری برای فرهنگ ستیزی بازکرده است.»
  • دوشنبه ۳۱ حمل ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۸
    علی‌رضا نیایش
    «استقرار و سلطه ازجمله اصول ضروری شریعت تعصب است و لذا تا تثبیت آن هرگونه فاجعه­‌ای عین قانون و شریعت به‌حساب می­‌آید. ازاین‌جهت است که ترور، کشتار دسته‌جمعی، سربریدن، گروگان‌گیری و اختطاف و خود انفجار دادن در میان مردم بی‌گناه رستگاری پنداشته می­شود. این همان شریعت و قانون تعصب است که سر از خاستگاه قومیت، محیط تربیتی و زیستن در این محیط خشن و انعطاف‌ناپذیر درآورده است.»
  • جمعه ۲۹ حوت ۱۳۹۳ - ۲۳:۱۰
    عبدالخالق فصیحی
    «از سوی دیگر، وقتی به دنیای نامعلوم، و تنهایی آن 31 نفر اسیر بی‌گناه فکر می‌کنم خاموشی‌ام بیشتر شده و ذره ذره شعله‌های سرور و شادی‌ای که در وجودم باقی مانده بود خاموش گشته و احساس شعف نمی‌کند. هرچه بیشتر به سرنوشت ناپیدای آنها می‌اندیشم، خاموشی‌ام افزون و افزون‌تر می‌گردد. آیا این مسافران غریب و تنها، صدای ترانه‌های مرغان بهاری را می‌شنوند، آثار شروع فصل بهاری را در گل و بلبل طبیعت می‌بینند، در شکنجه و عذاب‌اند یانه، نمی دانم، ولی می‌دانم که آنها در قید اسارت در تاریکی‌های زندان گرفتار آمده در این روزهای سرور و خوشحالی بازگشت به آغوش گرم خانواده‌هایشان را آرزو می‌کنند.»
  • چهارشنبه ۱۰ جدی ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۱
    علی محبت
    «می­‌شناسم پدرانی را که خود ادای فرهیختگی را در می­‌آورند ولی در غفلت مطلق از زن و فرزند خود، در گم‌شدن از هویت و خویشتن خويش به سر مي‌برند. شاید ترس از متحجر و سنتی بودن آنان را از نقد و انتقاد باز می­‌دارند تا مبادا حفظ احترام ظاهری آنان شکسته شود، سرخوش و آسوده خاطر در بهشت غفلت خود زندگی می‌­کنند».