عزاداران افراطی یا تاراجگران حرمت عاشورای حسینی!
واقعه محرم ۶۱ هجری قمری در تاریخ اسلام همچون سایر پدیدههای تاریخی اجتماعی، پدیدهی است که در بستر تاریخ تحولات تاریخی و کشمکشهای سیاسی اتفاق افتاده و کاملا به شکل طبیعی واقعهی است که میتوانست اتفاق بیافتد و اتفاق افتاده است. محرم دوباره از راه رسید و جهان تشیع در سراسر جهان به جنبوجوش افتاده و برنامه گرامیداشت و تجلیل و عزاداری را آغاز نموده و مراسم سنتی که به شکل تاریخی انجام میشده است را بر پا داشته و احیا میکنند. ازآنجای که این مراسم در عالم تشیع بهعنوان آیین مناسکی رنگ و بوی اساطیری به خود گرفته و برپای مراسم عزاداری نهادینه گردیده است لازم میدانم که اندک تاملی روی این موضوع داشته باشیم
رویداد عاشورا در تاریخ اسلام، رویدادی بسیار دردناک، حساس و تاثیرگذار روی روند تحولات سیاسی و شکلگیری نحلههای فکری و جریانهای گوناگون اجتماعی بوده است. این رویداد خط نوی در فراروی مسلمانان در مواجهه با حاکمان و مدعیان خلافت به تصویر کشید. در رویداد عاشورا دو چهره از انسان را درنهایت وضوح و به شکل بسیار آشکار میتوان دید و این رویداد باکمال هنرمندی و با نهایت خلاقیت و توانمندی توانسته است که ظرفیت انسانی را در اوج کمال و زیباییاش و همچنین درنهایت پستی و پلشتیاش به تصویر کشیده و به نمایش بگذارد. دو چهره انسانی را درنهایت کمال و اوج زیبایی و در پستترین حالت و نازلترین موقعیت حیوانی را در رویداد عاشورا میتوان مطالعه کرد و دید و با روشنترین تصویر و آشکارترین بیان به تماشا نشست.
در قیام عاشورا آنچه مسلم و هویداست این است که امام حسین هدف انسانی و پیام تاریخی از این قیام خود داشته و بر اساس انگیزه شخصی و لجبازی و رقابتهای سیاسی نبوده است. آن هدف انسانی و پیام تاریخی در زمان خودش تا حدودی درک گردید. برای اینکه جنبشها و خیزشهای مردمی بعد از قیام عاشورا شکل گرفت و بنیان حکومت خانوادگی و قبیلهای را متزلزل ساخت و جامعه و مردم آن روز را متوجه استبداد و انحرافی که در راس حاکمیت مسلمانان جریان داشت نمود. قیام عاشورا بیشک در تاریخ اسلام یکی از تاثیرگذارترین رخدادهای تاریخی است که در روی مسلمانان داشته و تا هنوز هم دارد. پیام و هدف عاشورا نه در زمان خودش درست درک و دریافت گردید و نه امروز درست درک گردیده و دریافت میگردد. واکنشی که در قبال این رخداد عظیم تاریخی به وقوع پیوست در زمان خودش بیشتر جنبهای سیاسی داشت که جنبشهای مختلف را علیه حکومت وقت به وجود آورد؛ اما بهمرور زمان به خاطر سرکوب شدن و نرسیدن به هدف خود، این واکنشها تبدیل به برگزاری مراسم عزاداری و گرامیداشت از واقعه عاشورا گردید.
در زمان امام باقر و امام صادق (ع) شرایط سیاسی و زمینههای اجتماعی برای قیام مسلحانه فراهم نبود و از طرف دستگاه خلافت تلاش میشد که واقعه عاشورا را از ذهنیت اجتماعی و حافظه تاریخی حذف کنند لذا واکنش امامان در این مقطع که قیام عمومی و خیزش اجتماعی به شکل مسلحانه و رژیم برانداز میسر نبود به شکل برپایی مراسم یادبود و گرامیداشت و خواندن و یادآوری مصایبی که بر حسین در کربلا رفته بود بروز یافت و به شیعیان توصیه به این شیوه مبارزاتی میشد که نگذارند ظلم و جنایتی که در حق امام حسین و خاندانش در کربلا رفته بهمرورزمان فراموش گردد و از یادها برود. آن زمان شرایط اجتماعی و وضعیت سیاسی چنین اقتضا میکرد که امامان شیعه چنین موضعی را بگیرند که نه قیام مسلحانه باشد تا حاکمیت با آن برخورد نکند و نه سکوت پیشه کنند تا این جنایت فراموش شود و توسط این کار خود مردم را نیز بیدار میکردند. برپایی مراسم عزاداری و سوگواری در آن زمان یک واکنش معنادار و متناسب با شرایط سیاسی- اجتماعی بود که باید چنان موضع گرفته و چنان تاکتیک مبارزاتی اتخاذ میگردید. اما متاسفانه این موضعگیری تاریخی و این تاکتیک مبارزاتی بهمرورزمان تبدیل به یک مراسم آیینی شد که از بستر تاریخی و نیاز زمانی خود بیگانه گشت و خود برپایی این مراسم و گریه و ذکر مصیبت شد یک آیین در کنار سایر آیینهای دینی و مذهبی. وقتی این واکنش (عزاداری) از حالت تاکتیک مبارزاتی خود خارج شد و خودش هدف شد، گذشت زمان چیزهای بر آن افزود که هیچ سنخیتی باروح و جوهر قیام عاشورا نداشت. برپایی مراسم یادبود عاشورا وقتی آیینی شد و تبدیل شد به دکانی برای روضهخوانان؛ آنگاه روضهخوانان برای گرم نگهداشتن دکان خود هرچه توانستند بر شیپور احساسات و خرافات نواختند و این رخداد انقلابی و اصلاحی امام حسین و این تاکتیک مبارزاتی امام باقر و امام صادق را تبدیل به مبتذلترین و ابلهانهترین مراسم آیینی کردند، که اینک جریان دارد و همه شاهد آن هستیم. وقتی خود مراسم عاشورا از حالت تاکتیکی و شیوه مبارزاتی خود خارج شد و خودش به یک هدف تبدیل گشت، برگزارکنندگان مراسم هرروز بیش از دیروز بر چیزهای بر آن افزودند و هر چه توانستند بر آن افزودند؛ از دهل و طبلِ زدن و نی نواختن گرفته تا نمایشهای خیابانی و قمهزنیهای بیمارگونه مازوخیستی و….

اینک این مراسم آنقدر ابلهانه و از محتوای اولیه خود خالی گردیده است که بستری برای ترویج خرافات و زمینهای برای تخدیر افکار و دکانی برای درآمد و لکهای ننگی بر دامن شیعه گردیده است. نمایشهای قمهزنی، شمشیرزنی و… از این مراسم چیزی ساخته که هر وجدان بیدار و صاحب شعوری را میآزارد. کسانی که از این مراسم سود مادی و جایگاه معنوی کمایی میکنند هرروز خرافاتی را بر خرافات قبلی میافزایند تا این مراسم همچنان پرشکوه بماند. چون به قول یکی از نویسندگان معاصر: پویایی مراسم محرم در خرافاتی بودن آن است اگر خرافات را از مراسم محرم بگیریم دیگر محرم این پویای را نخواهد داشت. خرافاتی شدن و نمایشهای زشت و خشونتهای گوناگون غیرانسانی و افراطیگری در مراسم عاشورا باعث گردیده است که مسلمانان دیگر و حتی شیعیان باسواد و منطقی ازاینگونه برپایی مراسم متنفر گردند و برگزارکنندگان اینگونه مراسم نه تنها تجلیل گران از رشادتها و ایثارگری و شهادت امام حسین و واقعه کربلا نیستند که تاراجگران حرمت عاشورای حسینی هستند.!!

(
(