بیعت یا انتخابات ?
این روزها گروه طالبان از مردم افغانستان و گروههای سیاسی خواهان بیعت میشوند.
بیعت همان واژهی عربی بیع، به معنای فروختن، است، که “ه وحدت” به آخر آن افزوده شده است و دلالت بر یکبار یا یک نوع فروختن و معامله میکند. این واژه در میان عربهای پیش از اسلام، که اصطلاحا عربهای جاهلی خوانده میشوند، رایج بود و برای توافقهای گروهی به کار میرفت. علت این نامگذاری این بود که بر پایه عرف عربی، وقتیکه معاملهای میان دو یا چند نفر صورت میگرفت، آنان به نشانه نهایی شدن کار، دستهای خود را بر رویهم مینهادند، سپس در اموری غیر از معامله مانند جنگ یا صلح نیز هنگام توافق طرفها، دستهای خود را بر رویهم مینهادند تا نشان نهایی شدن آن باشد.
اینکه در عربی واژهای دیگر برای توافقهای سیاسی و اجتماعی نداشتند و از واژه خریدن استفاده میکردند ازاینرو بود که آنان تجربه تشکیل امپراتوریهای بزرگ و دیوانسالاری برخاسته از آن را نداشتند، زندگیشان بدوی و از نوع صحرانشینی بود، و ازاینرو واژگان خاصی برای امور سیاسی و اجتماعی پیشرفتهتر در اختیار نداشتند.
ظهور اسلام در بستر عربی سبب جذب واژگان و اصطلاحات رایج در فرهنگ عرب از سوی متون اسلامی گردید، و از جمله بیعت نیز وارد این دستگاه واژگانی شد، و مشتقات آن در شماری از آیات و احادیث به کار گرفته شد.
احکام و گزارههایی که در متون اسلامی آمده است از نظر دانشمندان به دو دسته تقسیم میشود یکی احکام انشایی و دیگری احکام امضایی. احکام انشایی به اموری گفته میشود که قبل از اسلام وجود نداشته و به دست اسلام پدید آمده باشد. به این دسته از احکام گاهی احکام تاسیسی هم گفته شده است، یعنی اساس آن را اسلام نهاده است. دسته دوم که احکام امضایی است به اموری گفته میشود که قبل از اسلام وجود داشته و از سوی اسلام هم مورد قبول قرار گرفته است. امضا در این کانتکست به معنای گذراندن چیزی به سبک ماضی یعنی روال گذشته است.
بخش عظیمی از احکام اسلامی احکام امضایی هستند، که در فرهنگ عرب یا فرهنگ یهودی-مسیحی و یا در تمدن هلینیستی وجود داشته، پارهای از آنها به همان شکل پذیرفته شده و پارهای دیگر با اندکی تعدیل به دستگاه دینی اسلام افزوده شده است. ردّ پای بسیاری از احکام مربوط به ازدواج و طلاق، قصاص، دیات، و امور جنایی را در قانون حمورابی (امپراتور بابلی متوفای ۱۷۵۰ پیش از میلاد) میتوان دید. احکام عبادی مانند حج، روزه و غیره نیز در فرهنگهای دینی یهودی-مسیحی، البته با تفاوتهایی در شکل و فرم، وجود داشته است.
بیعت نیز از احکام امضایی برگرفته از فرهنگ عربی قبل از اسلام و متناسب با سطح رشد سیاسی جامعهای بدوی بود. در آنجا فردیت انسانها و هویت مستقلشان هنوز زاده نشده بود و هویت گلهای مبنای زندگی اجتماعیشان را تشکیل میداد. ازاینرو، در توافقهای اجتماعی نیز نقش افراد به نقش چند فرد محدود که موی سفیدان و متنفذان قبیله بود فرو کاسته میشد و کسی از اکثریت مردم نظری نمیخواست. بیعت عبارت از این بود که سران قبیله دستهای خود را به نشانه توافق بر رویهم قرار میدادند و بهاصطلاح بیعت میکردند. این فرم از توافق سیاسی، در جامعهای قبیلهای تا حدی کارایی داشت، زیرا عرفی جاافتاده و متناسب سطح زندگی بدویشان بود. اما از روزگار پسین خلفای راشدین که دامنهی فتوحات گسترده شد و امپراتوری به وجود آمد ناکارایی این شیوه نمایان شد و سبب بروز تنشهایی جدی در میان جامعهی اسلامی گردید و در نتیجهی آن خلیفهی سوم و چهارم به دست خود مسلمانان به قتل رسیدند و جنگهای خونین جمل، صفین و نهروان به قتل دهها هزار مسلمان از صحابه و تابعین انجامید.
ریشهی این بحران که در آن زمان برایش فتنه میگفتند و بعدا به نام الفتنه الکبری یا آشوب بزرگ مشهور شد، نبودِ مکانیسمی قابلقبول در زمینهی انتقال مسالمتآمیز قدرت بود که همچون سرطانی در بدنهی تاریخ سیاسی مسلمانان باقی ماند. البته نزاع بر سر قدرت اختصاص به مسلمانان ندارد و تاریخ بشر پیوسته شاهد این کشمکش بوده است، اما در بسیاری از فرهنگهای دیگر سیاست با دین آمیخته نبوده و ازاینرو چارهجویی برای آن آسانتر بوده است. در غرب از روزگاری که تفکیک دو قلمرو دینی و سیاسی به رسمیت شناخته شد عبور از این تنگنا میسر گردید و راه انتقال مسالمتآمیز قدرت نیز گشوده شد و دموکراسی محصول این تحول تاریخی است.
در افغانستان، بازگشت به مدل بیعت بهجای انتخابات، در واقع بازگشت به دوران بدویت و مدل حکومتداری پیشامدرن است که فردیت مستقل شهروندان را انکار کرده و شمار محدودی از افراد متنفذ و زورمند را بهمثابه وصی و قیّم ایشان به رسمیت میشناسد. این مدل در طول تاریخ سبب نزاع بر سر قدرت بوده و برای معضله جانشینی در قدرت راهحلی ندارد و ازاینرو به استمرار خشونت و خونریزی خواهد انجامید. راهحل این مشکل بازگشت به مدل انتخابات است، و چارهجویی برای کاستیهای نظام انتخاباتی با استفاده از تجربهی کشورهای پیشرفته و بهکارگیری تکنولوژی جدید، امکانپذیر است و با این کار میتوان انتخاباتی شفاف و بدون تقلب برگزار کرد.
انتخابات به ذات خود ندارد عیبی
هر عیبی که هست در تقلب کنندگان است
گرفته شده از برگه قیسبوک

(
(