• سه شنبه ۱۰ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۹:۵۸
    عبدالخالق فصیحی
    «با فقدان جهان (جهان اجتماعی)، انسانیت هم‌معنای خودش را از دست می‌دهد، چراکه جهان اجتماعی ظرفیتی است که تمام قابلیت‌های انسان برای انسان شدن ظهور نموده و همه‌ی توانایی‌های انسان برای زندگی همراه با تعامل و تفاهم با دیگران رونمای می‌گردد نه برای ترور و کشتار مردم. پس وقتی انسان به دلیل چرخیدن برمدار قومیت، فاقد جهان شد، معلوم نمی‌کند که انسان چیست، و دارای چه توانایی‌های برای خلق افتخارات در سایه‌ی زندگی جمعی می‌باشد.»
  • چهارشنبه ۴ سنبله ۱۳۹۴ - ۱:۱۰
    محمد عرفانی
    « امروز دولت در افغانستان توانایی ایجاد نظم و حاکمیت قانون و دفاع از ارزش‌ها و نهادهای دموکراتیک را نداشته و ندارند و این امر در کنار ارزش‌های سنتی و قبیله‌ای و شکاف‌های عمیق اجتماعی، موانع بلندی را برای عدم مشارکت، تقویت رقابت و نهادمند شدن آزادی‌های مدنی ایجاد کرده است. هر روز فاصله‌ی زیادی میان مردم و حکومت به وجود می‌آید. امروز مردم حکومت را نه وسیله‌ی خدمت بلکه بیشتر به عنوان موجودات ظالم و شرور می‌پندارند که باید از آنان فاصله بگیرند. مردم هیچ‌گونه احساس وابستگی به مسایل و مشکلات کلان ملی ندارند و تنها در هنگام مالیات‌ و باج‌دهی به ماموران دولت از وجودآنان آگاه می‌گردند.»
  • سه شنبه ۲۳ سرطان ۱۳۹۴ - ۱:۴۰
    علی سرابی
    «جاغوری مدت‌هاست كه در خود فرورفته و از بیماری خودشیفتگی رنج‌برده و در عذاب است با خیالات زندگی می‌كند و چشم بر واقعیت‌ها و دنیای كه بسیار شتابان به‌پیش می‌تازند، بسته و دوروبر و محیط خود را درست نمی‌بینند خمارگونه خلوت خوش با خیال‌های خویش دارند و به شكل نوستالژیك گذشته‌های خویش را به یاد آورده و ستایش کرده و با آن می‌زیند و حاضر نیستند گذشته‌ها را به گذشته سپرده و زمان حال را دریابند و خود را با شرایط امروزی و جدید وفق داده و هم‌نوا سازند. به همین دلیل جاغوری تا هنوز در همه عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... بازنده که هیچ؛ اصلا بازیگر و وارد صحنه نبوده است.»
  • شنبه ۹ جوزا ۱۳۹۴ - ۰:۵۰
    محمد جمال‌الدین
    «چند دهه‌یی است که افغان‌ها به دلیل مشکلات زیاد زندگی و اجباری قصد مهاجرت غیرقانونی به‌قصد پناهندگی در کشورهای دیگری را ازجمله کشور استرالیا را داشتند. مهاجرین که مسیر کشور استرالیا را از کشور اندونزی می‌پیمودند و آب‌هایی اقیانوس نیز به قتلگاه مسافران غیرقانونی استرالیا تبدیل‌شده بود سالانه هزاران مهاجر از افغانستان سعی می‌کردند خود را از طریق دریا با قایق‌ها به استرالیا برسانند. سفری که هزاران قربانی از مردم ما گرفته و خانواده‌های زیادی را در افغانستان عزادار نموده و این سفر برای خیلی‌ها نیمه‌تمام مانده است.»
  • چهارشنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۴ - ۲۳:۵۲
    محمد عرفانی
    «حقیقت این است که بحران کنونی که دامن‌گیر جامعه‌ای هزاره شده بحران بودن یا نبودن نیست بلکه بحران چگونه بودن است. هزاره‌های که از گذشته‌های خودشان گذشته‌ی تلخی دارد و در ازای آن‌ها با همه طوفان‌های که از سر گذرانیده و همه زخم‌های گرانی را که برداشته است و پس از رهایی از چنگال حکومت‌های مستبد آیا بازهم شرایط ایجاب می‌کند که امروز نیز در موضع حقیرانه‌ای بنشنید که اکنون برای آن تدارک دیده‌شده است؟»
  • جمعه ۱۸ ثور ۱۳۹۴ - ۲۱:۲۱
    عبدالله نظری
    «تجلیات نابرابری را می‌توان در عرصه قدرت سیاسی به‌خوبی مشاهده کرد. اکنون‌که کابینه دولت فعلی شکل‌گرفته است. در حدود هفتاد درصدد کانون‌های قدرت از وزارت، سفارت، وکالت و... در دستان یک قوم می‌چرخد و اقوامی دیگر که از اکثریت جمعیتی برخوردارند در حدود سی در صد در قدرت سیاسی بیشتر سهمی ندارند. تفکر قومی حاکمان سیاسی منجر به حذف و پاک‌سازی دیگران از صحنه قدرت گردیده و پروژه تک قومی کردن قدرت را در قالب عزل و نصب و بازنشستگی عناصر سیاسی اقوام دیگر و گزینش افراد مسلکی و تخنیکی به‌پیش می‌برند.»
  • سه شنبه ۸ ثور ۱۳۹۴ - ۲۱:۴۹
    محمد عرفانی
    «هیچ ملتی خود را از بند استبداد و نژادپرستی و افراطی‌گری نخواهد راند مگر آنکه به درجه‌ای از رشد فکری و تکامل اجتماعی برسد، ملتی نژادپرست خصلت قبیله‌ای و سنتی و ستم سالاری را به هر دلیلی تحمل بکنند، هرگز آزاد نخواهند شد و پیشرفت نخواهد کرد. تا زمانی از كمالات عقلی انسانی و آزادگی نه به‌عنوان یک شعار و حرف و آرزو، بلکه به‌عنوان یک درک عمیق و باور محکم جا نیفتد، هرگز برای کسب پیشرفت و آزادی از قیدوبند استبداد آزاد نخواهند شد.»
  • شنبه ۵ ثور ۱۳۹۴ - ۰:۴۱
    عبدالله نگران
    «آزادی برای هر افغانی؛ رهایی و نجات از درد و رنج لقمه نان و خوراکی زن و فرزند، فقر و گرسنگی خانواده، فرار از محنت عدم امنیت در جامعه را تشکیل می‌دهد. آزادی موردنظر، همان آرزوی ریزش مرزهای تصنعی ساختار قومی، نژادی، مذهبی، ایدیولوژیکی، اتنیکی، زبانی و دینی، آزادی خیال و آرزو کردن کشوری مملو و سرشار از آسایش، آرامش، رفاه، امنیت، برادری، برابری، همسویی، هم‌زبانی، خردورزی، اراده جمعی و مدنی، دگراندیشی و دیگران پذیری، انحصارشکنی و مطلق‌اندیشی است.»
  • شنبه ۲۹ حمل ۱۳۹۴ - ۳:۱۰
    صادق روشنا
    «اکنون زمان آن رسیده است که مردم خود در سرنوشت خود تصمیم بگیرند و مسیر کاروان خود را خود جهت دهند و نگاه‌های تعصب‌آلود قومی و مذهبی را انسانی کرده و به یک فرهنگ تبدیل کنند. زعامت و قیادت مردم صداقت می‌خواهد و کیاست با این بی‌کفایتی‌ها و بی‌لیاقتی‌ها راه دشوار نیک‌بختی را هموار نمی‌‌تواند؛ زیرا با فیصله شدن نوزده درصد نفوس این مردم در توافق بن و تطبیق شدن یک درصد در ساختار اداری چیزی جز نشانه بی‌کفایتی و بی‌درایتی رهبران چه می‌تواند باشد؟»
  • سه شنبه ۲۵ حمل ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۶
    محمد عرفانی
    «سوال اینجا پیش می‌آید؛ پس چرا یکدیگر را تحقیر می‌کنیم و بدتر از آن باهم همیشه در نزاع و جنگیم؛ اصولا قبولاندن یک قوم و باور از طریق زور در دنیای کنونی امکان‌پذیر است؟ اگر کسی نظری را نداند هرچه او را بزنید بر باور خودش محکم‌تر می‌شود. اصولا درک انسانی زور نیست مخصوصاً در دنیایی امروز. اگر کسی حرف درستی داشته باشد راه انتقال آن استدلال و گفتگو است نه، شمشیر، نه گروگان‌گیری و بربریت، نه قتل‌عام ، نه انتحاری و نه شمشیر .چرا اینان روح بزرگ آدمی و کرامت انسانی را در پای قبیله‌گرایی قربانی می‌کنند؟»