-
دوشنبه ۲ حمل ۱۳۹۵ - ۱:۲۱طرح نو«سایت «طرح نو» فرارسیدن سال نو تقویمی و مقدم بهار طبیعی را به هموطنان بی بوریا و بیستاره خویش تبریک گفته و فرارسیدن سال نو تاریخی و بهار زیبای اجتماعی را برای مردم خویش آرزو دارد تا شاید در آن بهار، زمینهی برای آدمهای بیبوریا و بیستاره فراهم گردد که در زمین صاحب بوریا و در آسمان صاحب ستاره گردند. بیایید با نیروی اراده و معجزه آگاهی سال نو تاریخی و بهار اجتماعی را خودمان برای خویش خلق نماییم و از این وضعیت اسفناک بیبوریایی و از این فقر و درد بیستارگی خارج شویم و جهان اجتماعیای را بیافرینیم که مستحق آن هستیم.»
-
پنج شنبه ۲۰ حوت ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۲ع.س. آگاه«تاکنون دولت وحدت ملی نتوانسته است نسبت معقول با اعتراضات مدنی یادشده برقرار نماید. چرایی این مساله به نظر میرسد در تقویت و تشکل بخشی و نهادینه کردن اعتراضات مدنی و ایجاد جامعهی فراگیر مدنی نهفته است که برخوردار از مولفههای استمرار و اطلاعرسانی و آگاهی بخشی مداوم باشد. و در کلام دیگر تاثیرگذاری و نیل به مطالبات مدنی، پدیدهی فرایندی است که باگذشت زمان و پیگیری مستمر نتیجهبخش میگردد و انتظار ثمربخشی آن در کوتاهمدت، گمراهکننده است.»
-
دوشنبه ۱۷ حوت ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۸علی نظری«هزارهها .... با هم احساس همدردی و نیاز به پایمردی و شعور همنوایی و شعار همصدایی را ندارند و چون رمهی بیچوپان کنار هم هستند اما با هم نیستند، همکلام هستند اما هم سلام نیستند، کنار هم، راه میروند اما با هم راه نمیروند. دردشان مشترکاند اما مقصد و هدفشان مشترک نیستند، باهم قربانی میشوند اما برای هم یار جانی نمیگردند، هویت هزارگی دارند اما حمیت و عصبیت هزارگی ندارند. تشخص هزارگی دارند اما تشخیص هزارگی ندارند؛ چالش هزارگی دارند اما نگرش هزارگی ندارند، منش هزارگی دارند اما بینش هزارگی ندارند، سنجش هزارگی دارند اما کنش هزارگی ندارند.»
-
شنبه ۸ حوت ۱۳۹۴ - ۲۳:۱۶عبدالله نظری«انسان هزاره دارای استعداد برتر ذاتی و خدادادی است که باید زمینه و بستری بروز و ظهور، شکوفایی و باروری آن را فراهم نمود. انسان هزاره، قدرت فکری و فلسفی و هنری و نوآوری و ابداعی خود را به نمایش بگذارد. درصحنههای عملی و اجرایی ثابت نماید که هزاره توان خلق و آفرینش در تمامی ابعاد و ساحات زندگی جمعی سیاسی را دارد چنانچه در سالهای اخیر نبوغ و قدرت خلاقیت انسان هزاره را در عرصههای علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، نظامی و... میتوان مشاهده نمود. انسان هزاره زمانی میتواند به دگرگونی دست بیابند و به وضع مطلوب و آرمانی برسد که حس خودباوری و خوداتکایی را در خویش ایجاد و تقویت نماید.»
-
پنج شنبه ۶ حوت ۱۳۹۴ - ۰:۱۴علیزاده غزنوی«اگر نام شکوهمند عدالت با هزاره گرهخورده است و اگر تاریخ عدالتخواهی در افغانستان با هزاره ثبتشده است، تحقق عدالت نیز با تعهد و پاک اندیشی هزاره ممکن است. شعار عدالت دادن و همکاسه دزدان شدن به همان میزانی که به زیان درک ضرورت تغییر وضع قساوتبار موجود است به زیان اعتبار و حیثیت هزاره هم است؛ چون ضرورت حضور هزاره و اعتماد به تعهد هزاره وقتی همگانی میشود که هزاره قدرت داشته باشد، بتواند فساد کند ولی به خاطر تعهد و مسوولیت، از فساد و همگانی شدن فساد جلوگیری کند.»
-
جمعه ۱۶ دلو ۱۳۹۴ - ۲۳:۰۹علی فروزان«اگر کل افغانستان را در قطب شمال تاریخی تصور کنیم که گرفتار یخبندان و انجماد ممتد تاریخی است، سرزمین هزارستان در قطبیترین نقطه شمال تاریخی به سر میبرد که آفتاب گرمابخش و نوری که پیام گرما و فصل تازه تاریخی را نوید دهد، نمیتابد و کوههای یخ و دریای منجمد و آسمان سوزناک و بیرحم و بادهای وحشی و برفهای همیشگی حکم رانده و بیداد میکنند و مردم همه در کولاکها و توفانهای ممتد و پیوسته گیر مانده و از نشانهی حیات فقط نفس کشیدن را با خود دارند و دیگر هیچ علایم و نشانه زندهبودن و زنده شدن مشاهده نمیگردد.»
-
سه شنبه ۱۳ دلو ۱۳۹۴ - ۱۱:۵۴عبدالخالق فصیحی«این هامارتیا یعنی ناپاکی، پستی و خیرهسری که در ارگ فاجعه آفرید، بسی عمیقتر و مخربتر از فاجعه تولد یافته از ناپاکیهای قومگرای بود. هم ازاینجهت که خواستهها و مطالبات بر حق مردم را از چنگ آنها خارج کرده و بر باد دادند، و هم اینکه هزارههای سیاهبخت این بار توسط هامارتیای خودی یعنی «محقق» در پیش چشمان مردم دنیا تحقیر شدند. روز بیستم عقرب که مردم دنیا به صفحهنمایش غلبه اتوس بر هامارتیا و محکومیت تروریستهای قومی و نسلکشی، خیره شده بودند و عنقریب که پیروزی عدالتخواهی را همراه با مردم ستمدیده افغانستان جشن میگرفتند، که بهیکباره در شوک شکست اتوس قهرمان فرورفتند.»
-
شنبه ۱۰ دلو ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۹خاطره رنجیده«در دوره و زمانهی که همه مدعیان رهبری و دلسوزی به خلق، به زراندوزی، شهرکسازی، و حرمسراگرایی و معامله با خون و رای مردم رو آورده به فریب خلق خدا مشغول و همچون انگل، خون مردم را بیپروا و بیمهابا میمکند و از طریق معامله با سرنوشت سیاسی، اجتماعی، و .... مردم به کاخهای مجلل و نوکران وفادار و دستبوسان مفت و رایگان و غلامان مطیع و کنیزان متنوع و بیشماری دستیافته ثروت و کبکبه و دبدبهشان را به رخ میکشند؛ شیوهی زیستن این مادر داغدار تاریخ، چقدر شکوهمندانه و باعظمت و زیبا و سرشار از علو و استغناست!!»
-
جمعه ۲ دلو ۱۳۹۴ - ۱۸:۰۰حسین بینوا«اینک فضای افغانستان فضای یاس، سرخوردگی، ناامیدی و تحیر و واماندگی است. اوضاع کشور در هر زمینه بدتر از گذشته و هیچ روزنهی بهسوی افقهای روشن نمیوزد و هیچ چشماندازی بهسوی ساحل نجات نمیخندد و هیچ موجی در دلهای افسرده نمیخروشد و هیچ پرنده شوقی بر شاخسار باغ نیمسوخته نمیخواند و هیچ جرقه امیدی از دلها نمیجهد و هیچ پیامی از راه نمیرسد و هیچ کلامی نمیشکفد و هیچچیزی در این هیچستان نمیبالد و نمیروید. هرچه هست هیچ و اندر هیچ است و بس. فقط هیچ است که مدام آوازهگری میکند و تمام فضا و تمام زمین و زمان را آکنده از خود و با خود همراه کرده و بانک برمیدارد و آواز سر میدهد»!!
-
پنج شنبه ۲۴ جدی ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۸احمدشاه صبور«فساد عمومی هم خشم و قهر اجتماعی است که از درون ساختارهای ناهماهنگ و نامتعادل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی به وجود آمده و پراکسیس اجتماعی را شکل داده و موجب انهدام و نابودی جامعه گشته و مهار و کنترلش از دست کنشگران و کارگزاران اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... خارج گشته و خود یکهتازی و جلوهنمایی کرده و بهپیش میتازد. فسادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی در افغانستان چنان عمومی و همگانی گشته که مبارزه با آن در شرایطی کنونی بسیار دشوار و یک امر محال و دور از واقعیت به نظر میرسد.»