• شنبه ۱۰ دلو ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۹
    خاطره رنجیده
    «در دوره و زمانه‌ی که همه مدعیان رهبری و دلسوزی به خلق، به زراندوزی، شهرک‌سازی، و حرمسرا‌گرایی و معامله با خون و رای مردم رو آورده به فریب خلق خدا مشغول و همچون انگل، خون مردم را بی‌پروا و بی‌مهابا می‌مکند و از طریق معامله با سرنوشت سیاسی، اجتماعی، و .... مردم به کاخ‌های مجلل و نوکران وفادار و دست‌بوسان مفت و رایگان و غلامان مطیع و کنیزان متنوع و بی‌شماری دست‌یافته ثروت و کبکبه و دبدبه‌شان را به رخ می‌کشند؛ شیوه‌ی زیستن این مادر داغدار تاریخ، چقدر شکوهمندانه و باعظمت و زیبا و سرشار از علو و استغناست!!»
  • جمعه ۲ دلو ۱۳۹۴ - ۱۸:۰۰
    حسین بی‌نوا
    «اینک فضای افغانستان فضای یاس، سرخوردگی، ناامیدی و تحیر و واماندگی است. اوضاع کشور در هر زمینه بدتر از گذشته و هیچ روزنه‌ی به‌سوی افق‌های روشن نمی‌‌وزد و هیچ چشم‌اندازی به‌سوی ساحل‌ نجات نمی‌خندد و هیچ موجی در دل‌های افسرده نمی‌خروشد و هیچ پرنده‌ شوقی بر شاخسار باغ نیم‌سوخته نمی‌خواند و هیچ جرقه‌ امیدی از دل‌ها نمی‌جهد و هیچ پیامی از راه نمی‌رسد و هیچ کلامی نمی‌شکفد و هیچ‌چیزی در این هیچستان نمی‌بالد و نمی‌روید. هرچه هست هیچ و اندر هیچ است و بس. فقط هیچ است که مدام آوازه‌گری می‌کند و تمام فضا و تمام زمین و زمان را آکنده از خود و با خود همراه کرده و بانک برمی‌دارد و آواز سر می‌دهد»!!
  • پنج شنبه ۲۴ جدی ۱۳۹۴ - ۱۴:۱۸
    احمد‌شاه صبور
    «فساد عمومی هم خشم و قهر اجتماعی است که از درون ساختارهای ناهماهنگ و نامتعادل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و فرهنگی به وجود آمده و پراکسیس اجتماعی را شکل داده و موجب انهدام و نابودی جامعه گشته و مهار و کنترلش از دست کنشگران و کارگزاران اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و ... خارج گشته و خود یکه‌تازی و جلوه‌نمایی کرده و به‌پیش می‌تازد. فسادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی در افغانستان چنان عمومی و همگانی گشته که مبارزه با آن در شرایطی کنونی بسیار دشوار و یک امر محال و دور از واقعیت به نظر می‌رسد.»
  • سه شنبه ۱ جدی ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۹
    نوروز جمشیدی
    «افتتاح دفتر شورای سراسری هزاره‌های اهل سنت، درواقع افتتاح دفتر هویت‌یابی برای همه هزاره‌ها است. این شورا، هزاره‌ها را به یک وجه مشترک اساسی راه می‌برد و آن هویت گم‌شده هزارگی به انضمام تمام ستم‌ها، محرومیت‌ها و رنج‌های تاریخی‌شان است. در این وجه جمع، همه‌چیز جز هزاره بودن، بی‌رنگ و بی‌اعتبار است. گرایش‌های حزبی، منطقه‌ای و حتی مذهبی هیچ‌کدام نمی‌توانند تیغ ستم و توحش را از گردن بی‌گناه هزاره پس‌زده و زخم ستم‌های گذشته را التیام بخشد. وضعیت زیست سیاسی و اجتماعی هزاره‌ها، همیشه وضعیت کشتار و پاک‌سازی قومی بوده است که جز انسجام هزارگی هیچ رویکرد دیگری در برابر آن پاسخ‌گو نخواهد بود.»
  • جمعه ۶ قوس ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۶
    صادق وطن‌خواه
    «بیستم عقرب ماهیت نارضایتی‌های مردم را از دولت ع و غ روشن کرد و آشکار نمود که محور اعتراضات مردمی، هیچ‌یکی از مقوله‌های کینه‌توزی قوم‌گرایانه، حزب گرایانه و دسیسه‌های سیاسی به‌منظور مقاصد و منافع شخصی نیست، بلکه فوران عواطف انسانی به‌منظور مطالبه توقف نسل‌کشی از یک قوم خاص، حاکمیت عدالت اجتماعی، تامین امنیت عمومی و برپایی نظم همگانی و همدلی در کشور است. مردم سران و مدیران ارشد حکومت ع و غ را به این دلیل نفی نکردند که به چه قومی تعلق دارند، بلکه تفکر قبیله‌گرایی و نژادپرستی را نفی کردند که در این دولت به خاستگاه فسادهای اجتماعی و سیاسی و تبعیض قومی بدل شده است.»
  • سه شنبه ۵ عقرب ۱۳۹۴ - ۲۲:۵۲
    نوید وطن‌خواه
    «مسلمانان از پناه ولایت و خلافت گریخته و در بلاد کفر پناه بیاورند. قلمرو جغرافیای مادی و معنوی مکه و مدینه را پر از خون و خشونت دیده و از دین محمد(ص) گریخته به ندای مسیح گوش بدهند. چه اتفاقی رخ‌داده است، نشانه تحول بزرگی خواهد بود که پرسش از آن بسیار سنگین و پاسخ آن سنگین‌تر خواهد بود که از عهده امثال بنده خارج است. اما درعین‌حال بعضی از ساده‌دلان حوزوی که در این روزها منبر و مسجد را در ایام محرم در اختیاردارند، مهاجرین را از رفتن به اروپا به دلیل بر باد رفتن دین، حجاب زنان و دختران و ارزش‌های مذهبی و فرهنگی‌شان، ناآگاهانه بیم می‌دهند.»
  • دوشنبه ۲۰ میزان ۱۳۹۴ - ۱۰:۲۸
    نسیم جعفری
    «در افغانستان، به‎دلیل انحصارطلبی پشتون‎ها و ستم‎هایی که این قوم بر سایر اقوام افغانستان روا داشته است، هیچ‎گاه در این کشور، روابط اجتماعی دوستانه و صمیمانه بین اقوام وجود نداشته است؛ بلکه بیگانگی اجتماعی، تعارض و تنش در روابط اجتماعی اقوام، حاکم بوده که گاهی تا سر حد جنگ‎های خونین قومی و داخلی پیش رفته است. جنگ‎های وحشت‎ناک داخلی، پس از پیروزی مجاهدین در دهه‎ی هفتاد شمسی، نمود آشکاری از نهفتگی پرخاشگری‎ها و ناسازگاری‎های قومی میان گروه‎های قومی افغانستان بوده است.»
  • سه شنبه ۱۴ میزان ۱۳۹۴ - ۲۳:۱۱
    محمد عرفانی
    «امروز جامعه و انسان افغانستان مثل کشتی‌شکسته‌ی است که بیشتر آن در غرقاب خشونت و عقب‌ماندگی و جهل و اعتیاد و اختناق، فقر و بی‌کاری، و گسستگی‌های اجتماعی و خانوادگی غرق‌شده و جامعه‌ی ما را نابود کرده است. مهم‌تر از همه غرور ملی و هویت ملی و روحیه انسانی مردم ما را به تباهی کشانده است. در چنین شرایطی آشفتگی سیاسی و اجتماعی جامعه‌ی ما که خود ریشه در زیر بنایی جامعه‌ی خودش دارد، جنگ‌های پی‌درپی هرکدام به‌نوبه‌ی خود تاثیرات منفی بر جامعه افغانی و انسان افغانی گذاشته است.طبیعتا جامعه‌ی که اعضای آن با نوشتن و خواندن سروکار نداشته و ندارند، خرافات و جهل ریشه‌ی قوی‌تری دارد.»
  • سه شنبه ۷ میزان ۱۳۹۴ - ۰:۴۶
    علی ایمانی
    «مهاجرت نیروی جوان و تحصیل‌کرده هم مایه تاسف است و هم رقت‌بار. هم غم‌انگیز است و هم فاجعه‌بار؛ چون با فرار این نیروی انسانی عظیم و کارآمد، وابستگی، عقب‌ماندگی و تلف شدن هزاران استعداد درخشان رخ می‌دهد و بیش از گذشته راه رسیدن به کاروان تمدن برای این کشور دشوارتر می‌شود. غم‌انگیز است چون محصلانی که تمثیل آرزوها و خواسته‌های پدر و مادرانی بودند که خستگی‌ها و بی‌رمقی‌های خود را فراموش کرده و آن را در قالب تحصیل فرزند و شکوفا شدن دردانه خود می‌داند و اکنون در این کلبه وحشت و در این ویرانه سرای به نام افغانستان مهم‌ترین دغدغه‌شان ترس از سلامتی فرزندانشان است.»
  • یکشنبه ۲۲ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۹:۲۲
    علی‌زاده غزنوی
    «کوتاه‌سخن اینکه تاخیر و تعلل در توزیع شناسنامه الکترونیکی از سوی حکمرانانی که عمدتا پشتون هستند هدفمندانه و برای پنهان‌کاری از تعیین میزان نفوس کشور و اقوام مختلف ساکن در آن، انجام می‌شود تا در این ابهام و مستوری بتوانند به اهداف فاشیستی خود برسند که همان سهم بیشتر و حضور پررنگ‌تر در ساختار حکومت، حیف‌ومیل کمک‌های جهانی و انکشاف نامتوازن و یک‌جانبه در مناطق پشتون نشین است. این هدف پلشت و پلید در سایه‌ی مغفول ماندن نفوس اقوام کشور راحت‌تر و موجه‌تر پذیرفتنی است و اختلاس و تقلب، خیانت و جنایت در پس پرده ابهام نفوس کشور آسان‌تر ممکن و عملی است.»