شناسنامه الکترونیکی،آخرین فرصت تثبیت هویت هزارههای سنی و اسماعیلی

توزیع شناسنامه الکترونیکی بعد از اما و اگرهای فراوان، با تعدیل قانون ثبتاحوال نفوس کشور از کمیته قوانین کابینه گذشته و به مرحله نهایی و مجلس شورای ملی رسیده است. با گذشتن از این فیلتر، مرحله اجرایی و نهایی آن فرا خواهد رسید. سودمندی شناسنامه الکترونیکی برای تامین امنیت و جلوگیری از تقلب و فساد و برنامهریزیهای علمی، فرهنگی، اقتصادی و… بر کسی پوشیده نیست. اما پرسشی که میماند این است که در حوزه کوچکتر و محدودتر چه نفعی برای اقلیت قومی چون هزاره دارد؟
من بر این باورم که هم مبارزات مستقیم و رودرروی هزارههای شیعی با حاکمان فاشیست و مستبد گذشته و کنونی و هم کتمان هویت هزارههای اسماعیلی و اهل سنت؛ برای اکنون این فرصت تاریخی است که بتوانند در این مقطع سرنوشتساز قد علم کنند و مسیر تاریخ ظالمانه افغانستان را عوض کنند. در این نکبتکده افغانستان، هزاره بودن جرم بود و توهین و تحقیر عادت شده بود، ولی اکنون در حساسترین موقعیت تاریخی، یک ضرورت عقلی و یک نیاز هویتی است که هزارهها این سکوت معنادار را بشکنند و از پس لفافه کتمان هویت بیرون بیایند و معادلات ظالمانه، خصمانه و مستبدانه قدرت را تغییر دهند.
اکنونکه هزاره پرچمدار عدالت و پیشتاز علم و دانش، هنر و فرهنگ شدهاند، کتمان هویت آنان گناه نابخشودنی و ظلم فراموشنشدنی برای خود هزارهها است؛ چون با کوتاهی و ثبت هزاره سنی و اسماعیلی به نام تاجیک و پشتون به معنای کمک به استمرار حکومت ظالمانه و فاشیستی است. کمک به همان بیعدالتی و بیحیثیتی است که درد و رنج ما از آن بر خواسته است. این واقعیت بسیار تلخ و مرارت بار تاریخ باید درک و شعور هزاره را بدان جا بالابرده باشد که هزارهها منشای ذلت ما یعنی واگرایی، پراکندگی و ناهمسویی ما را درک کنند.
دین و مذهب هرگز نتوانسته است زخم ناسوری هزاره را التیام بخشند و گرنه هزارههای اهل سنت ما بایستی میتوانستند از سهم مذهبی خود در ساختار قدرت و سیاست شریک شوند و از منابع کمیاب اجتماعی چون منزلت، ثروت و قدرت بهرهمند گردند؛ اما میبینیم که لفافه مذهب هیچ گرهی از مشکلات و معضلات اجتماعی هزارههای اهل سنت نگشوده و هیچ مساله را حل نکرده است. ممکن است رهبران هزاره درک و فهمشان بدان جا قد ندهند و یا منیت و خودخواهیشان مانع از آن شوند که به هزارههای اهل سنت و اسماعیلی و پارههای تن ما با چشم نیک بنگرند و حتی نامهربانی کنند و یا ممکن است برخی روحانیون ما از عینک تنگ مذهبی به مسایل اجتماعی و سیاسی بنگرند ولی نسل نو هزاره مشتاقانه منتظر پیدا شدن برادران گمشده خود هستند و بیصبرانه برای به آغوش گرفتن عزیزانی خودند که در پسی این غیبت تاریخی سیلی خوردهاند و جفا دیدهاند و در چاه ظلم بیحیثیتی تحمل کردهاند.
درمان این درد مشترک و راه بیرون رفتن از این بیحیثیتی از مسیر به هم پیوستن دستان پرمهر هزاره سنی، اسماعیل و شیعی میگذرد. حساسیت این ایستگاه زمان و این برش تاریخ بر َآگاهان دلسوز هزاره باید روشن باشد که ما درد تاریخ، بیحیثیتی و بردگی تاریخی را برای فراهم شدن چنین روزی و چین فرصتی تحمل کردهایم که بتوانیم با غرور و سربلندی دیوار ترکخورده استبداد قومی و فاشیستی را بشکنیم و عزتمندانه بهمثابه هزاره سرافراز و سربلند در این جغرافیای جهان زندگی کنیم. این روز همان روز سرنوشتساز هزاره است که با گرفتن شناسنامه الکترونیکی خود هویت کتمان شده خود را فاش کنند و بر تمام هویتهای جعلی و تاریخی خود نه بگویند. لذا در گام نخست بر تمام آگاهان دلسوز هزاره (اسماعیلی، شیعی و سنی) لازم است که حساسیت و اهمیت این مقطع تاریخ را خود دریابند که ثبت و گرفتن شناسنامه الکترونیکی چقدر میتواند در معادلات قدرت و تعیین جدید مسیر تاریخ افغانستان تاثیر گذار باشد و در گام دوم متعهدانه و مسوولانه به وظیفه روشنگری و آگاه بخشی تودههای مردم اقدام کنند.
تمام هزارهها مسوولیت تاریخی، اجتماعی و حتی اخلاقی دارند که در برکندن این نقاب غیریت از طریق رسانهها، شبکههای اجتماعی و مراکز علمی و فرهنگی به آگاهی بخشی تودههای مردم هزاره یاری رسانند تا هزارهها؛ هویت اصیل، نجیب و صلحدوست خود را با شجاعت و افتخار افشا کنند. هویت اصیل هزاره دوستدار دانایی و توانایی، هنر و فرهنگ، دانش و شکوفایی بوده و هست. علیرغم جفای روزگار در این سرزمین هزاره جز افتخار ملی و بینالمللی چیزی برای این سرزمین نیا روده است.
هزاره به این سرزمین که قتلگاه و قربانگاه او بوده هیچگاه خیانت نکرده و به بیگانگان نفروخته است. پس افشای هویت هزارگی در این مقطع تاریخ و در این فرصت سرنوشتساز هم افتخار و هم یک ضرورت تاریخی و یک مسوولیت انسانی و اجتماعی است؛ چون نقش تعیینکننده در معادلات قدرت دارد. چون تنها فرصتی است که میتواند به اقتدار و عزت هزاره منتهی شود و چون با به هم پیوستن بازوان پرتوان برادران گمشده و مرارت دیده ما میتوانیم قدرت مهارنشدنی خلق کنیم و معادلات کشور را به هم بریزیم و از نو تعیین کنیم. فکر کنم هویت مشترک، تاریخ مشترک، درد مشترک و بیحیثیتی مشترک برای این درک مشترک و اقدام مشترک کافی باشد.