جنبش روشنایی مشعلدار عدالتخواهی در کشور
جنبش روشنایی مشعلدار عدالتخواهی در کشور
۱ـ عدالت آرمان بشریت است؛ تا بشرِ طغیانگر، خودخواه و بیرحم بوده و برای ارضای تمایلات حیوانی خود از هیچ ستم و استبدادی دریغ نکرده، مشعل عدالتطلبی نیز در دستان عدالتخواهان عالم همواره روشن و برافراشته بوده است. فیلسوفان، دینداران، سیاستمداران و … هرکدام به فراخور فضای علمی و فکریشان عدالت و ظلم را تفسیر و تبیین کردهاند. معمولا عدالت و ظلم را حقایقی ضد هم دانسته که یکی افشانندهی نور و روشنایی است و دیگری ارمغان آورندهی ظلمت و تاریکی. جامعهی انسانی در پرتو نور و روشنایی به حیات انسانی خود میرسد و در سایهی ظلمت و تاریکی، در وادی حیوانیت و نابودی کشانده میشود.
۲ـ در جامعه استبدادی و ستمزدهی افغانستان که همواره مردم آن از حاکمیتِ ظلم و بیعدالتی رنج و مصیبت دیدهاند، باز این مشعلداران عدالتخواهی در دورههای مختلف تاریخی بوده که آرمانها و آرزوهای ستمدیدگان و محرومین جامعه را فریاد کردند و چه جانهای ارزشمندی که در این راه فدا شدند. یکی از نمونههای بارز و عینی انسانهای عدالتخواه کشور در چند دهه اخیر، رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری(ره) و جنبش مقاومت غرب کابل بود که در سختترین شرایط و در عصر و زمانهای که فضای جهل و تعصب و بیعدالتی به اوج خود رسیده بود، فداکارانه از خود گذشتگی کرده و همه دار و ندار خود را به پای عدالت و آزادی مردمش ریختند.
۳ـ امروزه نیز که ابر سیاه ظلمت و بیدادیِ تاریخی همچنان بر فضای کشور سنگینی خود را حفظ کرده، مشعلداریِ عدالتخواهی را این بار جنبش روشنایی در دست گرفته و فریاد دادخواهی و رفع ستم سیستماتیک و تاریخی را سرداده است. روشن است که پویندگان عدالت، تودههای ستمکشیده و شلاق تبعیض خورده و محرومیت چشیده هستند که به جنبش روشنایی چشم امید دوختهاند. اینان هستند که بیعدالتی، فقر، محرومیت، نا امنی، توهین و تحقیر را هر روز با تمام وجودشان لمس میکنند. نه آنانی که عشرتکدهها و حرمسراهایشان روبهراه است و هر روز جرعهنوشی از شراب قدرت و شهرت مستشان میکند و به قول خودشان، هر روز کشوفش دارند و آن را به رخ مردم مظلوم میکشند تا غریزهی خودنمایی و تکبر خود را نیز ارضا کنند.
آنانی که در رفت و آمدشان در داخل شهرها با تیمهای امنیتی ویژه اسکورت میشوند و خود و فرزندانشان با هواپیما از شهری به شهری مسافرت میکنند، هیچ وقت درد و رنج ناامنی را نچشیدهاند و لذاست که ناامنی برایشان نامفهوم است. آنانی که با یک اشاره و تلفن، تمام کارهای اداریشان حل شده و هیچ وقت پایشان به ادارات دولتی در کنار مردم عادی کشانده نشده است، درکی از تبعیض و توهین و تحقیر ندارند. آنانی که کوچکترین کارهای روزانهاش را برای فخر فروشی و منتگذاری بر مردم از طریق تلویزیونهای شخصیشان به رخ مردم میکشند، درکشان از عدالت و ظلم با درک مردم عادی که هر روز با این بلایا و مصائب دست و پنجه نرم میکنند، زمین تا آسمان متفاوت است. آنان حق دارند که بگویند جنبش روشنایی دنبال عدالت اضافی است؛ زیرا بیعدالتی، فقر، نا امنی، محرومیت، توهین و تحقیر برای آنها مفهومی ندارد.
۴ـ کوتاه سخن اینکه، امروزه بدنه جامعه افغانستان، مخصوصا هزارهها، جنبش روشنایی را مشعلدار عدالتخواهی میدانند و به آن امید بستهاند. آرزو این است که اعضای جنبش روشنایی این مسئولیت تاریخیشان را درک کرده و آسیبها و چالشهایی را که سر راه این جنبش مردمی قرار دارد، شناسایی نموده و با درایت از آنها عبور کنند. آنان باید درک کنند که سنت عدالتخواهی در طول تاریخ بدون هزینه و مشکلات نبوده است. عدالتخواهی مسیر پرپیچ و خمی دارد که در آن خطرها، از خودگذشتگیها و چشمپوشیدن از مقام و منزلتهای رسمی و به قول رهبران پرادعا: کش و فشها را باید به جان خرید. وگرنه، خود در زمین استبداد و ستم بازی کرده و همکاسهی مستبدان خواهیم شد. امید است که چنین نشود.
یاد و خاطره شهدای جنبش روشنایی گرامی باد. به امید پیروزی جنبش عدالتخواهی کشور

(
(