کد مطلب : 1455
یکشنبه ۱۰ اسد ۱۳۹۵ - ۱۲:۵۲
17278
فاقددیدگاه
احمدی رشاد

بیایید، رسانه‌ی روشنایی باشیم تا رسانه‌ی تاریکی!

روشنایی
«حال پرسش این است که چرا دو رسانه‌ی تلویزیونی «راه فردا» و «نگاه» در سخت‌ترین شرایط، مردم خود و آرمان‌های آنان را نادیده می‌گیرند و در شب که کشتار دهمزنگ، رقم خورده بود و همه عزادار بودند و سیاه پوشیده‌اند، تلویزیون «راه فردا» و «نگاه» به برنامه‌های عادی خود «فیلم کره‌ای» و «جونگ نگاه» را پخش می‌نمودند؟. آیا این اقدام غیر حرفه‌ای نشان نمی‌دهد که این دو رسانه بیش از آنکه یک رسانه‌ی حرفه‌ای باشند، بیشتر به بُنگاه تبلیغات شخصی رهبران خود تبدیل شده‌اند.»

رسانه‌های جمعی، سه نقش و کارکرد مهم و اساسی در جامعه دارند که عبارت‌اند از «اطلاع رسانی»، «فرهنگ سازی» و «هدایتی و جهت دهی». منبع مهم فعالیت‌های رسانه‌ای هم خود اجتماع است، بر مبنای الگوی «بازتاب پذیری» آنتونی گیدنز، محتوای رسانه‌های جمعی، بازتاب آن چیزی است که در جامعه جاری است. واقعیت رویدادهای رسانه‌ای هم این نکته را اثبات می‌کند که رسانه‌ها آنچه را بازگو می‌کنند، رویدادهایی است که بر بستر اجتماعی جامعه به وقوع پیوسته و رسانه‌ها از قدرت بازتابنده‌گی خود بهره جسته و رویدادها را هم تفسیر می‌کنند و هم پالایش نموده و برجسته می‌سازند. شما اگر یک گوینده و کارگردان یک برنامه‌ی رسانه‌ای را در نظر بگیرید، او خود برایند رویدادها و محصول ساختارهای محیطی خود است و آنچه را می‌گوید و تحلیل می‌کند، از جامعه‌ی خود فرا گرفته است. پس ماهیت رسانه‌ها همان فلسفه، تاریخ و کارکردهای آن است که بازتاب دهنده‌ی رویدادهای جامعه‌ی خودش می‌باشد. از همین روی، رسانه‌ها هویت‌های متنوعی پیدا می‌کنند و دقیقن مثل خود آدمها و جوامع، متکثر و مختلف می‌شوند و بر همین اساس، رسانه‌ها به دلیل تعلق به یک فلسفه، تاریخ، جامعه، و گروه تعریف می‌شوند.

در جهان کنونی، کشورها دارای منافع و مصالحی حاصی خودش هستند و رسانه‌های که تعلق به آن آب و خاک دارند، در چارچوب منافع و مصالح آن کشور فعالیت می‌کنند و در حقیقت این فعالیت‌های رسانه‌ای، فلسفه، تاریخ و هویت آن‌ها را می‌سازند و بازتاب می‌دهند. در افغانستان نیز رسانه‌های زیادی، فعالیت می‌کنند و با تاسف ماهیت فعالیت‌های آنان اغلب قومی و گروهی است، یعنی به دلیل تعلق به یک گروه قومی و گونه‌ی زبانی، حتا تعریف می‌شوند و به همان سان نیز شناخته می‌شوند. تلویزیون‌های «نگاه» و «راه فردا» گذشته از تعلق قومی، فلسفه و تاریخ فعالیت‌های رسانه‌ای‌اش که نزدیک‌ترین رسانه به جنبش روشنایی بودند، اصول حرفه‌ای و اخلاق رسانه‌ای نیز حکم می‌نمود که این دو رسانه مطابق به وظایف اخلاقی و حرفه‌ای خود تظاهرات جنبش روشنایی در ۲ اسد ۱۳۹۵ را پوشش می‌دادند. اما دیدید که چنین نشد و این دو رسانه، نیز قوم، تاریخ و فلسفه‌ی خود را نادیده گرفتند و در قبال رویداد مهم تظاهرات ۲ اسد ۱۳۹۵ بی‌تفاوتی و خاموشی اختیار نمودند و حتا به آرمان‌های مردم خود و تاریخ سراسر تبعیض و ستم آن خیانت نیز نمودند.

حال پرسش این است که چرا دو رسانه‌ی تلویزیونی «راه فردا» و «نگاه» در سخت‌ترین شرایط، مردم خود و آرمان‌های آنان را نادیده می‌گیرند و در شب که کشتار دهمزنگ، رقم خورده بود و همه عزادار بودند و سیاه پوشیده‌اند، تلویزیون «راه فردا» و «نگاه» به برنامه‌های عادی خود «فیلم کره‌ای» و «جونگ نگاه» را پخش می‌نمودند؟. آیا این اقدام غیر حرفه‌ای نشان نمی‌دهد که این دو رسانه بیش از آنکه یک رسانه‌ی حرفه‌ای باشند، بیشتر به بُنگاه تبلیغات شخصی رهبران خود تبدیل شده‌اند.

این در شرایطی است که رسانه‌ها همانند انسان‌ها دارای مسئولیت‌های اجتماعی می‌باشند که مهم‌ترین آن «اطلاع رسانی» است. آیا رویداد مهم تظاهرات مدنی جنبش روشنایی در ۲ اسد ۱۳۹۵ ایجاب نمی‌کرد که اطلاع رسانی شود و به شکل زنده بخش گردد؟ آقای خلیلی و محقق باید بدانند که رسانه‌ها امروزه ابزار صرف تبلیغاتی نیستند، بلکه به مثابه‌ی یک حق عمومی و جمعی که با سرنوشت سیاسی، تاریخ و حیات اجتماعی یک ملت، در پیوند است؛ تلقی می‌گردند و اگر در این حق عمومی، اختلال ایجاد کنند و آن را به نفع شخصی خود بچرخانند، در حقیقت به حق ملیون‌ها انسان پیامگیر خیانت صورت می‌گیرد و باید در برابر آنان پاسخگو باشند. رسانه‌ها در جامعه دارای وظایف و جایب خاص خودش هستند و باید در فعالیت‌های خود آن را مراعات نمایند، بلندگوی شخصی نیست که فقط باید تصویر و سخن خلیلی و محقق را پخش و نشر نمایند. باید برای جامعه و ملتی که به آن تعلق دارند و تاریخی که بر بستر آن ایجاد شده‌اند و فرهنگی که هویت آنان را ساخته‌اند، فعالیت نمایند و خدمت ارائه دهند. نه آنکه شب و روز به شکل ۲۴ ساعته تصویر شیخین را برجسته نمایند.

در کشوری که تلویزیون‌های خصوصی زیادی که همگی خود را حرفه‌ای و ملی معرفی می‌کنند و فعالیت رسانه‌ای دارند، چرا یک رویداد به این مهمی که افتخار و آبروی دمکراسی و مردم‌سالاری بود، را انعکاس داده و مستقیم نشر نمی‌کنند؟ این وضعیت که یک درد و رنج ملی را در خود به شکل معناداری بازگو می‌کند، مهم‌ترین دلیل بر وجود تبعیض و بی‌عدالتی در این کشور می‌باشد. جنبش روشنایی، نماد مردم سالاری، آزادی فرهنگ و مدنیت بود که اعتبار و حیثیت فرهنگی و ملی را به نمایش می‌گذاشت و باید از تمام رسانه‌های کشور به شکل زنده تحت پوشش مستقیم قرار می‌گرفت و با کامره‌های مختلفی از ابعاد و زوایای گوناگون به دنیا نشر می‌گردید. اما دلیل حتمی و قطعی سانسور آشکار و بایکوت ناجوانمردانه‌ی رویداد خونین دهمزنگ، تبعیض سیستماتیک قومی هزاره‌ها و سرکوب صدای عدالت خواهانه‌ی آنان بود که از طرف دولت و ایادی معامله‌گر آن انجام گرفت و در تاریخ مطبوعات کشور همانند یک لکه‌ی ننگ و روسیاهی رسانه‌ای، باقی ماند.

در پایان یک نکته بنیادی و حیاتی را با رسانه‌های که هنوز وجدان حرفه‌ای و اخلاقی آنان زنده است و هنوز به مسئولیت‌های انسانی و اجتماعی خود دلبستگی دارند، شریک می‌سازم و آن اینکه در این کشور صدای عدالت و دادخواهی ملی باید رسانه‌ها باشند و از نمادهای دمکراسی و مردم سالاری آنها باید حراست و پاسداری نمایند. اگر رسانه‌های کشور الان که در آغاز راه دمکراسی و مردم سالاری هستیم، تن به سانسورهای آشکار و پنهان دولتی بدهند، فردا عنان رسانه‌ها را نیز دولت‌های خود کامه و تمامیت خواه به دست خواهند گرفتند و دیگر برای بازگشت دیر خواهد بود. پس رسانه‌ها براساس عهد و پیمان حرفه‌ای خود که پاسدار آزادی، فعالیت‌های حرفه‌ای و نشر آزاد معلومات هستند، باید با شجاعت و صداقت ملی، رویدادهای مدنی و سیاسی را نشر و پخش نمایند. بیایید همگی رسانه‌های روشنایی باشیم تا رسانه‌های تاریکی!

امتیاز:
(1) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما