• شنبه ۷ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۴:۲۴
    ع-ف ناهوری
    «در چنین وضعیتی مردم افغانستان نیز بیش از این­که به ثبات و امنیت امیدوار باشند از بازی­های جنگ و صلح یک‌طرفه سرگیجه گرفته‌اند؛ زیرا می­بینند و می­دانند که اقوام دیگر در افغانستان نه شریک جنگ بوده‌اند و نه طرف صلح. قبل از صلح آنچه امرای پشتون‌خواه بر سر این مردم آوردند، دیدند و کشیدند پس از صلح نیز هیچ تضمینی وجود ندارد که بر سر این مردم چه خواهد آمد. جای اضطراب و سرگیجه­ است که مردم افغانستان همیشه خود را در میان جنگ و صلح یک‌طرفه گرفتار می­بینند و نمی­دانند که جنگ و تخریب و ترور برای چه و صلح و آشتی برای چه!!»
  • یکشنبه ۲۵ اسد ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۴
    حسین رهنما
    «مرگ ملا عمر هم پرده از رخ طالبان برداشت و هم توانست گرایش ارگ نشینان را برملا و هم چهره‌های به‌ظاهر دموکرات را افشا و هم برخورد و بازی پاکستان را با ملت افغانستان به‌وضوح و روشنی کامل بازگو نماید. ملت افغانستان در پرتو مرگ تاریک و در انزوای ملا عمر فهمید که طالبان و رهبر کاریزمای آنان هیچ اختیار و اراده‌ی از خویش نداشته و در راستای اهداف پاکستان ناامنی و قتل و کشتار را در کشور ادامه داده و برای منافع آن کشور قربانی گشته و از ملت قربانی گرفته و می‌گیرددر سایه‌سار روشنی این مرگ هویدا گردید که پاکستان چگونه با افغانستان بازی‌یی مسخره‌ی را انجام داده و به‌پیش برده است.»
  • جمعه ۲۳ اسد ۱۳۹۴ - ۱۱:۰۴
    رستم آتش‌‌نسب
    «یکی از وظایف اصلی و اولی دولت و حکومت تامین امنیت شهروندان است. رییس‌جمهور چون در راس حکومت قرار دارد باید در قبال ناامنی‌ها، جنایت‌ها، کشتارها، ره‌گیری‌ها و ... که از سوی هرکسی، هر نهادی، هر گروهی، و هر کشوری به وقوع می‌پیوندد، پاسخگو باشد. رییس دولت به بهانه و عذری اینکه فلان کشور دشمن ماست و این ناامنی‌ها را ایجاد می‌کند نمی‌تواند خود را از زیر بار مسوولیت بیرون بکشد. اینکه ناامنی، دزدی، ره‌گیری، و ... از سوی چه کسانی به وقوع می‌پیوندد مهم نیست. مهم این است که این جرم‌ها، جنایت‌ها، ترورها و انتحارها جلواش گرفته شود تا به وقوع نپیوندد و امنیت مردم و شهروندان حفظ گردد.»
  • دوشنبه ۱۹ اسد ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۲
    عبدالخالق فصیحی
    «حال بر این اساس، اهمیت ندارد که بدانیم شخص ملا عمر مرده است یا هنوز زنده است. هیچ جای سرور نخواهد بود که مردم افغانستان مرگ یکی از جلادان تاریخ معاصرشان را جشن بگیرند. هیچ تسکینی برای دردهای بی‌پایان مردم افغانستان نخواهد بود که قاتل یا ارباب مرگ صدها افراد بی‌گناه این سرزمین مرده است یا نه، بلکه مهم مرگ تفکر ویرانگری، تحجر و بنیادگرایی منهای تعقل و ارزش‌های انسانی است که فعلا نمرده و مردم افغانستان شاهد دفن آن لاشه وحشت در گورستان اسلام نژادی و قوم‌گرایی نمی‌باشند.»
  • سه شنبه ۱۳ اسد ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۲
    اسد بودا
    «مزاری و مسعود رفتند. فقط چند تا فرزندخوانده‌ و میراث‌خوار باقی مانده‌اند که بیش از آن‌که اهل عمل باشند، اهل توطئه و نمایش‌اند و تنها زمانی که منافع شخصیِ‌شان به خطر می‌افتد دست طلب و التماس به‌سوی مردم دراز می‌کنند. هیچ کدام از این میراث‌خواران مردان جنگ نیستند. رزمایش و نمایش آن‌ها از دفاتر شخصی، میدان‌های هوایی و مهمانی‌های سیاسی فراتر نمی‌رود. هر روز بر ضد طالب شعار می‌دهند، از اشرف‌غنی گله و شکایت می‌برند، اما نه یک‌بار حاضر است به جنگ طالب بروند و نه توان دل‌کندن از سفره‌ی کرزی و اشرف‌غنی دارند.»
  • سه شنبه ۱۳ اسد ۱۳۹۴ - ۱:۳۷
    ع ـ ف ناهوری
    «آگاهی بخشی توده­‌ها یا همان مردم عادی، بهترین روش برای شعله ور ساختن چراغ­ رهبری آینده خواهد بود. وضعیت گذشته و حال ما مستلزم این است که مردم را از جریان سرنوشت شان که به کدام سوی بیدادگری و ویرانی در حال حرکت است آگاه سازیم. باید توده­ها را بیدار نموده تا نگاه کنند که ناشایسته­ ها چه استفاده‌هایی از نام و جایگاه سیاسی و اجتماعی این مردم کسب نموده و چه کاخ­هایی را برای خود و نسل شان ساخته‌­اند. باید احساسات پاک مردم و توده های ستم­ کش را به سوی خردورزی رهنمون کرد تا خودشان با علم و آگاهی سرمایه­‌های مادی و معنوی‌شان را رهبری نمایند.»
  • جمعه ۹ اسد ۱۳۹۴ - ۱۰:۱۵
    علی غزنوی
    «پاکستان با بازی مرگ ملا عمر ثابت کرد که افغانستان در چه سطحی از توانایی کشفی و اطلاعاتی قرار داشته و توان بازیگری و مانور سیاسی و کلا توان نمایش قدرت داخلی و برونی‌اش در چه سطحی قرار دارد و چگونه بازیگر اصلی در افغانستان، پاکستان است و این پاکستان است که خود می‌برد و خود می‌دوزد و افغانستان با تمام حمایت‌های داخلی و هدایت‌های خارجی‌شان عروسکی در چنگ پاکستان بیش نیست. به نظر می‌رسد با اعلام مرگ ملا عمر پیش از اینکه ملا عمر مرده باشد نیروهای استخباراتی، ارگ ریاست جمهوری، ملا اشرف غنی، و... مرده است.»
  • یکشنبه ۴ اسد ۱۳۹۴ - ۸:۴۵
    صادق روشنا
    «منطق کارساز در برابر این رویکرد تبعیض و تعصبِ دولت و دولتمردان، انسجام سیاستمداران هزاره و شکستن بن‌بست‌های فکری از سوی نخبگان فکری هزاره است. اما سیاستمداران حاضر در ساختار قدرت از نزدیک و از درون دولت می­توانند مقتدرانه به برطرف کردن رفتارها و نگاه‌های مغرضانه موجود اثر بگذارند و با درایت و اقتدار مطالبات مردم را تحقق بخشند؛ اما مهم‌ترین عاملی که آنان را در پیاده کردن خواسته‌هایمان ناکام گذاشته است فقدان سیاست­ها و استراتژی­ واحد و مشخص بوده است.»
  • دوشنبه ۲۹ سرطان ۱۳۹۴ - ۹:۲۵
    عبدالخالق فصیحی
    «حالا به جد می‌توان گفت که ملا عمر از کمین درآمده و نقاب از چهره برداشته و این بار از مسیر انتخابات در ارگ کابل تکیه زده است. اما نه با یک‌چشم که با دو چشم، نه با قیافه مولوی که با کراوات و نه از مدرسه دینی طالب سازی پاکستان که از دانشگاه‌های آمریکایی ظهور کرده و در چهره اشرف غنی، نقشه کشتار نسلی و فجایع انسانی‌یی مثل فاجعه جلریز را برنامه‌ریزی می‌کند. حالا معلوم می‌شود که در ساختار کلان رهبری طالبان، نه ملا عمر محوریت دارد و نه شخص دیگر، بلکه افراد مطابق بازمان مقتضی به این مقام برگزیده می‌شود که اکنون اشرف غنی فرد مناسب آن است.»
  • چهارشنبه ۱۷ سرطان ۱۳۹۴ - ۵:۲۵
    احمدی رشاد
    «رییس جمهور غنی که در دوران کمپاین خود بر خاتمه دادن به حکومت‌های موازی وعده داده بود، اینک در مورد عطامحمد نور ماشین سیاست‌اش سلیپ کرده است. از جانبی، تحمل امپراطوری شمال و یا حکومت موازی عطا در بلخ برایش غیر قابل تحمل است و از جانبی دیگر، دولت وحدت ملی، از اساس بر معامله و تقسیم بنا شده است. از این‌روی نصف دولت که عبدالله است خود را مدیون امپراطوری شمال و آقای عطامحمد نور می‌داند و اصرار دارد که حکومت موازی بلخ می‌باید محفوظ باشد. حال که در حدود ده ماه از عمر دولت دو سر وحدت ملی می‌گذرد، هنوز دو رهبر در مورد ولایت شمال به توافق نرسیده‌اند.»