کد مطلب : 895
سه شنبه ۱۳ اسد ۱۳۹۴ - ۱۰:۴۲
6399
۳ دیدگاه
اسد بودا

تنها جنرال

جنرال دوستم
«مزاری و مسعود رفتند. فقط چند تا فرزندخوانده‌ و میراث‌خوار باقی مانده‌اند که بیش از آن‌که اهل عمل باشند، اهل توطئه و نمایش‌اند و تنها زمانی که منافع شخصیِ‌شان به خطر می‌افتد دست طلب و التماس به‌سوی مردم دراز می‌کنند. هیچ کدام از این میراث‌خواران مردان جنگ نیستند. رزمایش و نمایش آن‌ها از دفاتر شخصی، میدان‌های هوایی و مهمانی‌های سیاسی فراتر نمی‌رود. هر روز بر ضد طالب شعار می‌دهند، از اشرف‌غنی گله و شکایت می‌برند، اما نه یک‌بار حاضر است به جنگ طالب بروند و نه توان دل‌کندن از سفره‌ی کرزی و اشرف‌غنی دارند.»

جنرال ‫‏دوستم، در جنگ با طالب سخت تنها و البته تنهایی او طبیعی است. به استثنای حکمت‌یار که به غار پناه برده و همانند یک رهزنِ تمام‌عیار در خفا به سر می‌برد، دوستم تنها فرد باقی مانده از رهبران نسل‌ اول و دوران پدران است. مزاری و مسعود رفتند. فقط چند تا فرزندخوانده‌ و میراث‌خوار باقی مانده‌اند که بیش از آن‌که اهل عمل باشند، اهل توطئه و نمایش‌اند و تنها زمانی که منافع شخصیِ‌شان به خطر می‌افتد دست طلب و التماس به‌سوی مردم دراز می‌کنند. هیچ کدام از این میراث‌خواران مردان جنگ نیستند.

رزمایش و نمایش آن‌ها از دفاتر شخصی، میدان‌های هوایی و مهمانی‌های سیاسی فراتر نمی‌رود. هر روز بر ضد طالب شعار می‌دهند، از اشرف‌غنی گله و شکایت می‌برند، اما نه یک‌بار حاضر است به جنگ طالب بروند و نه توان دل‌کندن از سفره‌ی کرزی و اشرف‌غنی دارند. نه عبدالله و عطا و صلاح‌الدین و دیگر میراث‌خواران مسعود در خط مقدم جنگ بدخشان رفتند و نه کریم‌خلیلی و محقق چندگام دورتر از کابل به‌ ‫‏جلریز. در عین حال هم از جنگ مافیایی معادن لاجورد بدخشان سهم‌شان را گرفتند و هم از منازعات میدان وردک سود سیاسی بردند.

اینکه رفتن دوستم در این شرایط بحرانی در فاریاب تا چه حد از نظر سیاسی به نفع ازبیک‌هاست، جای پرسش دارد و قابل تحلیل است، اما دوستم اهل چشم‌‌‌به‌چشم‌شدن با تاریخ است. به‌جای زل‌زدن به چشمان اشرف‌غنیِ بیمار و گوش‌دادن به سخنرانی این رئیس جمهور لنگ، به فاریاب می‌رود و با طالب چشم به‌چشم می‌شود. دوستم بلد نیست بلبل‌زبانی کند، تاریخ ستم، او را از آموزش محروم کرد، ولی ‏معلمِ سیاسی آگاه و خطرپذیری است که از مرگ و خیره‌شدن به چشم تاریخ نمی‌ترسد. دوستم، تنهاست؛ زیرا، دیگر رهبرک‌ها از مرگ هراس دارند و از خیره‌شدن به تاریخ وحشیِ این سرزمین می‌ترسند. حدس‌زدن سمت و سوی تحولات دشوار است ولی قدر مسلم آن است که دوستم در جنگِ طالب تنهاست، به تنهایی بار تاریخ را به‌دوش می‌کشد و جز مردم ازبیک هیچ‌یک از رهبران سیاسی اقوام دیگر او را یاری و همراهی نمی‌کند.

تنهایی دوستم در برابر طالب درناک است. اما چاره چیست؟ کم نیستند کسانی که حتا او را مسخره می‌کنند، کم نیستند سیاست‌مداران ضد طالب‌نمایی که از این شرایط سود می‌برند تا رابطه‌‌شان را با ارگ و تیم اشرف‌غنی عمق بخشند، اما آن‌که با ‫‏تاریخ می‌جنگد تنهاست، در نتیجه، هیچ‌یک از سیاست‌مداران کنونی تاب و توان همراهی با این «جنرالِ تنها و تنها جنرال» را ندارند.

منبع: فیسبوک

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
نظرات بازدید کنندگان
  1. افکار ونوشته های آقای بودا در مسائل اجتماعی دارای وزن ومتانت وتعیین کننده است، ای کاش ایشان اصلاح وبهبود وضعیت را در همین حوزه دنبال می کرد تا به حق جنرال قلم نام بگیرد. متاسفانه کار در جای خراب می شود که ایشان در حوزه فرهنگ ومسائل دینی وارد می شود. با قطع نظر از تقصیر وقصور، عقلانیت وحکمت می طلبد که ایشان بسان یک جنرال متعهد مظالم وبیدادگریهای اجتماعی را با زبان قلم مطرح نماید، واز آشفته بازار تهاجم به اخلاق ومعنویت که سکه روز جمعی از قلم بدستان فضای مجازی شده است فاصله بگیرد. باتشکر

  2. عجب توصیه‌یی!؟ ماشاء الله به جناب صادق زاهدی.!!!!
    تمام بدبختی‌های امروز جامعه ما زاییده همین پندارها و باورهای دینی- مذهبی است. تا باورهای دینی اصلاح و عقلانی نگردد معضلات اجتماعی ما همچنان ادامه خواهد داشت. مگر می‌شود عمده‌ترین عامل انحطاط و تباهی جامعه افغانی (که دین و مذهب باشد) را نقد نکرد و آنگاه انتظار بهبودی اوضاع اجتماعی را هم داشت؟ به نظر من که همچون کاری امکان ندارد.

  3. با سلام خدمت برادر گرامی جناب آقای پناهجو.
    تشکر از نظر جناب عالی به استحضار می رساند که:
    علل وعوامل بدبختی وشناسایی آن واحاطه بر آن کار دشواری است. اجمالا می توان گفت که ادعای کلی شما مبنی بر این که تمام بدبختی زاییده دین است قابل قبول نیست. این کلی گویی دلیل می طلبد. چه با دین باشیم ویا بی دین به عنوان یک انسان رعایت انصاف اصل خدشه نا پذیر است. خود حضرت عالی در ادامه دین را عمده ترین عامل انحطاط معرفی کرده اید ونه کل سبب وعلل.
    این که فاصله گیری از دین را عامل حل معضلات دانسته اید باز معلوم نیست. قاره آفریقا بسیاری از کشورهای شان بی دین اند ولی مشکلات زیادی دارند.
    صحبت از اصلاح دینی وتأیید اصلاحات مورد نظر آقای بودا، نشان دهنده نوعی بی صداقتی است. انکار دین از اساس بهتر از پذیرش آن از نوع فیل مولوی است. موفق باشید.

دیدگاه شما