حاشیهی بر سفر رییس اجراییه به شمال!
عبدالله عبدالله یک هفته قبل در نشست هیات دولت، به وزرا دستور داد که بعد از این به خاطر هماهنگی بیشتر کارها به ولایات سفر کنند و خود نیز در یک مسافرت به شمال از دو ولایت قندوز و بلخ بازدید به عمل آورده و با مردم این شهرها از نزدیک ملاقات نمود. گرچند مردم این شهرها از رییس اجرایی راضی نبودند، ولی اصل مسافرت کردن مقامات عالی دولت در میان مردم و ولایات روش پسندیده و اقدام راهگشا در جهت کاستن فاصلهی مردم از حکومت است.
اما این مسافرت، داعیههای دیگری نیز داشت و آن روشن شدن سرنوشت ولایت در بلخ بود که متاسفانه هنوز با سرپرستی اداره میشود. عطامحمد نور فردی قدرتمندی که رییس اجراییه جمعیت اسلامی نیز هست از یار قدیمی خود انتظار داشت تا او را به عنوان والی در بلخ معرفی نماید. شاید عبدالله نیز خیلی علاقه داشت که در این سفر چنین مژدهی را به هم حزبیاش بدهد، ولی به دلیل اختلاف شدید روی ولایت عطا بین غنی و عبدالله و عدم توافق روی آن از معرفی عطا محمد نور به عنوان والی بلخ اجتناب ورزید. از این روی، نکاتی قابل یاد آوری است.
۱- غنی و شعار عدم تحمل حکومتهای موازی
رییس جمهور غنی که در دوران کمپاین خود بر خاتمه دادن به حکومتهای موازی وعده داده بود، اینک در مورد عطامحمد نور ماشین سیاستاش سلیپ کرده است. از جانبی، تحمل امپراطوری شمال و یا حکومت موازی عطا در بلخ برایش غیر قابل تحمل است و از جانبی دیگر، دولت وحدت ملی، از اساس بر معامله و تقسیم بنا شده است. از اینروی نصف دولت که عبدالله است خود را مدیون امپراطوری شمال و آقای عطامحمد نور میداند و اصرار دارد که حکومت موازی بلخ میباید محفوظ باشد. حال که در حدود ده ماه از عمر دولت دو سر وحدت ملی میگذرد، هنوز دو رهبر در مورد ولایت شمال به توافق نرسیدهاند. خندههای تلخ غنی در آغاز شکلگیری دولت، به دخالتهای عطا محمد نور در امر حکومت، او را سخت عقدهمن نموده که به هر قیمتی که شده عطامحمد نور را از بلخ بردارد. اما اینکه لجاجت غنی پاسخ میدهد و یا مدیونی عبدالله به عطا آینده پاسخ میدهد.
۲- وزیر شدن ستانکزی، قیمت ولایت بلخ
قرار گزارشها، غنی در معرفی وزیر دفاع به بن بست خورده است. اوبه غیر قوم و تبار خود به کسانی از اقوام دیگر اعتماد ندارد و از میان تبار خودش، فردی که به نحوی با طالبان مرتبط نباشد، پیدا نمیشود. به عبارتی عناصر پشتون داخل دولت، همگی دارای تفکر طالبانی هستند. زیرا پشتونهای که در اطراف غنی هستند، همگی دارای تفکر طالبانی و مزدور پاکستان هستند. از این روی، غنی مشکل دارد که با معرفی آنها به پارلمان، آرای لازم را به دست نمیآورند. لذا وزیر شدن ستانکزی را قیمت ولایت بلخ اعلام نموده و به عبدالله گفته بود که در صورتی حکومت موازی عطا را در شمال تحمل میکند که ستانکزی در پارلمان رای بگیرد. عبدالله نیز قبول کرده بود و به نمایندگان تاجیک در پارلمان سپرده بود که به ستانکزی رای بدهند. اما حوادث تلخ انتحاری در کابل به خصوص در پارلمان و رویدادهای بدخشان، قندوز و جلریز نمایندگان را به تصمیمی غیر از خواستهی دولت واداشت و در نتیجه قیمت ولایت بلخ از جانبی عبدالله در پارلمان پرداخت نگردید و عبدالله نیز در سفر به شمال نتوانست به دیناش به عطا عمل کند و او را والی بلخ سازد.
۳- کشتار جلریز آزمونی دشوار برای دو سر دولت
کشتار فجیع و بیرحمانهی جلریز که با غفلت و بیتوجهی مقامات امنیتی رخ داد، اکنون به آزمونی دشوار به دو رهبر دولت وحدت ملی تبدیل شده است. عبدالله در دولت با اتخاذ رویهی انتقادی منتظر هیات حقیقت یاب نماند و به شکل صریح، مقامات امنیتی را به غفلت در کشتار جلریز محکوم نموده و قول داد که عاملین آن هرکس که باشد، محاکمه میشود. اما غنی با تشکیل هیاتی حقیقتیاب به دنبال راهی برای نجات مهرههایش در این کشتار است. در اینکه مخالفان سیاسی آقای غنی از پشت به وی خنجر میزند، هنوز برای خودش عینی نگردیده است. او هنوز قبول نمیکند که در درون جناحش، مخالفان سیاسیاش ستون پنجمی را به وجود آوردهاند که به دولت و مقامات امنیتی اطلاعات غلط میدهد. در حالیکه کشتار جلریز حقیقتی مثل روز روشن است و هیچ نیازی به یافتن آن نیست اما به دلیلی که پای ستون پنجم در کار است که در عالیترین سطوح دولت و به خصوص در نهادهای امنیتی جای گرفتهاند، هر دو جناح دولت نگران هستند که نشود عناصری از ستون پنجم در زیر ریش آنها وجود داشته باشد. به همین دلیل، این کشتار و شناسایی کسانی که با دشمن همکاری نمودهاند، به آزمونی بزرگی برای دو رهبر دولت تبدیل شده است.

(
(