• سه شنبه ۱ ثور ۱۳۹۴ - ۱۵:۳۱
    احمدی رشاد
    «طرح ولایت شدن جاغوری، شاید برخی از مشکلات و پیچیدگی‌های فرهنگی و اتنیکی این ولایت را کاهش می‌داد. اگر ولایت کنونی غزنی به دو بخش غزنی مرکزی و غزنی باختری تقسیم شود، زمینه‌های همگرایی بیشتری در میان دو بخش فراهم می‌گردد و بودجه‌های انکشافی دو بخش کم یا زیاد جدا می‌گردید و مالیات دو بخش برای سازندگی هرکدام از دو بخش هزینه می‌گردید. در شرایط کنونی، کمر مردمان ساکن در بخش شمالی، از مالیات شکسته است، درحالی‌که ساکنان بخش جنوبی همگی مسلح و یاغی هستند و حکومت را قبول ندارند.»
  • پنج شنبه ۲۷ حمل ۱۳۹۴ - ۰:۰۱
    اسد بودا
    «خطاست اگر تمامی ناامنی‌های بدخشان و شمال به خارجی‌ها و طالبان نسبت داده شوند. نه تنها طلبه‌هایِ تعلیم یافته در مدارسِ دینی این مناطق اکنون آماده‌ی هر نوع حرکتِ رادیکال‌اند، بلکه دانشگاهِ شرعیاتِ کابل و مدارسِ دینی پایتخت مرکز ترویجِ ایده‌های ترور و افکار ضد دولتی هستند: مرگ بر زن، مرگ بر حقوقِ بشر، مرگ بر دموکراسی، مرگ بر دولت و... شعارهای هستند که دانشجویانِ دانشکده‌ی‌ِ شرعیات کابل دیوارنه‌وار در خیابان‌های پایتخت عربده می‌کشند. آتش‌زدنِ فرخنده در چند قدمی ارگ ریاستِ جمهوری نشان داد که این سرزمین تا چه حد آبستنِ جنبش‌های طالبانی است.»
  • شنبه ۱۵ حمل ۱۳۹۴ - ۰:۰۵
    محمد عرفانی
    «آیا سردمداران حكومت از منازعات قومی سود می‌برند و حس قوم‌گرایی دارند و یا در اندیشه تسویه نژادی و مذهبی هستند؟ آیا در برابر قانون اساسی و همه مردم احساس مسوولیت نمی‌كنند و یا مشغله‌های مهم‌تری دارند؟ هم‌چنین حضور گروه‌های که هویت مشخصی نداشته باشند و از مزایای ویژه‌ی در کشور بهره‌مند باشند، ولی هیچ‌گونه تکلیفی متوجه‌شان نباشد و بدون اعتنا به اصول و قوانین مسلم کشوری گروگان‌گیری نمایند و با خود سلاح و تجهیزات نظامی حمل کنند، ممکن است مقوله‌ی سیاسی باشد. این کار ممکن است تداوم همان پروژه‌ی است که عبدالرحمان و طالبان برای تصفیه نژادی و یکدست کردن جمعیت کشور شروع کرده بود.»
  • یکشنبه ۹ حمل ۱۳۹۴ - ۲:۴۰
    احمدی رشاد
    «اما با مسافرت غنی و عبدالله به آمریکا و همچنان استقبال مردم، کنگره و مقامات رهبری پنتاگون و دولت آمریکا از هیات افغانی، این حقیقت را برای ما برملا می‌سازد که «توپ اکنون در زمین آمریکاست» تا دیده شود که سرانجام شورشگری داعشی در افغانستان ماندگار می‌شود و یا مطابق توافقات اولیه از کشور عبور نموده و به مقصدهای دیگری در ورای مرزهای افغانستان، رحل اقامت می‌بندند. ازاین‌روی، به گمان من همه‌چیز به صداقت پاکستان در دیپلماسی‌اش، با افغانستان و نیز به روند تحولات صلح در اوکراین و مناقشات اتمی ایران و غرب بستگی دارد.»
  • سه شنبه ۲۶ حوت ۱۳۹۳ - ۲۲:۳۴
    عباس آگاه
    «اما در نگاه واقع‌بینانه‌تر، که با شواهد و قراین بیرونی نیز همراه هست مثلا وقوع حوادثی چون گروگان‌گیری مسافرین در مسیر قندهار- کابل و جنگ‌های که هنوز در هلمند و حمله‌ها و انتحارهای که در قندهار و... صورت می‌گیرد، حضور و اعمال وحشیانه‌ی داعش در تعدادی از ولایت‌های کشور و حتی پخش شب‌نامه میان اهالی غرب کابل و تهدید و ارعاب آنان ، علاوه بر آنچه در فوق اشاره شد( بی‌حوصلگی و پایان یافتن تحمل جامعه جهانی از رفتار سیاسی پاکستان) به نظر می‌رسد موازنه‌ی در روابط با پاکستان، - که به سمت انعطاف بیش‌ازحد و خوش‌بینی مفرط در نگاه سران دولت وحدت ملی- همراه شده است ، گمراه‌کننده است.»
  • پنج شنبه ۲۱ حوت ۱۳۹۳ - ۲۳:۲۳
    صادق روشنا
    «اهمیت مزاری در این مقطع زمان به درک درست وی از تاریخ و از بحران سیاسی و اجتماعی افغانستان بود که به ناکارآمدی مشروطیت و کمونیسم و اسلام‌گرایی فقاهتی در افغانستان رسید و معضل اصلی را در فقدان مناسبات انساني در میان اقوام کشور می­دید. لذا مزاری آن جدیدِ عصر و نیاز زمان بود که برای انسانی کردن سیاست، طرح نوی درانداخت و دراین آشفته‌بازار هزاره ستیزی رنسانس عدالت را در سیاست ملی به راه انداخت تا نام هزاره در افغانستان قیامت اجتماعی برپا نکند و تا ادعای نقش کلیدی در سیاست، تالاب خون به راه نیندازد.»
  • چهارشنبه ۲۰ حوت ۱۳۹۳ - ۲۱:۰۸
    عبدالخالق فصیحی
    «بلی، او یک‌چیز را از این سرزمین خون‌بار برداشت و از آن خود کرد که عبارت باشد از الگو بودن برای آزادی‌خواهی و نجات از بردگی و تبعیض. وجود او ویژه است همان‌گونه که زندگی‌اش ویژه بود. چراکه تنها او است که با قدم گذاشتن در دنیای سیاسی پر تهوع افغانستان رنج‌های تاریخی، تحقیر، محرومیت، نداشتن حق زندگی، حذف از امکانات مادی و معنوی کشور، دور از امتیازات تعلیم و تربیت، محرومیت از تحصیل در بخش­های کلیدی، مانند پزشکی و بورسیه‌های به تاراج رفته و ... یک قوم را درک نموده و صادقانه در کنار آن‌ها ایستاد و به دادخواهی حقوق ازدست‌رفته آن‌ها بر خواست.»
  • یکشنبه ۱۰ حوت ۱۳۹۳ - ۱۳:۲۷
    سهراب نوروزی
    «سران دولت وحدت مُلی آقایان عین و غین حسرت یک واکنش و اعلان یک همدردی را در دل‌های مردمی گذاشتند که در دوران انتخابات این مردم یا به اشرف غنی و یا به عبدالله امید بسته بودند و هر گروه‌شان باورمند بودند که قهرمان عدالت، مساوات، برابری و حقوق شهروندی و نگاه انسانی این‌دو (عین و یا غین) هستند و اکنون با کمال ناباوری شاهدند که این دو قهرمان اقدام برای رهایی که هیچ، حتا حاضر نیستند که یادی از این رخداد و فاجعه انسانی نمایند.»
  • چهارشنبه ۶ حوت ۱۳۹۳ - ۱۶:۳۴
    احمدی رشاد
    «در افغانستان هزاره‌ها به‌خصوص رهبری مصلح آنان شهید مزاری قربانی اولیه‌ی طالبان بود و حال نیز اعلام موجودیت داعش با به قربانگاه بردن 30 نفر از مسافران بی‌گناه هزاره رقم می‌خورد. وقتی تحولات یک قرن اخیر در کشور را بررسی می‌کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که هزاره‌ها قربانیانی بی‌گناهی بوده‌اند که مورد آماج انواعی خشونت‌های سازمان‌یافته و جنایت‌های جنگی قرارگرفته‌اند و این در حالی است که آنان هیچ گناهی جز خیرخواهی ملی در این کشور نداشته‌اند.»
  • شنبه ۲ حوت ۱۳۹۳ - ۹:۴۸
    عباس آگاه
    «اما در سطح ملی (افغانستان) تردید یا تایید حضور داعش، چندی ست که در مورد حضور یا عدم حضور داعش در افغانستان سخنان ضدونقیضی و احیانا با دلایل بر هردو ادعا گفته و در رسانه‌ها و فضای مجازی مطرح می‌شود. عده‌ی زیادی از افراد محلی به شمول برخی مقامات رسمی در مصاحبه‌های که با آنان صورت گرفته از مشاهداتشان از گروه‌های که از آن‌ها به داعش تعبیر شده سخن گفته‌اند، به‌طور مثال شاهدان عینی که از حضور داعش در گیلان و اطراف جاغوری و ولایت غزنی و زابل و غیره سخن گفته و نسبت به حضور داعش هشدار داده‌اند.»