-
دوشنبه ۲۴ دلو ۱۴۰۱ - ۱۳:۵۸دکتر عبدالخالق فصیحی«گاهی انسان به فکر میافتد که ملانماهای هزاره فعالیتی جز نفاقافکنی، حزب گرایی و خودزنی در شبکههای اجتماعی، هیچ برنامه دیگری ندارند، اما از جهت دیگر، لوچکهای منفور هم یک غنیمت اجتماعیاند. تنها از این بابت که با نشان دادن همهی ابعاد لجنزارهای تفرقه، مقدمات یا زمینههای ظهور انسانهای دلسوز و صادق را فراهم میکنند. در این فضای آرمانی، دلسوزان جامعه پدید آمده و با پرهیز از زشتیهای به نطق درآمده نفاق از زبان لوچکها، مسیر سازندگی را بر محور منافع عمومی و همگرایی اجتماعی در پیش میگیرند.»
-
شنبه ۲۷ حمل ۱۴۰۱ - ۱:۰۳ح ـ امینی«مدعیان وراثت مزاری دقیقا جلادهای هستند که چپن وراثت شهید مزاری را بر دوش انداخته و مدعی ادامه راه و پیگیری مرام او نه از راه مبارزه و ایستادگی در سنگر حقوحقوق مردمی بلکه از راه معامله با اربابان «زور و زر تزویر» و به قول خودشان برای «حضرت جیب» و تامین قدرت شخصی و ثروت خانوادگی هستند. مزاری یک شخص نیست تا او را به فرد تقلیل داد و از فرد تجلیل کرد و خود را رهروان راه او معرفی و به چشم خلق خدا خاک پاشید؛ مزاری یکراه، مسیر و یک نماد است. او نماد آگاهی جمعی، عدالت اجتماعی، شور و شعور اجتماعی، ایمان و آرمان تاریخی، برابری و برادری انسانی است.»
-
دوشنبه ۲۳ حوت ۱۴۰۰ - ۱۳:۰۴علی غزنوی«بهعنوان ماحصل و خلاصه سخن میتوان گفت که متاسفانه به دلایل و انگیزههای ناپاک سیاسی عدهای و کجفهمی و عدم دقت و توجه دقیق علمی و یا نافهمی بسیاری از مدعیان پیروی شهید مزاری، پیروی از شهید مزاری صرفا شعاری بوده و این شعار هم آنقدر تکرار شده که حالت ابتذال را به خود گرفته و خودآگاهی و شعور اجتماعی را از مردم گرفته و تبدیل به یک سنت بازدارنده و راکدی شده است که نهتنها دردی را دوا نمیکند و به مردم آگاهی، احساس مسوولیت و رسالت نمیبخشد که خود سبب کوری تابناک شده است. پیروان شهید مزاری گرفتار این نوع کوری گردیده که کورند اما خیال میکنند که بینا هستند.»
-
یکشنبه ۱۷ دلو ۱۴۰۰ - ۲۰:۱۷محمد محق«نخستین کسی که در سیاق مباحث سیاسی تعبیر 'اهل عقد ' را به کار برد ابوالحسن اشعری، بنیانگذار مکتب کلامی اشاعره در قرن چهارم هجری بود، اما نه بهمثابه اصطلاحی ویژه. ابوبکر باقلانی متکلم بزرگ اشعری در آغاز قرن پنجم نخستین کسی بود که تعبیر اهل حل و عقد را باهم به کار برد، اما با اقتباس از معنایی که در عقد نکاح به کار میرود، با تکیه بیشتر به مفهوم ولایت و اهلیت و نه به معنای خاص سیاسی که دلالت بر مکانیسم واضحی در عرصه انتقال قدرت داشته باشد.»
-
سه شنبه ۱۹ حوت ۱۳۹۹ - ۱۱:۵۹جاوید احسان«افسوس و هزاران افسوس که مزاری هم مانند سایر شخصیتهای تاریخی ابتر و بدون عقبه جهان را بدرود گفت و راه و مرام او با خودش دفن شد و وارثی برجای نماند تا میراث وی را بر دوشهایش حمل نماید. بعد از شهادت مظلومانهی وی عدهی رجالهای سیاسی از نام و عنوان وی بهرهبرداری سیاسی و سو استفاده شخصی کرده و خلقالله و علاقهمندان او را با شعارهای فریبا و بزرگداشتهای بیمحتوا فریب داده و به حضرت جیب خود رسیدگی و به کشوفش و تامین معیشت خویش مشغول و از برآیند مبارزات ایثارگرانه و شهادت مظلومانه شهید مزاری استفاده سو کرده و به اخذ امتیازات سیاسی مبادرت ورزیده و میورزند.»
-
چهارشنبه ۷ عقرب ۱۳۹۹ - ۰:۴۲احمدی رشاد«اگر موضعگیریهای نابخردانه مسلمانان افراطی در برابر یک کاریکاتور در یک کشوری از دنیا مثل فرانسه نباشد، ممکن است آن کاریکاتور فقط به یک نقاشی شبیه شود که برای مخاطبان یک روزنامه معلومات دهی نماید. اما واکنشهای خشونتآمیز به همان کاریکاتور صبغه جهانی میدهد و کمپانیهای که در پشت پرده نشر آن هستند، میلیونها دالر پول به جیب میزنند و یک کاریکاتور معمولی که در ذهن خلاق و نقاش آن شاید، هرگز خطور نمیکرده که تا این اندازه گسترده و جهانی شود، به مقیاس تمام فرهنگهای عالم ما خود به صهیونیستها خدمت کرده و کاریکاتور موهن آن را جهانی و رسانهای کردهایم!»
-
سه شنبه ۶ عقرب ۱۳۹۹ - ۱۰:۳۹عبدالخالق فصیحی«اکنون من دو راه بیشتر ندارم: یا مرگ را بهطور ابد و در هر حالت، اعم از اینکه جنازهام کرمواره روی خونهای عزیزانم راه برود و یا از قاب صفحات اهل فیسبوک روح و روان آدمی را منزجر سازد، بپذیرم و یا زندگی مرگآور ترور را با مرگ خود ترور تغییر دهم. هرچند این انتخاب برای من که اصلا کسی را نمیراندهام بسیار دشوار خواهد بود، ولی برای اینکه همه حتی خود ترور هم به زندگی برسند، چارهای جز این نخواهد بود که باید جلو مرگ با مرگ گرفته شود. در غیر این حالت، ترور با مرگ من زندگی طولانی خواهد داشت و این، رابطهی من و ترور است!!»
-
جمعه ۳۱ اسد ۱۳۹۹ - ۱۵:۱۲حبیب الله نظری«اسلام، مصیبت بزرگتر ازآنچه مسلمان نماها از پیش خود ساختند (بدعت)، و دروغهایی که غلات پرداخته و بدان نسبت دادهاند، به خود ندیده است! این کار سبب تباهی عقل مسلمانان شده و بیگانگان را نسبت به آنها بدگمان کرده است. (محمد عبده)»
-
جمعه ۲۷ سرطان ۱۳۹۹ - ۱۳:۳۸نوید سرابی«با اندک تامل و تحلیل ذهنی به این نتیجه میرسیم که جز ملاحظه حضرت جیب و شریک شدن در گوشه قدرت، هیچ عاملی مثبتی در این زمینه، سبب این ملاقزنی (که بهگونهای انتحار سیاسی است)، نبوده است. آقای ناجی با تعدادی به نام «پیشاهنگان» هرچه توانست بهزاد را تخریب کرد و تهمتها، توهینها و... به او روا داشتند و امروز ناجی با ارگ استبداد و جنایت کنار آمده و همین بهاصطلاح «پیشاهنگان» این مقام را به او تبریک گفته و از معامله او حمایت کردهاند!؟ حالا کمکم روشن میگردد که بهزاد و یاران همسویش برای حفظ آرمان جنبش روشنایی و وجه المعامله قرار نگرفتن خونهای پاک یاران شهیدشان چه قدر رنجدیده و خوندل خوردهاند.!»
-
شنبه ۱۴ سرطان ۱۳۹۹ - ۲۱:۰۰عزیز هزاره«اگر کسانی به برتری خونی و شرافت نسبی خود باورمندند به دلیل برخورداری از ثروت و در قبضه داشتن قدرت و سلطه داشتن و حکومت کردن بر مردم است؛ اما سادات افغانی علیرغم اینکه از ثروت و مکنت مادی و قدرت سیاسی برخوردار نیستند بازهم خود را آغا و بالاتر از دیگران میپندارند. سادات افغانی یا از راه رابطه پیر مریدی خمس میخورند و یا توبره پشت کرده و گدایی میکنند. نمیگویم که سادات افغانی همه و یا اکثریتش گدا هستند بل میتوانم با قاطعیت ادعا نمایم که 99٪ گداها سادات هستند. پرسش و پارادوکس این است که در عین فقر و تنگدستی احساس بلند بالایی کردن چطور ممکن است؟»