• چهارشنبه ۴ قوس ۱۳۹۴ - ۱۲:۴۱
    عبدالعلی عادلی
    «ضمردم هزاره در این مدت نه به سهم متوازن در بدنه حکومت وحدت ملی رسید که حوادث تلخی را از آدرس شورشیان متحمل گردید که از مهم‌ترین آن‌ها فاجعه‌ی «عروس غور»، کشتارهای جوزجان، مالستان، دای‌چوپان، جلریز، زابل و نیز اسارت و به گروگان رفتن 31 نفر، 13 نفر، نُه نفر و سر بریدن هفت نفر تا راه‌گیری‌های دره‌ی غوربند، دره‌ی میدان، دشت قره‌باغ، زابل، غزنی، غور، سرپل، جوزجان و ... ؛ بوده است که هرکدام در سایه سکوت و بی‌پروایی معنادار متولیان تامین امنیت و شخص اشرف غنی صورت یافته است.»
  • سه شنبه ۱۹ عقرب ۱۳۹۴ - ۱۵:۱۶
    محمد جواد سلطانی
    «جناب معاون رییس‌جمهوری! پیام تسلیت جناب‌عالی و خط و نشان کشیدن‌های‌تان برای مجازات کسانی که در حادثۀ گروگان‌گیری کوتاهی و اهمال کرده‌اند، نوش‌داروی بعد از مرگ سهراب است و غیر از انفجار نفرت و انزجار عمومی و بازی‌کردن با روح و روان خونین مردم، نتیجۀ دیگری ندارد. جناب شما که از دشمنان خون‌ریز توقع «مدارا و رفتار انسانی» داشته باشید، به‌عنوان معاون رییس‌جمهور و فرد سوم در ساختار قدرت، چرا پی‌گیری نکردید که نیروهای امنیتی، همان جدیت‌های روز اول‌شان را تا رهایی گروگان‌ها ادامه می‌دادند؟ شما اطلاع نداشتید که گروگان‌ها هنوز آزاد نشده‌اند و «دشمن قسی‌القلب» نیز تشنه به خون است؟ »
  • پنج شنبه ۱۴ عقرب ۱۳۹۴ - ۱۱:۴۵
    صادق روشنا
    «آزادی نقد و بی‌قیدوشرط پشتون‌های زابل و خاک ایران با وعده‌های نسیه و بی‌پشتوانه هیات صلح، باز یک‌بر صفر به نفع پشتون‌ها خاتمه یافت، اما این در حالی است که ویدیوی استمداد و نصرت ده نفر از سی‌ویک گروگان هزاره را که هشت ماه پیش از مسیر راه ربوده‌شده بودند کسی نمی‌شنود و ناله‌های جان‌سوز مادران داغ‌دار و چشم‌انتظارشان را کسی اعتنا نمی‌کند، چون نگاه حاکم قومی و نژادی است و گروگان‌ها هزاره‌اند. اینجا که هر افغانی با افغان دیگر برابر است یک کذب محض و یک نیرنگ مزورانه است که حقیقت تلخ و فاشیستی آن هویداتر می‌شود.»
  • جمعه ۱ عقرب ۱۳۹۴ - ۰:۱۲
    علی‌زاده غزنوی
    «به نظر می‌رسد محرم و عاشورا یک فرصت مغتنم برای عقده‌گشایی مذهبی شده است که تعداد بسیار نادان و گاهی هم مغرض از آن استفاده کرده تظاهرات مذهبی به راه می‌اندازند، غافل از اینکه به راه انداختن صحنه‌های خونین، تهوع‌آور و تکان‌دهنده آن، نه‌تنها تقرب به ساحت اخلاق و حقوق حسین و یارانشان نیست، بلکه مایه نفرت و انزجار از حرکت اصلاحی اوست که برای تحقق آن از کمترین داشته‌اش دریغ نورزیده بودند. دستان کثیف سیاست نیز برای نفوذ و قدرت نمای سیاسی به فراگیر کردن این مانور مذهبی دخالت می‌کند که ناخواسته رفتارهای خود برانگیخته و ناهنجار جمعی را به همراه می‌آورد.»
  • یکشنبه ۲۶ میزان ۱۳۹۴ - ۹:۴۸
    صادق روشنا
    «رفت‌وآمدهای رهبران جهادی و نشست‌های مکرر و پنهانی آن برای باز پس گرفتن قدرت و سهیم شدن در قدرت به میزان این حکومت فاشیست و متعصب، مضر و خطرناک است؛ چون همین جنایتکاران بودند که در دهه هفتاد و برای حرص سیری‌ناپذیری قدرت نسل‌کشی به راه انداختند و افغانستان را به ویرانه و خرابه بلااستفاده مبدل کردند. این وحشت‌کده امروز ناشی از خشونت و تباهی همان رهبران جهادی و مزدوران کشورهای همسایه است که منافع ملی‌شان در بی‌ثباتی افغانستان رقم خرده است. ارتکاب جنایات و تباهی آن روز و گرفتن قیافه بشردوستانه امروز از بار گناهی آنان نمی‌کاهد و تبسم ملیح و مزورانه امروز جنایات گذشته‌شان را نخواهد پوشاند.»
  • شنبه ۱۸ میزان ۱۳۹۴ - ۱:۰۵
    صادق وطن‌خواه
    «روشن است که عده‌ی خاصی افغانستان را به نفرت‌کده قومی تبدیل کرده‌اند و از این منظر این کشور آن‌گونه تخریب‌شده است که هر وقت نام آن بر زبان می‌آید، معنای جز تعصب، دشمنی، قتل و خون‌ریزی، و فقر و عقب‌ماندگی، چیزی دیگری به همراه ندارد. عاملان تخریب همچنان مشغول خرابکاری‌اند و هرروز هم چهره عوض می‌کنند، ولی ما نیز در برابر این‌همه بیدادگری و طغیان جهالت ساکت و خاموش نشسته‌ایم. ما یعنی حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها، تحصیل‌کرده‌های داخل و خارج، و حتی توده‌های که از دست فقر و بدبختی یارای ایستادن و از شدت توهین و تحقیر جرات سخن گفتن ندارند.»
  • جمعه ۳ میزان ۱۳۹۴ - ۲۲:۵۶
    عبدالخالق فصیحی
    «حزب وحدت خلیلی و محقق که هم در سازماندهی درونی خود ناکام بوده و هم از ایجاد رابطه صادقانه با مردم، پس از تامین منافع شخصی و خانوادگی‌شان، هیچ انگیزه‌یی برای حضور در کنار مردم نداشته و نه مردم چنین حضوری را احساس کردند. این در حالی است که مردم علی‌رغم تنفرشان از این دو رهبر "به خاطر مصالح کلی هزاره‌ها"، از هیچ گونه حمایتی در هر شرایط سختی دریغ نورزیده‌اند و در مقابل، رفتار صادقانه را نیز از رهبران شان انتظار داشتند. ولی حزب و رهبران آن به عنوان تنها هماهنگ کننده نیروها و امکانهای مردم، همه‌ی این احساسات پاک را قربانی منافع شخصی و رفیق بازی‌های خود کردند.»
  • جمعه ۲۷ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۶
    خالق فصیح
    «مردم هزاره که آماده عبور از دوران سیاه تحمیلی(جوالی‌گری) بودند با بی‌کفایتی رهبران سیاسی‌شان به همان تجربه تلخ نوکری برگردانده شدند و رهبران هزاره خودشان برخی را در خانه کرزی و بعد غنی و برخی دیگر را در خانه عبدالله، روح نوکری را تمرین دادند. حس هزاره بودن را از مردم سلب کرده و مردم را نسبت به سرنوشت مشترک و حضور جمعی‌شان بی‌خاصیت کردند. این‌ها همه نشانه این است که ما اسما هزاره‌ایم و درواقع هزاره نیستیم. ریخت و قیافه ما هزارگی است اما وجود و هستی و احساسات ما هیچ تعلقی به هزاره ندارد تا درد هزاره بودن را احساس نموده و منافع مشترک هزاره‌های وامانده معیار رفتار ما باشد.»
  • پنج شنبه ۱۹ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۳
    اسد بودا
    «تاجیک‌های حامی مسعود بیش از دیگران با او برخورد غیر ملی می‌کنند. آن‌ها می‌توانستند هفته‌ی شهید را در شهدای قوم خود (مسعود، ربانی و فهیم) خلاصه نکنند و به مناسبت هفته‌ی شهید به‌جای عکس فهیم، عکس مزاری را كه به‌صورت نامرئی و مصلحتی و محذوف در حاشیه دیده می‌شود، در کنار ربانی و مسعود بچسبانند. چنین چیزی حتا در مخیله‌ی آن‌ها نمی‌گنجد. احتمالن به این دلیل که نیروهای واقعی درگیر در تاریخ، ادعاهای ما را تکذیب می‌کنند و هیچ‌گاه قرار نیست، در کنار هم قرار گیرد. به‌ویژه اگر طرفِ درگیری هزاره باشد که استثنای برسازنده‌ی تاریخِ افغانی است.»
  • یکشنبه ۱ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۰:۳۴
    سهراب یزدانی
    «وقتی اشرف غنی و سایر بازیگران پشتون در مناسبات سیاسی تا هنوز بر اساس باورهای قرون‌وسطایی سیاست می‌کنند و تا هنوز از مرز قومیت عبور نکرده و نمی‌توانند سایر اقوام ساکن در کشور را خودی به‌حساب آورده و مورد تعصب و تبعیض اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی قرار ندهند؛ انسان شگفت‌زده می‌شود از این‌همه کودنی فکری و از این‌همه پسماندگی تاریخی و از این‌همه فقدان شعور اجتماعی و کمبود بینش انسانی!! که موجوداتی دوپای از جنس و نوع انسان‌ در این دور و زمانه نیز وجود دارند که تا هنوز نتوانسته‌اند به مرز انسانیت برسند و پندار، رفتار و کردار انسانی داشته و انسان‌های خارج از گروه خود را نیز انسان پندارند.»