• جمعه ۲ سرطان ۱۳۹۶ - ۵:۵۷
    سخی ناصری شیدانی
    «کتاب اسلام، به هیچ‌یکی ازاین‌گونه پرسش‌ها، پاسخی روشنی نمی‌دهد. امیری، تا توانسته روایت نقل کرده و اغلب روایت‌ها بر عیار تحلیل و تاویل هم استوار نگردیده است. روایت پشت روایت، آمده است. اما هیچ برداشتی به نفع وضع کنونی و «اسلام معاصر» از درون آن‌ها استخراج‌نشده است. اسلام با زبان شیک و رمانتیک به سراغ گزاره‌های دینی، که از سال‌ها بدین سو آماج بحث بسیاری از روشنفکران مسلمان و غیرمسلمان بوده، رفته است. اما خودش هیچ‌گونه حرف درست ‌و حسابی، برای درمان بیماری‌هایی که تن «اسلام معاصر» را نوازش می‌دهد، ندارد. ازاین‌رو بی‌تقارن نخواهد بود؛ که «اسلام» را «روایت رمانتیک از اسلام» نام دهیم.»
  • دوشنبه ۲۲ جوزا ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۳
    احمدی رشاد
    «جنبش روشنایی، هم از ناحیه‌ی دولت و هواداران آن و هم از ناحیه‌ی احزاب و رهبران سیاسی مخالف، با اتهامات و پرسش‌های انحرافی سنگینی مواجه بوده‌اند و واکنش زبان رسانه‌ای جنبش روشنایی، به این انتقادها و پرسش‌ها نیز بسیار مستدل و منطقی بوده و توانسته‌اند تنور عدالت‌خواهی را در یک رقابت نفس‌گیر جنگ و نزاع روانی، گرم نگهدارند و وابستگی‌ها و پیوندهای مردمی جنبش را همچنان استوار و محکم نگهدارند. مطالبه‌ی جنبش، عبارت از «فرق» و «تبعیض سیستماتیک» دولتی است را روشن تبیین نمایند. به همین دلیل، در موردنقد و پاسخگویی مخالفان نیز زبان رسانه‌ای جنبش روشنایی، گویا بلیغ و رسا بوده است.»
  • یکشنبه ۲۰ حمل ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۵
    نوروز جمشیدی
    «ما تا کنون در فصل زمستان تاریخی خویش به سر می‌بریم و در زندان سخت و طاقت‌فرسایی آن با شلاق سوزناک و عذاب اسفناک آن می‌زییم و زندگی می‌کنیم چه نسبتی با شادی و برپایی آیین نوروزی داریم؟! نوروز ما نو شد اما روزگار ما نو نشد و خورشید درخشان هرگز گرمابخش کویر سوزناک زندگی و برهوت تاریک سرگشتگی ما نگشته و در بام سرنوشت و ایوان سرد نتابیده و روشنی را مهمان سرنوشت فردی و اجتماعی خویش نکرده و به آن آشنایی حاصل نکرده و چهره بشاش و شاداب آن را ندیده و به رویش نخندیده‌ایم. نه خورشید بر سرنوشت ما تابیده و نه ما بر روی خورشید لبخند زده و از وی پذیرایی کرده‌ایم.»
  • جمعه ۱۱ حمل ۱۳۹۶ - ۱۸:۴۰
    دکتر عبدالحکیم کاظمی
    «در این شرایط جا دارد که فرهنگیان مردم ما به خود آیند. سهم واقعی‌شان را از تاریخ بخواهند. آن‌هم دقیق، علمی و منطقی نه یاوه سرایانه.!! شایسته ما نیست که هویتمان را در خیمه‌های بیابان‌گردان آسیای میانه و شمال چین جستجو کنیم. اگر واقعا چنین بود، حرفی نبود. ازبک‌ها که نسبشان به «جوجی» فرزند بزرگ چنگیز می‌رسد، نمی‌تواند مدعی باشد که از نسل ایرانیان بلخی و زابلی‌اند. چراکه بخشی از هویت، قهری است ما از نسل هرکه باشیم، هستیم ولی با توجه به اینکه از عصر چنگیز به این‌سو تاریخ‌نویسی در کشور ما از عربی به فارسی برگشت و ما شاهد موج‌های گسترده فارسی‌نویسی هستیم، غیرممکن است ما مغول باشیم ولی سندی نداشته باشیم.»
  • دوشنبه ۳۰ حوت ۱۳۹۵ - ۲۰:۳۶
    جواد محقق
    «سال 1395 سال پرحادثه، خونین و مصیبت‌بار برای مردم ما بود، از حادثه تلخ و فراموش ناشدنی دهمزنگ گرفته تا جنایت هولناک بیمارستان چهارصد بستر و حوادث و جنایات خونین دیگر، وقایع تلخ و فراموش‌نشدنی بود که در سال 95 اتفاق افتاد، سال گذشته را می‌توان در تاریخ کشور، جزو مهروموم‌های تاریک و سیاه قلمداد کرد. پس چه‌کار کنیم تا سال‌های آینده ما نیز مثل سال95 و سال‌های گذشته «سیاه و تاریک» نباشد؟ شاید پاسخ این سوال برای شما نیز این باشد که یگانه راه تغییر دنیای بیرون، تغییر درون، باطن و افکار انسان‌ها است.»
  • شنبه ۲۸ حوت ۱۳۹۵ - ۱۳:۱۷
    سخی ناصری شیدانی
    «اگر اطلاعات کامل‌تر و ژرف‌مندانه از زندگی هدایت داشته باشیم. خیلی زود پی‌می‌بریم، که هدایت در سگ ولگرد زندگی خودش را روایت کرده است. هدایت و پات هر دو از دست زمانه شلاق می‌خوردند. هر دو را انسان‌نماها نجس و نفرین‌شده می‌پنداشتند. هر دو از زندگی خیری ندیده بودند. در سگ ولگرد، رد پای اگزیستانسیالیسم کی‌ یرکگارد و فرهنگ "حیوان‌دوستی" که میراث هند است نیز دیده می‌شود. هدایت و پات، ول نمی‌گشتند؛ هرچند که هدایت نام پات را سگ ولگرد گذاشته است، اما این‌ها آواره و از بهشت عاطفی‌شان کنده‌ و پرتاب در قعر دوزخ بودند.»
  • شنبه ۲۱ حوت ۱۳۹۵ - ۱۸:۴۳
    ستاد مردمی جنبش روشنایی قم
    «اکنون راه‌حل در تغییر رویکرد کلی است؛ باید کاری کرد که در محاسبات انحصارگران محرومیت مردم ما موجب پرداخت هزینه محسوب شود. نخست توده مردم که تا حدودی به آگاهی اجتماعی و سیاسی دست‌یافته‌اند سازمان‌دهی شود. دستکم چنین سازمان‌دهی در سطح سازمان‌های مردم‌نهاد محلی ممکن است و عملا نیز کم‌وبیش در قالب شوراهای محلی و منطقه‌یی شکل‌گرفته است. ثانیا دادخواهی ما محدود به لین برق توتاپ نشود، سطح مطالبات را بالا ببریم تا هم فرصت چانه‌زنی فراهم شود و هم اشتراکاتمان با سایر اقوام را بیشتر کند؛ تغییر ساختار نظام بر اساس طرح شهید مزاری می‌تواند یکی از این مطالبات باشد. و.... .»
  • سه شنبه ۲۶ دلو ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۱
    علی غزنوی
    «اکنون مردم در مرحله‌ای نوین تاریخی خود قرار دارند. جنبش روشنایی در ادامه جنبش تبسم شکل‌گرفته و ادامه پیداکرده است و همچنان به‌سوی اهداف موردنظر خود با همراهی و هم‌صدایی نسل نو، با مشکلات و موانع بیرونی و درونی مبارزه کرده و تلاش دارند که بستر و شرایط را برای تحقق و عینیت بخشیدن به اهداف خویش، فراهم کرده و سرود فتح و آهنگ پیروزی را سر داده و نوید فرداهای بهتر از دیروز را به مردم بدهد. این مرحله از حیات سیاسی- اجتماعی بسیار حساس و شکننده بوده و مراقبت هوشمندانه و مواظبت‌های خردمندانه را به یاری می‌طلبد.»
  • جمعه ۲۶ سنبله ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۷
    حسین هابیل
    «لیلیه پلی تخنیک محل تلاقی تخنیک و تفکیک است. آن‌چنان‌که به دستمان پرگار دور می‌خورد و با ابزار حرفه‌ی انجنیری آشنا می‌شویم با سرشتی تاریخی و شالوده‌های بنیادی مردم خود نیز آشنا می‌شویم. دانشجویان از مناطق سراسر افغانستان با نمرات بهتر وارد این دانشگاه می‌شوند بیشتر از نصف آن بل اکثریت دانشجویان را هزاره‌ها تشکیل می‌دهند. هزاره بودن و شیرینی تصمیم‌های راحت استادان را می‌توان اینجا تجربه کرد. نه بدترین استادان افغانستان اینجاست و نه بهترین استادان فقط ویژگی ان این است که در هیچ تصمیمشان درنگ و تردید راه نمی‌دهند خوب آمد یا بدآمد بر فرزندان"جوالی"های دیروز است.»
  • یکشنبه ۱۲ ثور ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۴
    ضیا نیازی
    «فی‌المثل یکی از هنرمندان اخلاق‌گرای کشور ما زمانی کابل بانک را با شعار"بانک تا بانک" تبلیغ می‌کرد. ممکن با الهام از آگهی این هنرمند محبوب آدم‌های زیادی در بانک پس‌انداز و سرمایه‌گذاری کرده باشند و بالاخره دیدیم که این بانک تحت فساد و کساد مالی و اداری چگونه ورشکست شده و دارایی‌های آن به یغما رفت. اکنون سوال این است که پیامد اخلاقی این تبلیغات به دوش کیست؟ چگونه می‌توان با الهام از این خطا در پذیرش تبلیغات تجارتی نهایت وسواس را به خرج داد؟ البته این موضوع ازآنجا قابل تذکر است که هنرمند کشور ما همچنان برای شهرک‌ها و نوشیدنی‌های مختلف به‌عنوان یک کاراکتر بانفوذ در آگهی‌های بازرگانی ظاهر می‌شود.»