کد مطلب : 2922
پنج شنبه ۱ جدی ۱۴۰۱ - ۰:۳۶
37125
فاقددیدگاه
خاطره رنجیده

از شب یلدای تقویمی تا شب یلدای تاریخی

یلدای تاریخی ۱
«شب یلدای تقویمی برایم هراسناک و هول‌انگیز است. چرا که طولانی بودن این شب مرا به یاد شب‌های طولانی و بی‌پایان شب‌های تاریخی کشورم می‌اندازد و به همین دلیل این شب علی‌رغم خوبی‌های که دارد برایم خوشایند و خوشحال‌کننده نیست. تقصیر این شب نیست، تقصیر از من و از هم‌وطنان من است که با بلاهت و دون همتی خود شب یلدای تاریخی را ماندگار کرده‌ایم و خودمان علی رغم عذاب کشیدن و رنج بردن از آن، با آن عادت کرده‌ایم و نمی‌توانیم دامن افق را بالا زده و پرده سیاه شب دی جور را به‌سوی پرتوی خورشید بازکنیم تا این کران سیاه تاریخی صبح شود و این شب ممتد و طولانی پایان یابد و این سرزمین هم از نور خورشید و روشنایی بهره‌مند.»

امشب شب یلداست و برای خیلی از مردم در حوزه فرهنگ پارسی‌زبانان شبی برای شادی و گرد هم‌آیی و مناسبتی برای دیدوبازدید و سر زدن از بزرگان و … هست؛ اما برای من این شب تداعی‌گر یک‌شب تاریخی است. این شب برایم معنا و مفهومی که دیگران در ذهن و خاطرات خود دارند، ندارد. این شب که طولانی‌ترین شب سال است از میان سایر شب‌های فصل‌ها برای دیگران ارزش و جایگاه خاصی دارد و از همین رو آن را گرامی داشته و تجلیل می‌کنند؛ اما برای من این شب طولانی سال نه‌تنها خوشایند و خاطره‌انگیز نیست که تداعی‌گر شب‌های طولانی تاریخی است که سالیان سالی است اسیر آن هستیم و هرچه برای رهایی تقلا می‌کنیم متاسفانه این شب را سحری نیست که نیست. شب یلدای تقویمی معنایش درازی و طولانی بودن آرامش و دراز شدن استراحت و آسایش و قصه و … است؛ اما شب یلدای تاریخی  ما تداعی‌کننده شب‌های دی جور و سخت زمستانی است که هرگز پشت خود سحری را نوید نمی‌دهد.

جشن گرفتن و تجلیل کردن شب یلدای تقویمی، به خاطر این است که زمینه و فرصتی برای دم غنیمتی، گرد هم‌آیی، قصه‌گویی، احوال‌پرسی و انس و الفت خانوادگی ایجاد می‌کند و زمان خوش‌یمن و شب بابرکتی است. اما شب یلدای تاریخی ما مردم خراسان زمین (افغانستان فعلی) شبی است بسیار طولانی که هیچ پیک بشارتی صبح فردای تاریخی را نوید نمی‌دهد. از همین رو شب یلدای تاریخی ما بسیار ایستا، راکد خسته‌کننده و زجرآور است. خراسان زمین از زمانی که سایه شوم و شب گون نام افغانستان را به خود گرفت شب یلدای تاریخی‌اش آغاز گشت و تا هنوز هیچ سپیده‌دمی در افق تاریک آن چشمک نزده و این سرزمین همچنان در زیر سایه شوم و تار این شب افغانی دست‌وپا می‌زند و مردم این دیار در آرزوی رهایی و دمیده شدن سپیده‌ای سحری  نشسته و پایان این شب سیاه‌، پلید، ستمگر، فاسد و… را  انتظار می‌کشند.

شب یلدای تقویمی برایم هراسناک و هول‌انگیز است. چرا که طولانی بودن این شب مرا به یاد شب‌های طولانی و بی‌پایان شب‌های تاریخی کشورم می‌اندازد و به همین دلیل این شب علی‌رغم خوبی‌های که دارد برایم خوشایند و خوشحال‌کننده نیست. تقصیر این شب نیست، تقصیر از من و از هم‌وطنان من است که با بلاهت و دون همتی خود شب یلدای تاریخی را ماندگار کرده‌ایم و خودمان علی رغم عذاب کشیدن و رنج بردن از آن، با آن عادت کرده‌ایم و نمی‌توانیم دامن افق را بالا زده و پرده سیاه شب دی جور را به‌سوی پرتوی خورشید بازکنیم تا این کران سیاه تاریخی صبح شود و این شب ممتد و طولانی پایان یابد و این سرزمین هم از نور خورشید و روشنایی بهره‌مند گردد و مردم این سرزمین همچون سایر ملت‌ها و انسان‌ها همدم نور و هم‌آغوش آفتاب گردند.

شب یلدای تقویمی سلام و درود بر تو! از آمدنت انسان‌های زیادی شاد و مشعوف‌اند اما مرا ببخش که نمی‌توانم بر ذهن و روان خود کنترلی داشته باشم و از نام و یاد تو به یاد شب یلدای تاریخی خود نیفتم و احساس تلخ و هراسی نداشته باشم. یک همانندی تو با شب یلدای تاریخی باعث تداعی آن در ذهن و ضمیرم می‌گردد و این امر شور و شوق آمدن تو را در کامم تلخ کرده و خاطرم را آزرده می‌کند. نمی‌دانم این شب‌ یلدای تاریخی ما چه وقت سحر می‌شود؟ اجداد و پدران و مادران ما که این آرزو را با خود به گور بردند و نومیدانه در تاریکی شب خاک‌های نمناک را در آغوش کشیدند. نمی‌دانم که نسل ما سپیده‌ای سحری تاریخی را خواهند دید یا همچون پدران و اجداد خود این آرزو را با خود به ابدیت خواهند برد. این احساس‌ها و این آرزوها همواره ذهن و ضمیرم را درگیر کرده و  فشار می‌دهد. خود ما که با این شب سیاه و تاریک جهنمی سیر کردیم و از زندگی و زیبایی‌هایش هیچ سهمی نداشتیم و نبردیم، ترسم آن است که این شب سیاه دامنش همچنان گسترده بماند و نسل‌های آینده را نیز در جهنم تار و تاریک خود گرفتار و به رنج و عذاب همیشگی معذب کند. آرزو می‌کنم که مردم رنج کشیده تاریخی در زیر سایه این شب پایا به بیداری، عزم و همتی برسند که علیه این شب ظالمانه، قیام کند و خیمه سیاه این تجاوزگر به حریم خورشید، (خراسان زمین) را بر چینند و به آفتاب سلام دوباره دهند و سرود رهایی را بخوانند و به آزادی تاریخی و کرامت انسانی خود برسند. انشا الله

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما