کد مطلب : 2849
یکشنبه ۱۶ اسد ۱۴۰۱ - ۱۲:۳۸
7139
فاقددیدگاه
امین مهرزاد

حادثه کربلا و بدفهمی ما

طرح شریعتی
«عاشوراهای مناسکی و تجلیل‌های آبکی و طبل و دهل‌های آن‌چنانی و راه‌پیمایی و نمایش‌های خیابانی غیر از استتار و به اختفا بردن روح و جوهره کار امام حسین و عقیم‌سازی قیام عاشورا هیچ دردی را دوا نمی‌کند و این خیانت و جفایی است که از طرف مدعیان پیروی و سینه‌چاکان و عاشقان حسینی بر آرمان و مرام امام خود روا می‌دارند. جفا و ظلمی بالاتر از این نیست که شخصی برای یک منظور و هدفی از جان، مال و اهل‌وعیال خود مایه بگذارد اما دوستداران و پیروانش دقیقا برخلاف مرام و مقصد او کنش و رفتار او را درک کنند و پیامش را برخلاف مقصود او دریافت و فهم نمایند.»

واقعه کربلا یک رویداد تاریخی است که ریشه شکل‌گیری آن در زمان حیات پیامبر و زد و بندهای سیاسی و جنگ قدرتی که میان اصحاب پیامبر جریان داشت، برمی‌گردد. اگر پیامبر اسلام تاسیس حکومت نمی‌کرد و دین اسلام را فقط به‌عنوان یک معرفت و ایمان بشری عرضه می‌نمود و کار به کار سیاست و اداره امور و جنگ و صلح و … نمی‌داشت شاید دین اسلام گرفتار چنین اختلافات و تشتت‌های تاریخی و کشمکش‌های داخلی و خون‌ریزی‌های غیرانسانی نمی‌شد. ابوبکر شخصیت بانفوذی بود که پیش از اسلام آوردنش نفوذ زیادی میان قبیله و قبایل قریش داشت و به دستور ابوبکر خیلی از صحابه که بعدا از اعضای سقیفه برای تعیین خلیفه گردید، اسلام آورده بود و بعدازآن نیز همچنان تحت نفوذ وی قرار داشتند. ازآنجای که بعد از وفات پیامبر مساله جانشینی پیامبر به‌عنوان تصاحب قدرت و اداره امور سیاسی، اجتماعی فهم شد ابوبکر بر اساس نفوذی که داشت بر مسند خلافت نشست. شاید ابوبکر و صحابه کبار هیچ فکر نمی‌کردند که این نوع تصاحب قدرت و زد و بندهای سیاسی و بازی‌های ناجوانمردانه روزی منتهی به فاجعه کربلا خواهد شد. این‌ها شاید غافل از پیامدهای بازیگری‌شان مشغول تصاحب قدرت و تقسیم ثروت بودند. شاید هیچ در تصور و مخیله‌شان خطور نمی‌کرد که این بنای کجی که پی افکنده به کجا منتهی می‌گردد.

اگر وراثت و جانشینی پیامبر صرفا بعد معرفتی، دینی و خبرویت می‌داشت شاید کسی غیر از امیر المومنین جرات نشستن بر مسند جانشینی را نداشت و مردم هم غیر از او کسی را شایسته و بایسته این کار نمی‌دانستند و شاید کسی خود را کاندیدای این کار هم نمی‌کرد و اختلافات، کشمکش‌ها و فرقه‌سازی‌های به این شکل گسترده و نفاق‌های و خوانش‌های به پیمانه از هم دور که مسلمان خون مسلمان را مباح دانسته و ناموسش را حرمت نمی‌گذارد، به وجود نمی‌آمد. این نزاع و جنگ قدرت تداوم یافت و کم‌کم و به‌مرورزمان چنان گرفتار فساد و اعوجاج شد که برای امام حسین چاره‌ای جز قیام خونین و عصیان علیه ظالمین دیگر گزینه‌ای باقی نماند.

به هر صورت قیام عاشورا آن‌طوری که در تاریخ آمده است اتفاق افتاد و تاثیر خوب، مثبت و منفی خود را بر جای گذاشت. شاید برای خیلی از مذهبی‌های دوآتشه و بدون تامل این گفته خوشایند نباشد که قیام عاشورا هم جنبه‌های منفی در تاریخ داشته و یا دارد هم جنبه مثبت و خوب. اما واقعیت این است، همان‌طوری که خود اسلام خیلی زود گرفتار رجعت و واپس‌گرایی شد و از درون پوسید و سنت‌های جاهلی و عصبیت‌های قبیله‌ای و اشرافیت خونی و تباری دوباره زنده و این بار به نام دین و اسلام به حیات خود ادامه داد و اسلام را به اسارت خود گرفت و آن را مسخ و به‌صورت فرهنگ منحط عربی و سنت‌های رایج قبایلی در‌آوردند، قیام عاشورا نیز گرفتار چنین مصیبتی گردید و عاشورای حسینی که درس آزادگی می‌داد و سرمشق انسانی بود تبدیل به مراسم آیینی و جشن عزاداری و سرگرمی‌ها و تفریحات مضحکی گردید که فقط به درد تخلیه عقده‌های درونی و سرگرمی‌های موسیقایی نوحه‌خوانی و رقص موزون سینه‌زنی می‌خورد و دیگر هیچ دردی را دوا نمی‌کند. پیروان مکتب عاشورای حسینی امروزه تبدیل به بی‌عرضه‌ترین مردم دنیا شده که حاضر‌ند برای برپایی مراسم سینه‌زنی و نوحه‌خوانی کشته شوند اما حاضر نیستند که آگاهانه مرگ را همچون حسین استقبال و از کیان، حیثیت، حیات خود دفاع نمایند و امنیت خود را تامین و تحت سلطه دشمنان اعتقادی‌شان زندگی نکنند.

زمانی زیادی از واقعه عاشورا می‌گذرد و در درازای این زمان آن‌قدر تحریف و دستبرد زده شده که فلسفه قیام عاشورا کاملا مقلوب و مقاومت‌گران در برابر این تحریفات هم مغلوب گردیده‌اند که هیچ امیدی برای زدودن غبار ایام و از میان برداشتن عاشورای بی پیام و درک و فهم درست عاشورای امام نیست. عاشوراهای مناسکی و تجلیل‌های آبکی و طبل و دهل‌های آن‌چنانی و راه‌پیمایی و نمایش‌های خیابانی غیر از استتار و به اختفا بردن روح و جوهره کار امام حسین و عقیم‌سازی قیام عاشورا هیچ دردی را دوا نمی‌کند و این خیانت و جفایی است که از طرف مدعیان پیروی و سینه‌چاکان و عاشقان حسینی بر آرمان و مرام امام خود روا می‌دارند. جفا و ظلمی بالاتر از این نیست که شخصی برای یک منظور و هدفی از جان، مال و اهل‌وعیال خود مایه بگذارد اما دوستداران و پیروانش دقیقا برخلاف مرام و مقصد او کنش و رفتار او را درک کنند و پیامش را برخلاف مقصود او دریافت و فهم نمایند. قیام عاشورا گرفتار بدفهمی و کج‌فهمی عجیب و غریبی گردیده است. درک درست از این مکتب سرخ نیاز به بینش و دانش بلند و ذهن فعال، پویا و عاری از خرافات دارد. در این عرصه سخن زیاد است فقط به خاطر پاسداشت ایام عاشورا تذکر و تلنگری به علاقه‌مندان و پیروان مکتب عاشورا داده شد. گرامی می‌دارم یاد و خاطره قیام اصلاحی و عصیان انقلابی عاشورا را و به روح شهدای آن قیام و همه شهدای راه انسانیت و شرافت و پاکی و طهارت درود می‌فرستم.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما