پیام مکتب عاشورا
بیتردید عاشورا حادثهای است که در نوع خود بینظیراست؛ ازآنرو که بیشترین، نوشتهها، تحلیلها و آثار گفتاری و نوشتاری را به خود اختصاص داده است. واقعهای به این بزرگی بهواقع شایستهی چنان ستایش و خوانش است که ظرفیت بیان و قلم را به چالش میکشد. زیرا ابعاد این حادثهی بزرگ و جاودانه، آگاهی و معرفت چندبعدی را میطلبد تا آنگونه که سزاوار سترگی آن، تحلیل و تبیین و بازخوانی و بازگویی شود. کاری که تاکنون صورت گرفته کمابیش به یک یا چند بعد از ابعاد عاشورا پرداختهشده، برخی به بعد عاطفی آن بیشتر توجه و تمرکز نموده و بعض دیگر به بعد سیاسی و اجتماعی عاشورا پرداختهاند. کسانی به جنبه نقل و گزارش تاریخی و تحلیل آن بسنده کردهاند. و…. که تلاش همگی درخور ارج و ستودنی است. اما قیامی به این عظمت که ماهیت جاودانه به آن بخشیده است نگاه جامع و همهجانبه میطلبد تا شایستهی نام و آوازهی چنان حرکت پرشکوه و سترگ باشد.
بدینجهت به باور این نوشته رساترین تعبیر در مورد عاشورا اصطلاح “مکتب عاشورا” است که از همین رهگذر هرکس به فراخور توانایی علمی و معرفتی و تخصص خویش برخی از ابعاد آن را به خوانش گرفته و مورد تحلیل و بررسی قرار بدهد. آنگاه، در امتداد این مکتب، نهضت عرفانی امام سجاد (ع) و مکتب علمی – فرهنگی امام باقر و امام صادق (علیهماالسلام) و مبارزات روشنگرانه و هدایت مدارانهی ایمهی بعدی (ع) تا انقلاب جهانی آخرین منجی (عج) که تکمیلکننده آخرین حلقهی مکتب جامع و جاودانه اسلام و گسترش و ترویج آن در افق و گسترهی جهان است. تا ابدیت و جاودانگی آن را به اذن خدای جهانآفرین تحقق بخشد.
به اعتقاد نوشته حاضر، با یک نگاه کلی، مکتب عاشورا در امتداد و در راستای حفظ و حراست آموزههای انسانساز مکتب جامع و جاودانه اسلام که بااراده خدای متعال و تلاشهای خارقالعاده و طاقتفرسای رسول خاتم و پیامبر اعظم(ص) بنیان گذاشته شد و در جریان گفتمان غدیر، اتمام و اکمال دین و ابلاغ رسالت الهی پیامبر، به اعلام جانشینی و ولایت امیرالمومنین علی (ع) منوط و مشروط شد که با صریحترین کلام و رساترین پیام این ماموریت، به انجام رسید. ازآنپس، هدایت بشر و راهنمایی او بهسوی کمال مطلوب، در شکل و صورت امامت و ولایت، تعیین و معرفی شد. هرچند دست ناپاک تطاول و جریان انحراف، در مسیر این خط ممتد، بر اساس حکمت و مصلحت نوع بشر، که بهصراحت و اصرار و تاکید از سوی آفریدگار جهان و انسان ترسیمشده بود، آن را نضج نیافته به انحراف کشانده و به یغما بردند، اما اراده حکیمانه الهی بر این رفته است تا دین خود را نصرت داده و آن را در جایگاه شایسته و واقعی آن قرار دهد . این رسالت خطیر و وظیفه عظیم، پس از رحلت پیامبر اکرم بر عهده راهبران راستین و پیشوایان شایسته( ایمهی هدی) گذاشته شد که شایستگی و برازندگی آنان، بر هیچکسی پوشیده نبوده و به اثبات نیز رسیده است.
رهبران پاک و صالح در راستای انجام رسالت الهی و حفظ و صیانت از دین از هیچ تلاش و کوشش، فروگذار نکرده و با توکل و اتکا به وعدهی حتمی پیروزی دین کامل و ناب الهی، تا سرحد ایثار و نثار مال و جان، فداکاری و ازخودگذشتگی نمودهاند و هر زمان با توجه به شرایط و مقتضیات، چهره واژگون مدعیان دروغین و جریانهای انحرافی را آشکار و به مردم معرفی نموده و گردوغبار موقت و زودگذر بطلان و انحراف را از سیمای نورانی دین و دینمداری زدودهاند. جریان انحرافی سقیفه هرچند، در برابر گفتمان واقعی و حقیقی غدیر، قد برافراشت و سبب مشکلات فراوان در مسیر مستقیم و شاهراه ولایت و امامت، گشت و صراط مستقیم هدایت و امامت به شکل وارونه و ناشایستهی سلطنت و ملوکیت فروکاست !! اما چهره نورانی دین ناب، هیچگاه در محاق تاریکی و ظلمات بیدینی و انحراف برای همیشه مخفی نماند. جنگهای خونین جمل و صفین و نهروان در دوران امیرالمومنین (ع) بهخوبی پرده از نقاب دروغین قدرتطلبان وتزویرگران و جاهلان ، برداشت .
حادثهی عظیم عاشورا نیز در امتداد خط مکتب پرعظمت غدیر، با دو چهره خون و پیام، دین مبین را از سقوط در دره هولناک انحراف وبی دینی و فسق و فجور دستگاه یزید و ابن زیاد و پیروانشان، نجات داد. فلسفه قیام عاشورا احیای دین و اصلاح امت و افشای چهرهی نفاق و تزویر و زدودن پیرایهها و خرافهها و انحرافات به وجود آمده بود و این پیام را به گوش هوش جهانیان منقل کرد که اگر دین در معرض انحراف و ملعبهی حکام جور و امرای فاجر قرار گیرد بر پیشوایان دین و فرد فرد مسلمان، سکوت روا نیست؛ بلکه آنگونه که خدای بزرگ در قرآن فرموده ” ان تنصروالله ینصرکم ویثبت اقدامکم…” (آیه ۷سوره محمد «ص») که بهاتفاق مفسرین مقصود، یاری و نصرت دین خدا است و آنچنانکه در کلمات قصار امیرالمومنین (ع) نیز آمده است: ” هرگاه بلایی فرارسد مال خود را فدای جانتان سازید و هرگاه مسالهای دینتان را تهدید کرد جانتان را فدای دینتان نمایید… ” * (تحف العقول ج۲ص۲۱۶)
مکتب بزرگ عاشورا آنگونه که در خطبهها و بیانات متعدد پیشوای بزرگ و کاروانسالار آن حرکت عظیم آمده است فلسفه و انگیزه قیام و حرکت خود را حفظ و صیانت دین و اصلاح امت بزرگ اسلامی اعلام و امربهمعروف و نهی از منکر را که از فرایض اساسی و ضروری و مبنایی دین مبین است، میداند و قیام دررسیدن به این هدف را بر خود و پیروان خود فرض قرار میدهد، هرچند در این راه جان خود و خاندان خود را آگاهانه و باافتخار تقدیم نماید؛ چه اینکه منطق عاشورا در هردو صورت شهادت و پیروزی ، رسیدن به إحدی الحسنیین است و چه زیبا به این هدف باشکوه و سترگ نایل آمد.!
گواه آشکار آن خطبهها و سخنرانیهای قهرمانانهی امام سجاد (ع) و زینب کبری (س) در جریان رسالت پیامرسانی مکتب جاودانه عاشورا از کربلا تا کوفه و تا شام و مدینه بود که امام سجاد (ع) در جواب ابن زیاد، آنگاهکه میخواست با عوامفریبی خود را پیروز و قیام عاشورا شکستخورده قلمداد کند! فرمود: ما پیروز شدیم نه شما! ما رفتیم و اسلام و مکتب غدیر را احیا کردیم، سند ما اذان و اقامه نماز است که در آنها گواه بر رسالت و امامت جد و پدر ما میدهند نه پدر و جد تو و یزید! سخنان علی گونهی قهرمان کربلا (زینب کبری) نیز در مجلس ابن زیاد و یزید و در تماممسیر پیامرسانی عاشورا شاهد زندهی پیروزی مکتب عاشورا و رسوایی و شکست دستگاه ناپاک و آلودهی یزید و ابن زیاد و پیروان آنان است. پیام و درونمایهی اصلی مکتب عاشورا آنگونه که گفته شد محوریت دین و دینمداری و مبارزه با ستمگری و جریان انحراف دینی و احیای فریضهی زیر بنایی و اساسی امربهمعروف و نهی از منکر و اصلاح امور دینی است. سرانجام و فرجام سعادت و رستگاری نیز به پشتوانهی وعدهی قطعی خداوند قادر متعال، از آن پرهیزکاران و نیکو سیرتان است.

(
(