-
دوشنبه ۱۷ حوت ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۸علی نظری«هزارهها .... با هم احساس همدردی و نیاز به پایمردی و شعور همنوایی و شعار همصدایی را ندارند و چون رمهی بیچوپان کنار هم هستند اما با هم نیستند، همکلام هستند اما هم سلام نیستند، کنار هم، راه میروند اما با هم راه نمیروند. دردشان مشترکاند اما مقصد و هدفشان مشترک نیستند، باهم قربانی میشوند اما برای هم یار جانی نمیگردند، هویت هزارگی دارند اما حمیت و عصبیت هزارگی ندارند. تشخص هزارگی دارند اما تشخیص هزارگی ندارند؛ چالش هزارگی دارند اما نگرش هزارگی ندارند، منش هزارگی دارند اما بینش هزارگی ندارند، سنجش هزارگی دارند اما کنش هزارگی ندارند.»
-
پنج شنبه ۶ حوت ۱۳۹۴ - ۰:۱۴علیزاده غزنوی«اگر نام شکوهمند عدالت با هزاره گرهخورده است و اگر تاریخ عدالتخواهی در افغانستان با هزاره ثبتشده است، تحقق عدالت نیز با تعهد و پاک اندیشی هزاره ممکن است. شعار عدالت دادن و همکاسه دزدان شدن به همان میزانی که به زیان درک ضرورت تغییر وضع قساوتبار موجود است به زیان اعتبار و حیثیت هزاره هم است؛ چون ضرورت حضور هزاره و اعتماد به تعهد هزاره وقتی همگانی میشود که هزاره قدرت داشته باشد، بتواند فساد کند ولی به خاطر تعهد و مسوولیت، از فساد و همگانی شدن فساد جلوگیری کند.»
-
دوشنبه ۱۹ دلو ۱۳۹۴ - ۲۳:۲۷امان الله علیزاده«آیا «انحلال احزاب سیاسی» کنونی ممکن است؟ آیا تشنگان قدرت به خاطر مصلحت حاضرند وظیفه و فعالیت خود را به «اتاق فکری» واگذارند که هم متعهد و دلسوز و هم به زبان سیاست و مدیریت آشنایند؟ آیا «تشکیل یک حزب نوین» میتواند مناسبترین گزینه برای شکست بنبست سیاست مبتذل امروزه هزاره باشد که از تمام ظرفیتهای فکری هزاره به و جود آید و دورنمایی دهساله و بیستسالهی را برای مردم ما ترسیم نماید؟ و یا شکلگیری «یک هستهی مرکزی برای شورای سرتاسری هزارهها» میتواند سزاوارترین گزینه و شاهراه نجات باشد که هم شکاف و شقاق میان برادران هزاره اسماعیلی و اهل سنت را پر کند»؟
-
سه شنبه ۱۰ قوس ۱۳۹۴ - ۱۲:۳۳خاطره رنجیده«داغ تو تنها داغ گلوی بریده شدهی تو که در اوج مظلومیت و در نهایت معصومیت صورت گرفت نیست، که داغ مرگ مردانگی برادران و ... تو نیز است. خواهرم! میدانم که در دوران اسارت چه قدر انتظار کشیدی که برادرانت غیرتاش به جوش آیند و آستین همت بالا زنند و کمر مردانگی را محکم بسته به سراغ تو بیایند و تو را از چنگال آنان نجات داده و انتقامی سختی از آنان گرفته و تو را در آغوش پر مهر مادرت برسانند! اما دریغ و صد دریغ! که برادران و پدران تو رگ مردانگیشان قطع و در گرداب جبن و در برهوت ترس وحضیض ذلت و در گنداب فرومایگی فرو رفته بودند که هیچ نتوانستند به فریادها و نالههای تو گوش فرا داده تکانی بخورند»
-
سه شنبه ۲۳ سرطان ۱۳۹۴ - ۱:۴۰علی سرابی«جاغوری مدتهاست كه در خود فرورفته و از بیماری خودشیفتگی رنجبرده و در عذاب است با خیالات زندگی میكند و چشم بر واقعیتها و دنیای كه بسیار شتابان بهپیش میتازند، بسته و دوروبر و محیط خود را درست نمیبینند خمارگونه خلوت خوش با خیالهای خویش دارند و به شكل نوستالژیك گذشتههای خویش را به یاد آورده و ستایش کرده و با آن میزیند و حاضر نیستند گذشتهها را به گذشته سپرده و زمان حال را دریابند و خود را با شرایط امروزی و جدید وفق داده و همنوا سازند. به همین دلیل جاغوری تا هنوز در همه عرصههای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و... بازنده که هیچ؛ اصلا بازیگر و وارد صحنه نبوده است.»
-
دوشنبه ۴ حوت ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۷علیداد داوری«متاسفانه در برخورد با چنين رخدادهايی ميان آخوندها، حوزههای علميه و دستگاههای مرجعيت نوعی مماشات و همسوی احساس میگردد. در اينكه خمس به دختر تعلق نمیگيرد و دختر داشتن نه شامل خمسی به معناى اهل سنت و نه به معناى شيعه میگردد اختلافی وجود ندارد اما در برخورد و واکنش در قبال چنين پديدههای زشت و غیراخلاقی نوعی همسوی و مماشات از سوی آنانی كه ذكرش رفت دیدهشده و ديده میشود. عدم برخورد جدی و قاطع از سوی مراجعی كه متولی مذهب و باورهای مردم شناخته میشوند زمينه چنين سو استفادهها را فراهم كرده و هرروز شاهد قربانیهای بيشتری از اين قبيل خواهيم بود.»
-
شنبه ۲۵ دلو ۱۳۹۳ - ۱۱:۳۶محمد هادی نبوی«خلیفه دوم؛ با چنین عملی، تبعیض نژادی را که از سوی قرآن و پیامبر (صلیالله علیه و اله و سلم) نهی شده بود، به دامن اسلام بازگردانید و بار دیگر آن را احیا کرده و جامعه اسلامی را با اختلاف شدید طبقاتی همراه ساخت. لذا دیری نپایید که جامعه اسلامی با شکاف عمیقی روبهرو گردید که زراندوزان و دنیاپرستان، با خرید بردگان و کنیزان بر شوکت و عظمت خویش افتخار میکردند و بیچارگان و بردگان مظلوم از دل صبح تا دل شبکار میکردند که تا هم زندگی خود را با رنج و مصیبت اداره نمایند وهم روزانه و یا ماهیانه مبلغی به اربابان خویش بپردازند.»
-
دوشنبه ۲۰ دلو ۱۳۹۳ - ۱۲:۵۶حبيبالله صداقت و محمد علی رضايی«امروز اين ضرورت است، همانگونه که عينک تکفير مانع از آشکار شدن قواعد انسانی اسلام است و بايد آن را دور انداخت، عينک ليبرال دموکراسی غرب نيز مانع از مواجهه با حقيقت اسلام است و بايد آن را دور انداخت و اسلام را آنگونه که هست بايد شناخت و فهميد. اين قاعده در مورد تاريخ اسلام نيز جاری است. تاريخ را نیز همانگونه که بوده است بايد فهميد. حوادث مقطع نمیتواند به فهم تاريخ مدد رساند. ذکر حوادث مقطع پاشنه آشيلی نوشتهی آقای بودا است. خواننده بصير با مراجعه به تاريخ و دقت در آنها قطعاً به نظر مخالف آقای بودا خواهد رسيد.»
-
سه شنبه ۳۰ جدی ۱۳۹۳ - ۱۱:۴۹حبيب الله نظری«البته برخلاف فرمايش بودا كه: «بسیاري از جنگها، ازجمله جنگِ بدر، جنگ بر سر کالای تجاری بود که از شام به مکه انتقال داده میشد» مصادره/ غارت كاروان قريش، در صدر اسلام، تنها یکبار اتفاق افتاده است نه بيشتر! هيچ نمونه يا شاهد تاريخي ديگري بر مصادره/ غارت اموال قريش، كه زير نظر موسس دين اسلام صورت گرفته باشد، وجود ندارد. و اين نكته خود روشن ميسازد كه اين سخن بودا چه نسبتي با واقعيت دارد؟»
-
شنبه ۲۰ جدی ۱۳۹۳ - ۷:۵۴خالق پايدار«حرف امروز روشنفکران هزاره این است که دین و مذهب با فاصله گرفتن از آن سرچشمه اصلی خود با اوهام و خرافات زیادی ممزوج شده و باید پالایش گردد و یکی از ابزار مهم فهم شریعت و پالایش خرافات دینی و مذهبی، عقل و تعقل است که کنار گذاشتن آن، در قرآن سخت مورد نکوهش قرار گرفته است. نه دینداری در بوسیدن دست اشخاص سید، شیخ و حاجی است و نه آگاهی و ابراز هویت قومی مساوی با بی دینی و فاشیستی».