-
چهارشنبه ۲۱ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۲محمد قاسم سرابی«در مورد اخیر که جشنواره بینالمللی «دمبوره» در ولایت باستانی بامیان برگزار شد، شورای علمای بامیان ضمن انتقاد از این جشنواره با انتشار بیانیه آن را تحریم و محکوم کردند که خشم روشنفکران این دیار را برانگیخت و در مدت کوتاهی ملاهای کشور را به رگبار تکفیر ضد مدرنیته بستند. از لابهلای کشمکشها چنین برمیآید که ذهنیتهای طرفداران این دو مقوله انباشته از افراطوتفریط میباشند. هریک نسبت به یکدیگر دید غیرمنصفانه و نا همدلانه دارند و با رویکرد تقلیلگرایانه در پی حذف همدیگرند.»
-
جمعه ۱۶ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۷علی غزنوی«امروزه در ذهنیت مردم، میان مجمع علما و طلاب با احزاب سیاسی شخصی همچون حزب وحدت محقق، و حزب وحدت خلیلی و... که کارکردشان معامله سرنوشت مردم، پر کردن جیب و تصاحب موقعیت بالای سیاسی، حفظ قدرت شخصی و به دست آوردن ثروت غارتی است هیچ فرقی وجود نداشته و مردم میان این مجمع و آن باندهای سیاسی - اقتصادی هیچ تفاوتی قایل نیستند. شانیت و قداستی که این مجمع باید توسط خیراندیشی و پرهیزکاری سیاسی و رعایت شوون طلبگی و اثبات صداقت، پاکی، دلسوزی، و ظاهر نمودن فضل و دانایی خود، کسب کرده و جایگاه مناسب را در میان مردم کمایی مینمودند، باکمال تاسف باید گفت که ضرب صفر است.»
-
جمعه ۹ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۳علیزاده غزنوی«این ایتلاف هیچ راهبردی برای نجات ندارد؛ چون در بخش مطالباتشان از حکومت بهاصطلاح وحدت ملی جز اینکه از رییس جمهور میخواهد «قانونشکنی نکند، اقدامات فراقانونی و اعمال سلیقه شخصی را متوقف کند، مشاورینشان در صلاحیتهای وزرا دخالت نکند» و «در تعين کمسیونهای انتخابات و اصلاحات ادارى با همه طرفها مشورت» کند، هیچ برنامهی و هیچ اهرمی فشاری و هیچ طرحی بدیلی ندارد تا اگر دولت به این خواست آنان تمکین نکرد چنانچه در این دونیم سال تمکین نکرده است، چه راهی را برای نجات افغانستان در پیش خواهند گرفت؟.»
-
یکشنبه ۲۸ جوزا ۱۳۹۶ - ۴:۳۰خاطره رنجیده«اما دریغ و صد دریغ که مردم افغانستان همه از این وضعیت ناگوار و از این جهنم برقرار شکوه و شکایت سر میدهند درحالیکه همه در خلق و به وجود آوردن چنین وضعیتی سهیم بوده و در پایداری و تثبیت آن نقش داشتهاند. هیچ اراده و تلاشی برای رهایی از این وضعیت نا انسانی و هیچ تفکر و تدبیری برای نجات از این زندان تاریخی نکرده و در راستای اراده و مشیت خداوندی و قوانین و ضوابط تاریخی هیچ قدمی برنداشته و همواره بر پاشنه آشیل فساد و تباهی چرخیده و خود عامل تولید و بازتولید بدبختی، سیهروزی و زمینهساز به وجود آمدن و رشد رفتارهای انتحاری، فقر اقتصادی، ناامنیهای اجتماعی و تمام مفسدههای خرد و کلان ملی و بینالمللی میباشند.»
-
پنج شنبه ۱۸ جوزا ۱۳۹۶ - ۶:۰۱احمدی رشاد«اگر صریحتر بگویم اخپلواک هزارهها را در دو تظاهرات اول «تبسم» و دوم «روشنایی»، نوکر خارجیها دانسته و دادخواهی میلیونها انسان در سراسر عالم را به هیچ انگاشته است و گویا آنها همه به دستور بیگانگان دادخواهی کردهاند و سر خاک افغانستان معامله کردهاند! جریان حاکم به پشتوانه تجارب سیاسی خود، همواره با هزارهها از در فریب، تطمیع و خیانت واردشده است. جنبش تبسم و روشنایی، خواب را از چشم اقتدارگرایان تمامیتخواه گرفته بود، ولی باخیانت خودیها با نشان دادن «ساجق» حاکمیت، به بیراهه کشانده شد.»
-
دوشنبه ۱۵ جوزا ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۹سخی ناصری شیدانی«راستش را اگر بخواهید، تقصیر از ما نیست. ما از «خانواده»هایمان قهرمان پرست و دشمن عدالت و آزادی به بار میآییم. پدر و مادرها بهجای عشق و عدالت، تبعیض و بیعدالتی را برای فرزندانشان یاد میدهند. در خانواده پسر عزیز خانه و صاحب تامالاختیار همهچیز است. اما دختر بهمثابهی جنس فروتر از پسر پنداشته میشود. سرآغاز تبعیض و بیعدالتی خانواده است. حتی در زمان انتخاب «نام» دخترها مورد بیعدالتی و بیمهری قرار میگیرند. پسران را محمد، علی، مسعود و غلام نبی و... نام میکنند. اما دختران را به خاطری که ریشهی این نسل منفور و جنس فروتر از پسر پایان یابد و دختری دگر متولد نشود: بس ما، بس گل و بس بیبی نام میکنند.»
-
شنبه ۶ جوزا ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۸محمد قاسم سرابی«جناب رییس، اگر هدف اصلی این باشد که سرمایهگذاری در کشور رونق و زمینههای اشتغالزایی صورت بگیرد، تولید ناخالص داخلی افزایش پیدا کند باید کل اقتصاد کشور به شکوفایی برسد. اگر در رسیدن به این هدف والا به دنبال ماهی دلخواه خود نیستی و اگر کاسه زیر نیمکاسه نیست، چرا چنین قراردادهای را در یک پروسه شفاف در رقابت آزاد برگزار نمینمایی، تا هم زمین به یک قیمت مناسب به فروش برسد و هم شرکتهای طرف، مزیتها و امتیازات بیشتر را برای رونق اقتصادی کشور قایل شود.؟! شما زیربناهای اقتصادی افغانستان را بر ستون فساد مستحکم مینمایید که هرگز کارایی و پایداری ندارد.!!»
-
پنج شنبه ۲۱ ثور ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۰وحید یکتا«از زمانی که پای محقق به ارگ بازشده تاکنون بیشترین سفر را چه در داخل و چه در خارج از کشور مانند ایران داشته است. لذا در بیشترین جلسات مهم و سرنوشتسازی که در ارگ دایر شده وی غایب بوده و حضور نداشته است. او بهجای اینکه با طرحها و برنامه مفید و تاثیرگذاری روی تصمیمات دولت؛ خدمات به مردم خود ارایه دهد و از این طریق محبوبیت کسب نماید به دورهگردی مبادرت کرده و محبوبیت را میان مریدان خود، گدایی میکند. محقق نه جذبه علمی، نه جذبه فکری، نه جذبه شخصیتی و نه جذبه اخلاقی دارد. آنچه او دارد پول است و سرمایه که بر اساس شانس تاریخی به او تعلقگرفته است.!»
-
جمعه ۱ ثور ۱۳۹۶ - ۲:۲۹خالق فصیح« هرچند امروز راه ورود افراد به ادارات دولتی، رقابت آزاد است ولی واقعیت این است که راه اصلی همان رشوه است نه شایستگی و لیاقت. در رقابت آزاد معیار انتخاب افراد بهعنوان کارمند جدید، کام یابی در امتحان و اخذ نمره عالی در این رقابت است، اما چنین چیزی در مدار رشوه هیچ اعتباری نداشته و بیمعنا است. آنچه راه را برای افراد باز میکند، رشوه است نه نمره عالی، نه شایستگی و نه صداقت و درستی. اینجا است که برای شرکتکنندگان در رقابت آزاد، چه آنهای که نمره عالی آوردهاند و چه آنهای که زیر صفر قلم دواندهاند، همهچیز از سر گرفته میشوند.»
-
یکشنبه ۱۳ حمل ۱۳۹۶ - ۲۲:۲۴سخی ناصری شیدانی«دنیای امروزین فارسی، دنیای قضاوت بر مبنای منافع است. وقتی کسی حس میکند، از آدرس ابنسینا یا مولانای بلخ موقعیت سیاسی- اجتماعی به دست آورده میتواند، در حوزهی لهجهی و نژادی خود برای ابنسینا یا مولانا و هر ادیب و فلسفه دان دیگر، خانه و گور و بارگاه میسازد. بحث داغی، که در دنیای فارسی بر سر گور و قبر شعرا، افراد مذهبی، شخصیتهای ادبی و خلفا و حکم روایان وجود دارد نشان میدهد، که قضاوتها بیشتر اصالتگرایانه و استفادهجویانه است، تا عقلانی و تاریخی.!! ایرانیها ابنسینا را از همدان میدانند. ولی افغانستانیها از بلخ.»