کد مطلب : 1768
پنج شنبه ۲۱ ثور ۱۳۹۶ - ۱۶:۰۰
13936
فاقددیدگاه
وحید یکتا

محمد محقق؛ شخص دولت‌مرد یا عوام‌فریب دوره‌گرد؟

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
«از زمانی که پای محقق به ارگ بازشده تاکنون بیشترین سفر را چه در داخل و چه در خارج از کشور مانند ایران داشته است. لذا در بیشترین جلسات مهم و سرنوشت‌سازی که در ارگ دایر شده وی غایب بوده و حضور نداشته است. او به‌جای اینکه با طرح‌ها و برنامه مفید و تاثیرگذاری روی تصمیمات دولت؛ خدمات به مردم خود ارایه دهد و از این طریق محبوبیت کسب نماید به دوره‌گردی مبادرت کرده و محبوبیت را میان مریدان خود، گدایی می‌کند. محقق نه جذبه علمی، نه جذبه فکری، نه جذبه شخصیتی و نه جذبه اخلاقی دارد. آنچه او دارد پول است و سرمایه که بر اساس شانس تاریخی به او تعلق‌گرفته است.!»

محمد محقق ازجمله آدم‌های خوش‌شانس است. خوش‌شانس بودن او به این دلیل است که بدون داشتن سواد کافی استاد و بدون داشتن فهم و دانش سیاسی سیاست‌مدار و بدون داشتن  توانایی مدیریتی مدیر و بدون داشتن سواد دینی حجت‌الاسلام و بدون داشتن تقوا و گرایش معنوی روحانی و بدون داشتن آگاهی اجتماعی، توانایی فکری و شعور اجتماعی سیاسی، و بدون لیاقت و شایستگی کسوت رهبری بر تن کرده و شانس با او یار بوده و تا مرحله‌ی یکی از رهبران مطرح جامعه هزاره بالاآمده و بر زبان‌ها افتاده است. محقق یکی از خوش‌شانس‌ترین آدم‌های روی دنیا در دوران خودش است. برای اینکه آدم‌های خوش‌شانس‌های دنیا بدون داشتن لیاقت و استعدادهای لازم، در دوران عمرشان یک‌بار، دو بار، و نهایت سه بار بخت با وی یار گشته و زمینه صعود و بهره‌برداری برایشان فراهم گشته است اما محقق مدت‌های مدید بدون داشتن ظرفیت و استعداد لازم، شرایط اجتماعی و زمینه‌های سیاسی، رخدادهای تصادفی برایش فراهم بوده تا استفاده‌های لازم را ببرد.

 یکی از شانس‌های محقق و خلیلی این بود که وقتی رژیم طالبان توسط جامعه جهانی سقوط داده شد و احزاب و شخصیت‌های جهادی به‌عنوان جنگ‌سالاران از سوی جامعه جهانی انگاشته می‌شد و اقبال افکار عمومی را با خود نداشتند و زمزمه محاکمه این‌ها اینجاوآنجا شنیده می‌شد و بستر اجتماعی و شرایط سیاسی آماده این بود که مردم از این‌ها عبور نموده و نسل نو سیاسی با اهداف و شیوه نو پا به عرصه حیات سیاسی گذاشته و تومار حیات سیاسی این‌ها را برچینند؛ جامعه روشنفکری هزاره‌ دچار اشتباه شد و به خاطر مصلحت‌اندیشی‌های مقطعی تصمیم گرفتند که با رهزنان سیاسی گذشته درنیفتاده و کنار آمده و با آن‌ها کارنمایند تا جامعه پاره‌پاره و تکه‌تکه شده از این بیشتر به‌سوی واگرایی سوق داده نشود.

درک شرایط تاریخی و حساسیت زمانی یکی از شرایط لازم برای موفقیت و پیروزی است. اگر جامعه و یا کنشگران اجتماعی – سیاسی استعداد و توانایی فهم و زیرکی درک شرایط تاریخی و حساسیت زمانی را نداشته باشند، بی‌شک نمی‌توانند متناسب با اوضاع و شرایط زمانه و تحولات و واقعیت‌های رخ‌داده موضع درست و منطقی اتخاذ کرده و بر شرایط و روند تحولات تاثیرگذار نبوده و نبض زمان را در دست نگرفته و دچار اشتباهات جبران‌ناپذیر شده و از مسیر رخدادها و بستر تحولات دورمانده و به گوشه انزوا پرت گشته و شکست می‌خورند. نسل نو و دیگراندیش ما در شرایط پساطالبانی دقیقا گرفتار بلاهت مصلحت‌اندیشی‌ سیاسی گردیدند که به گمان خودشان از خود گذری در راستای منافع کلان قومی به خرج می‌دهند.!! این اشتباه تاریخی بود که انگل‌های اجتماع که عادت به مکیدن خون مردم دارند روی صحنه مانده و هرروز بیش‌ازپیش فربه‌تر گردیده و بر مقدرات و سرنوشت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه حکم رانده و موجب استمرار فساد و تباهی جامعه گشته و راه نسل نو را سد کرده و مانع رشد، تعالی، و ارتقای جامعه در عرصه‌های مختلف و گوناگون می‌گردند.

محقق که به خاطر بی‌کفایتی و نداشتن دانش مدیریت وزارت، از وزارت پلان استعفا داد و خود را حامی و مدافع خواست‌های مردم وانمود نمود افکار عمومی مردم هزاره را با خود همراه کرد و از این طریق عقده اجتماعی و کمبود شخصیتی خود را جبران و بی‌سوادی و نداشتن فهم مسایل سیاسی خود را کتمان می‌نمود. در این مدتی که به‌عنوان اپوزیسیون در بیرون از حاکمیت قرار داشت رفتارهای پوپولیستی و نمایش‌های مضحک عوام‌فریبی را در دستور کار خود گرفته بود. ازآنجای که در افغانستان کسی در عرصه سیاست عرض‌اندام می‌تواند که ثروت داشته باشد، از جوانان و تحصیل‌کرده‌های هزاره کسی ثروتمند وجود نداشتند که در عرصه سیاست قد برافرازد و به‌عنوان رقیب وی اظهار وجود نماید. تنها رقیب وی کریم خلیلی بود که او هم ذوب در معاونیت کرزی گردیده بود.

از زمانی که مردم به این امید که محقق روحیه پهلوانی دارد و در کشوری مثل افغانستان رهبر خردمند درد مردم را درمان نمی‌تواند بل رهبر باید پهلوان باشد تا در میان غول‌های حاکم بر کشور عرض‌اندام نماید؛ به وی رای دادند و خوب حمایت نمودند؛ تا هنوز از این پهلوان خیالی هیچ کاری به نفع مردم و رای‌دهندگان، صادر نگردیده که هیچ؛ بل ضررها و ضربه‌های کاری و جبران‌ناپذیر از ناحیه وی مردم خورده‌اند.!!؟ از زمانی که او به قول خودش به ارگ راه‌یافته و به کش‌وفش رسیده موضع‌گیری کاملا ضد مردمی و اقدامات کاملا غیراخلاقی و رفتارهای ظالمانه و ادعاهای بی‌شرمانه از خود به نمایش گذاشته و یک آدم کاملا خلاف آنچه مردم انتظار داشت از آب درآمده و سبب دردسر مردم و مانع حرکت‌های دادخواهانه و مزاحم خیزش‌های روبه‌جلوی نسل نو گردیده است.

محقق به خاطر نداشتن فهم مسایل و نداشتن دانش لازم، توانایی درک مسایل پیچیده‌ی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را ندارد. به همین خاطر هیچ طرحی برای ارایه خدمات اجتماعی و بهبودی وضعیت نامطلوب کنونی نداشته و ندارد. محقق تنها هنر و تجربه‌ای که در این مدت بازیگری خود کسب کرده و دارد سو استفاده از تجمعات مردمی (از قبیل شرکت  در مراسم مذهبی، همچون نماز جمعه، محرم و…) و سرگرم کردن مردم بی‌سواد و تبانی با حاجی‌ها و کلاه گزاری بر سر ارباب‌های ده و قریه است. به همین خاطر وی به‌عوض اینکه به‌عنوان یک دولت‌مرد (که باید سر پست دولتی خود بنشیند و کار برای مردم و رای‌دهندگان خود بکند) به‌عنوان یک فریبکار دوره‌گرد همواره به مسافرت پرداخته و از حضور عده‌ای آدم‌های بی‌خبر و یا غلامان زرخرید خود به وجد آمده و اشباع می‌گردد.!

از زمانی که پای محقق به ارگ بازشده تاکنون بیشترین سفر را چه در داخل و چه در خارج از کشور مانند ایران داشته است. لذا در بیشترین جلسات مهم و سرنوشت‌سازی که در ارگ دایر شده وی غایب بوده و حضور نداشته است. او به‌جای اینکه با طرح‌ها و برنامه مفید و تاثیرگذاری روی تصمیمات دولت؛ خدمات به مردم خود ارایه دهد و از این طریق محبوبیت کسب نماید به دوره‌گردی مبادرت کرده و محبوبیت را میان مریدان خود، گدایی می‌کند. محقق نه جذبه علمی، نه جذبه فکری، نه جذبه شخصیتی و نه جذبه اخلاقی دارد. آنچه او دارد پول است و سرمایه که بر اساس شانس تاریخی به او تعلق‌گرفته است. بشر همواره از سه عقده شخصیتی، اجتماعی و جنسی رنج‌برده و می‌برد. آدم‌های داری عقده، معمولا از یکی از این عقده‌ها در اذیت است؛ اما محقق از هر سه این عقده سرشار و از این عقده‌ها در رنج و عذاب است. زبان بدن وی را وقتی بخوانی و رفتارهای وی را وقتی تحلیل‌نمایی متوجه تراکم این سه عقده در او می‌شوی.

او چون توانایی فکری و قدرت طرح و ابتکار را برای ارایه راه‌کار و جلب و جذب امکانات رفاهی برای مردم ندارد به بازی‌های دوره‌گردی و خرید افراد بی‌شخصیت همچون خودش دست‌زده و برای اینکه بگوید که او کسی هست دست به اقدامات ابلهانه و متهورانه از قبیل پذیرش همانند طرح بدیل در مورد توتا را می‌زند و آن را هم به‌حساب ارایه خدمات به مردم به نام خود به ثبت می‌رساند. مسافرت‌های زیاد وی در شهرها و روستاهای دوردست و دست زدن و کف زدن‌های برخی برایش، یکی از شیرین‌ترین و لذت‌بخش‌ترین روزهای زندگی‌شان محسوب می‌شود. او از این کار آن‌قدر لذت می‌برد و مشعوف می‌گردد که حاضر است برای این کار خطرهای را هم تقبل و ریسک‌های بالایی را هم پذیرا گردد. بنابراین محقق پیش از اینکه یک مرد سیاست و قدرت باشد و به درد حل معضلات اجتماعی سیاسی بخورد و مصدر خدمت به مردم باشد و مردم از او مطالبه حق و ارایه خدمات نمایند؛ یک دوره‌گرد مفلس و یک آدمک بیچاره‌ای که دربه‌در دنبال کسب شهرت و کمایی محبوبیت و گدایی مقبولیت است.!! از او جز عوام‌فریبی و موج‌سواری انتظار دیگری نباید داشت که او غیر ازآنچه گفته شد در انبان خویش ندارد و کیسه وی سرشار از تهی است.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما