کد مطلب : 1837
جمعه ۱۶ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۰:۳۷
6738
فاقددیدگاه
علی غزنوی

مجمع علما و طلاب جاغوری، مجمع صنفی یا بنگاه معاملات سیاسی؟!

کارنامه-مجمع ۱jpg
«امروزه در ذهنیت مردم، میان مجمع علما و طلاب با احزاب سیاسی شخصی همچون حزب وحدت محقق، و حزب وحدت خلیلی و... که کارکردشان معامله سرنوشت مردم، پر کردن جیب و تصاحب موقعیت‌ بالای سیاسی، حفظ قدرت شخصی و به دست آوردن ثروت غارتی است هیچ فرقی وجود نداشته و مردم میان این مجمع و آن باندهای سیاسی - اقتصادی هیچ تفاوتی قایل نیستند. شانیت و قداستی که این مجمع باید توسط خیراندیشی و پرهیزکاری سیاسی و رعایت شوون طلبگی و اثبات صداقت، پاکی، دلسوزی، و ظاهر نمودن فضل و دانایی خود، کسب کرده و جایگاه مناسب را در میان مردم کمایی می‌نمودند، باکمال تاسف باید گفت که ضرب صفر است.»

گروه‌های مختلف در جامعه برای کارایی و بهتر شدن وضعیت شغلی گرد هم آمده و تشکیل صنف می‌دهند. و در دنیای مدرن و امروزی هر قشری و هر گروهی از گروه‌های اجتماعی بر محور و اساس شغلی که دارند متشکل شده و برای بهبودی و سامان‌دهی وضعیت و بهتر شدن کیفیت کاریشان باهم کنار آمده و همکاری می‌نمایند تا بستر فعالیت صنفی مهیاتر گشته و راندمان کار سرعت بیشتر گرفته و نقایص و عیوب و عوامل بازدارنده شناسایی و مرتفع گردد. تشکل‌های صنفی فعالیت‌هایش فقط صنفی است و در عرصه‌های دیگر که ربط با مسایل صنفی ندارد دخالت نکرده و سرک نمی‌کشند. اما تشکل صنفی مجمع علما و طلاب جاغوری که چندین سالی است که به‌منظور هماهنگی و موثریت فعالیت‌های علما و طلاب جاغوری در سطح منطقه تشکیل یافته و این عنوان را یدک می‌کشد نه‌تنها در راستای رسیدن به اهداف صنفی حرکت نکرده و برای نظم بخشیدن فعالیت‌ها و عمق بخشیدن به تلاش‌ها کاری از پیش نبرده که تبدیل به بنگاه معاملات سیاسی و بازی با سرنوشت جمعی و سو استفاده‌های شخصی گردیده است.

این تشکل صنفی از بدو تاسیس تا هنوز به‌جای اینکه در میان مردم و نسل جوان فعالیت موثر و کارا داشته باشد به سراغ اربابان قدرت رفته و دروازه صاحبان ثروت را زده است. از همین‌رو این تشکل در میان مردم جایگاه لازم را باز نکرده و حتی خیلی از مردم از وجود چنین تشکلی خبر نداشته و اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند. در طول تاریخ؛ بزرگ‌ترین پشتوانه علما و روحانیت شیعه مردم بوده و علما هم پشتوانه مردم و در میان مردم بوده و هر دوی‌شان در کنار هم و همدوش باهم همکار بوده و بر مشکلات و چالش‌های موجود غلبه کرده و تا امروز فرهنگ خود را به نسل‌های بعدی سپرده و آن را حفظ نموده است. اما مجمع علما و طلاب جاغوری به‌جای اینکه در میان مردم وظایف دینی و مسوولیت شرعی خود را ادا نماید و مردم را با معارف الهی و احکام اسلامی آشنا سازد و شبهات نسل نو را پاسخگو باشد، دربه‌در دنبال اربابان قدرت و صاحبان ثروت دویده و دکان معامله و زد و بندهای سیاسی گشوده و از عنوان مجمع علما و طلاب جاغوری که یک عنوان مطلق است استفاده کرده و کلاه دلکشی که به ترک سر نمی‌ارزد، برای خود بافته و در گوشه فساد عمومی دولت و بازیگران قدرت لانه گزیده و شریک فساد و تباهی ملت گشته و به‌جای اینکه گندزدا باشد خودش گندیده و متعفن گردیده است.

یکی از اهداف اولیه تاسیس این تشکل صنفی حضور در میان مردم و جلب اعتماد آن‌ها و دعوت به همدلی در عرصه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بود. وقتی در انتخابات پارلمان و شورای ولایتی کاندیداهای زیاد و متنوع قد علم کرده و در رقابت با برادران پشتون مردم هزاره به خاطر ریزش رای‌ها شکست‌خورده و صحنه را می‌باختند؛ عده‌ای از طلاب احساس مسوولیت کرده و این تشکل صنفی را (برای دعوت نمودن مردم به خیر و صلاح و مصلحت جمعی) پایه‌گذاری کردند و بنا بود که علما و طلاب به‌عنوان خیرخواهان مردم و جامعه ظاهر شوند و اعتماد مردم را جلب نمایند و از این طریق از مردم بخواهند که کاندیدای کمتری درصحنه معرفی نمایند تا بازنده نشوند. ولی این مجمع نه به‌عنوان بی‌طرف و خیرخواه جامعه و مردم که به‌عنوان یکی از مدعیان تصاحب قدرت و یکی از بازیگران صحنه سیاست ظاهر شد و نه‌تنها اعتماد مردم را جلب نکرد که باعث بدگمانی و سوی ظن بیشتر مردم نسبت به نیات پست سیاسی، انگیزه پلید قدرت‌طلبی و هدف منحط ثروت‌اندوزی علما گردیدند. به همین خاطر این تشکل در میان مردم هیچ جایگاه و پایگاهی ندارد و دبیر کل وقت آن، با تمام  توان و بسیج نیروهایش در برابر یک فرد عادی، آن‌هم خارج از منطقه، رقابت را باخت و نتوانستند اعتماد مردم را جلب نموده و رای بیاورند.

این مساله که باید مسوولین و کارگزاران این تشکل را وادار به فکر می‌کرد اما ازآنجای که در این تشکل کارها عالمانه و برنامه‌ها کارشناسی شده به پیش نمی‌رود به همان روش سرسری و همان منش روزمره اندیشی خود ادامه داده و تاکنون این عنوان (مجمع علما و طلاب جاغوری) را بارها و بارها به بازار مکاره سیاست و دکانداران اربابان قدرت و بنگاه‌های معاملاتی صاحبان ثروت به حراج گذاشته و فروخته‌اند. کسانی که از منطقه هستند می‌دانند که این مجمع نه نمایندگی از علما و طلاب جاغوری می‌‌تواند. (چون در انتخابات سالانه از میان چهارصد و اندی علما و طلاب جاغوری فقط چهل و یا پنجاه نفر در آن شرکت می‌کنند) و نه در میان مردم جایگاه و پایگاهی دارد. به همین دلیل مردم منطقه به مدعیات این‌ها هیچ تره‌ای خرد نمی‌کنند. اما کسانی بی‌خبر و ناشی همچون سرور دانش و… که از واقعیت بی‌پشتوانگی این تشکل خبر ندارند با این تشکل وارد معامله‌شده و به‌زعم و پندار خویش از نفوذ و پایگاه اجتماعی این‌ها به نفع و جایگاه خود استفاده کرده و ماهی مقصود را می‌گیرند! غافل از اینکه خود این‌ها گداتر از دانش و … تشریف دارند و جایگاه دینی و پایگاه اجتماعی را  گدایی می‌کنند اما با گدایی هم آن را به دست آورده نتوانسته‌اند. میان مردم و تمام علما و طلاب جاغوری که هیچ، حتی همین تعداد طلابی که عضو این تشکل تشریف دارند نیز با نماینده این تشکل همسو و هم‌ رای نیستند.

سو استفاده یک قاعده و یک هنجار عمومی در مناسبات اجتماعی سیاسی اقتصادی و… افغانستان می‌باشد. هرکسی از کسی دیگر و یا از یک موقعیت و جایگاهی استفاده سو می‌کنند. صداقت و راستی دُر کمیابی است که در افغانستان خیلی کم یافت می‌شود. در این‌که وضعیت ناهنجار عمومی کشور چنین است حرفی نیست اما سخن اینجاست که علما و طلاب باید با این ناهنجاری‌ها و بداخلاقی‌ها مبارزه کرده و اخلاق و انسانیت را ترویج و پاسدار ارزش‌های اسلامی و اخلاقی جامعه باشند نه اینکه خود پیش‌گام‌تر از دیگران برای از بین رفتن اخلاق و انسانیت دویده و رفتار ضد اخلاقی‌تر از دیگران داشته باشند و موجب فساد و تباهی بیشتر گردند. متاسفانه امروزه روحانیت در میان مردم آن‌قدر بی‌حیثیت شده‌اند که بدنام‌ترین قشر از اقشار اجتماعی شده‌اند که در عرصه‌ها و صحنه‌های گوناگون وقتی یک آخوند پیش‌گام باشد مردم با نگاه بدبینانه و با سو ظن به آن نگاه کرده و اعتماد نمی‌کنند.!

امروزه در ذهنیت مردم، میان مجمع علما و طلاب با احزاب سیاسی شخصی همچون حزب وحدت محقق، و حزب وحدت خلیلی و… که کارکردشان معامله سرنوشت مردم، پر کردن جیب و تصاحب موقعیت‌ بالای سیاسی، حفظ قدرت شخصی و به دست آوردن ثروت غارتی است هیچ فرقی وجود نداشته و مردم میان این مجمع و آن باندهای سیاسی – اقتصادی هیچ تفاوتی قایل نیستند. شانیت و قداستی که این مجمع  باید توسط خیراندیشی و پرهیزکاری سیاسی و رعایت شوون طلبگی و اثبات صداقت، پاکی، دلسوزی، و ظاهر نمودن فضل و دانایی خود، کسب کرده و جایگاه مناسب را در میان مردم کمایی می‌نمودند، باکمال تاسف باید گفت که ضرب صفر است و این مجمع همچون هزاران تشکل دیگر از وجاهت لازم دینی و قداست لازم معنوی برخوردار نبوده و حتی بی‌اعتبار‌تر از احزاب نام نهاد هزارگی و باندهای مافیای شخصی در عرصه‌های اجتماعی سیاسی به خاطر  معامله‌گری‌های سیاسی، قدرت‌طلبی‌های شخصی، ظاهر گشته و در انظار عمومی مطرح می‌باشد.

به‌جاست که اعضای درصحنه باقی‌مانده در درون مجمع علما و طلاب، فکری به حال این مجمع کرده یا آن را اصلا تعطیل و یا درست و طبق اهداف اولیه‌ و طبیعت صنفی‌اش هدایت نمایند و جلو معامله‌گری و حراج گذاری‌های بیش از این، از عنوان «مجمع علما و طلاب» در بازارهای متعفن سیاست را بگیرند و بیشتر از این باحیثیت علما و طلاب جاغوری بازی نکنند. اگر اعضای فعال و دلسوز در این مجمع اقدام نکنند آسیب‌های که تاکنون از مجرای بدعمل کردن متوجه روحانیت و علما بوده تشدید گردیده و بیشتر خواهد شد و آبروی نداشته و بربادرفته‌ی علما و طلاب بیش از این بر باد رفته و زمینه تفکر جامعه بدون روحانیت را بیش‌ازپیش تقویت کرده و فراهم می‌نماید. اعضای صادق و دلسوز مجمع علما و طلاب باید سکوت مصلحتی خود را شکسته و واکنش نشان داده و از حیثیت خود دفاع کرده و مجمع علما و طلاب را در جاده اصلی و مسیر اولیه‌اش برگردانده و به‌سوی مقاصد پاک و الهی رانده و جلو سو استفاده‌های شخصی و معاملات پیدا و پنهان سیاسی را گرفته و از ملعبه شدن بیشتر این مجموعه صنفی – فرهنگی جلوگیری به عمل‌آورند.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما