کد مطلب : 1834
جمعه ۹ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۳
7379
فاقددیدگاه
علیزاده غزنوی

پشت متن اعلامیه «شورای عالی ایتلاف برای نجات افغانستان»

۸۷۹۵۴۸۶
«این ایتلاف هیچ راهبردی برای نجات ندارد؛ چون در بخش مطالباتشان از حکومت به‌اصطلاح وحدت ملی جز اینکه از رییس جمهور می‌خواهد «قانون‌شکنی نکند، اقدامات فراقانونی و اعمال سلیقه شخصی را متوقف کند، مشاورینشان در صلاحیت‌های وزرا دخالت نکند» و «در تعين کمسیون‌های انتخابات و اصلاحات ادارى با همه طرف‌ها مشورت» کند، هیچ برنامه‌ی و هیچ اهرمی فشاری و هیچ طرحی بدیلی ندارد تا اگر دولت به این خواست آنان تمکین نکرد چنانچه در این دونیم سال تمکین نکرده است، چه راهی را برای نجات افغانستان در پیش خواهند گرفت؟.»

اول: اعضای شورای ایتلاف کسانی هستند که تا دیروز در درون دولت و شریک قدرت بودند ولی فریاد عدالت‌خواهی مردم را به خاطر مصلحت چوکی و پوچاق خربزه سیاست نادیده گرفتند و حمایت نکردند. مردم بی بوریا از اسارت ناموس و سربریده شدن دخترشان شکوه کردند این‌ها خم به ابرو نیاوردند. از کشته شدن پدر و همسر خود گفتند این‌ها اعتنای نکردند. از چرای قتل‌عام سربازان غیور و خدوم خود پرسیدند؛ پاسخی نیافتند. از تیرباران شدن فرزندان و همسران خود گفتند ولی این‌ها در درون دولت تغافل کردند و نشنیدند. اکنون‌که خود از دولت بیرون پرتاب‌شده، مسافر شده‌اند و خواسته‌هایشان اسیر، ایتلاف نجات تشکیل داده‌اند و مردم را برای نجات افغانستان که مقصود نجات منافع شخصی خود آن‌هاست به میدان می‌طلبند.

دوم: مطالبات شخصی‌شان در بیانیه، بسیار روشن در اولین بندهای اعلامیه خود را نشان می‌دهد.  آنان بسیار واضح در ابتدای اعلامیه مطالبات خود را که «تطبیق کامل مندرجات توافق‌نامه حکومت وحدت ملى»، «اعاده صلاحیت‌هاى معاون اول  ریاست جمهورى و وزرا” و «اجرای صلاحیت‌های رییس و معاونین ریاست اجراییه» و «تلاش براى غیر متمرکزسازى اجراآت بودجه‌ی نظام»، بیان می‌کنند و از اینکه در «گزینش کمیشنران و دارالانشای انتخابات، کمیسیون اصلاحات ادارى با جهت‌هاى داخل حکومت، به‌طور خاص و داخل نظام به‌طور عام مشورت‌هاى کافى صورت نگرفته» معترض‌اند.

شعار «بازگرداندن اعتماد ملی»،«تقویت نیروی دفاعی کشور»، «تامین حقوق سیاسى و شهروندى،آزادی‌های مدنى مردم، آزادى بیان و اندیشه و آزادى اجتماعات مدنى» یک‌مشت خاکی است که با آن به چشمان مردم می‌زنند که برای خواست آنان در قمار سیاست به میدان بیایند، ورنه در اعتراض مدنی جنبش روشنایی و جنبش رستاخیز و تغییر، مردم غیر از «تامین امنیت، حقوق شهروندی، آزادی‌های مدنی و تامین حقوق سیاسی و عدالت اجتماعی،» چه مطالبه‌ی داشتند که این ناجیان امروز اکنون احساس خطر کرده و پرچم عدالت‌خواهی بلند کرده‌اند و برای نجات افغانستان آستین بالا زده‌اند؟ بزرگ‌ترین خطای این ایتلاف که با برافراشتن علم تامین حقوق شهروندی، عدالت اجتماعی و تامین امنیت به میدان آمده‌اند، نادیده گرفتن خون صدها شهید و زخمی جنبش روشنایی است که میلیون‌ها انسان آگاه در داخل و خارج هوادار دارد. انگشت اتهام این تغافل و کوتاهی در خونخواهی شهدای روشنایی در بدو امر به سمت محقق خواهد رفت که مخالف سرسخت جنبش روشنایی است.

سوم: این ایتلاف هیچ راهبردی برای نجات ندارد؛ چون در بخش مطالباتشان از حکومت به‌اصطلاح وحدت ملی جز اینکه از رییس جمهور می‌خواهد «قانون‌شکنی نکند، اقدامات فراقانونی و اعمال سلیقه شخصی را متوقف کند، مشاورینشان در صلاحیت‌های وزرا دخالت نکند» و «در تعین کمسیون‌های انتخابات و اصلاحات ادارى با همه طرف‌ها مشورت» کند، هیچ برنامه‌ی و هیچ اهرمی فشاری و هیچ طرحی بدیلی ندارد تا اگر دولت به این خواست آنان تمکین نکرد چنانچه در این دونیم سال تمکین نکرده است، چه راهی را برای نجات افغانستان در پیش خواهند گرفت؛ چون در عین اینکه  طرح بدیل برای نجات ندارند، خیلی روشن دغدغه‌های حفظ ثروت و مکنت چندین ساله دوران بی بازخواست کرزی و اشرف غنی از پشت این سر گرگ نشان دادن‌هایشان هویداست. «اعتراض مدنی خطرناک» به راه انداختن و یا اخطار «ملت را به خیابان می‌کشانم» از رهبر بی ملت، بسیار واضح به دولت پیام می‌دهد که ایتلاف آنان خطرآفرین نیست تنها خواست‌های شخصی‌شان را تامین کنید؛ چون هم آنان می‌دانند و هم دولت که برای آنان بسیار دشوار است که از سکه‌های جمع شده این دوران بی بازخواست دل بکنند و برای تحقق عدالت اجتماعی هزینه نمایند. درخواست بررسی حوادث «سوی قصد جان معاون اول رییس جمهور»، «کشتار معترضین جمعه ۱۲ جوزا، «انتحار در نماز جنازه سالم ایزدیار و حمله بر مسجد الزهرا» صرفا برای احساساتی کردن مردم برای به صحنه کشاندن آنان است و دیگر هیچ؛ چون هم مردم می‌دانند که کمسیون‌های حقیقت‌یاب دنبال حقیقت رفتند و برنگشتند و هم درخواست بررسی آن حوادث به‌مثابه خواست مردم، فرستادن مردم دنبال نخود سیاه است. بنابراین نباید به این ایتلاف بی‌برنامه که مخرج مشترک آن، خواسته‌های شخصی سه فرد مسافر و اسیر دولت به‌اصطلاح وحدت ملی است اعتنا کرد و اهمیت داد.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما