-
سه شنبه ۱۳ عقرب ۱۳۹۳ - ۲۱:۴۹عبدالله نظری«تشکیل وحدت ملی افغانی در واقع وضعیت مدنی هابزی را تجسم مینماید که تشکیل دولت، توزیع مزایا، پاداشهای سیاسی و تقسیم قدرت برای عبور از درگیریهای سیاسی در میان بازیگران قومی صورت گرفت. تشکیل وحدت ملی بهترین راهکاری سیاسی برای جلوگیری از تنش و بحران سیاسی ـ اجتماعی بود که کشور را از نبرد، درگیری و خشونت فراگیر بیمه ساخت و تمامی جوانب سیاسی و اجتماعی را بر محوریت منافع ملی گردهم آوردند تا در تشکیل سامان سیاسی جامع، فراگیر و مشارکت ورزند».
-
پنج شنبه ۱ عقرب ۱۳۹۳ - ۲۱:۱۷عبدالله نظری« کشور ما تا هنوز در شرایط و وضع طبیعی هابزی زیست مینمایند مهر بشری، شفقت و محبت انسانی در کانون دلهای آن ره نمیپوید. روحیه جمعگرایی، مدنیت خواهی و انسانگرایی در مغز و اندیشه آن نفوذ نیافته است. تجلی تمنیات افغانی را میتوان به خوبی در حافظه تاریخی کشور در چهرههای چون عبدالرحمنها، ملاعمرها، ملابورجانها و صدها عناصر تروریست اندیش دیگر مشاهده نمود که از قتلعام و کشتار وسیع انسانهای مظلوم و بیدفاع هموطن خویش دریغ نورزیدند».
-
یکشنبه ۲۰ میزان ۱۳۹۳ - ۵:۱۴عباس آزاد«خلاصه و در فرجام بر این نکته تاکید میشود که براساس نظریهی سیستمی وقتی یکی از اجزا و عناصر یک سیستم دچار نقص و ناکارآمدی شود این عارضه به دیگر اجزا سرایت و نتیجتا تمام سیستم را نا کارآمد و فاسد خواهد کرد و به بيان دیگر فسادسیاسی و ناکارآمدی سیستمی دو روی یک سکه و در تناظر به هم قرار دارند، البته در نگاه سلسله مراتبی، هردو از فقدان نگاه انسانی و مسوولانه و نبود رویکرد سیستمی منشا میگیرد؛ چیزیکه در افغانستان بعینه قابل مشاهده است و در فوق به اختصار و به صورت کلی به آن اشاره گردید».
-
یکشنبه ۸ سرطان ۱۳۹۳ - ۲۱:۱۰عبدالله نظري«سیاست بدون اخلاق را باید در انگارههای رویکرد واقعگرایی جست، هنجارهای اخلاقی، حقوقی و انسانی در هندسه سیاست و قدرت واقعگرا جایگاه و پایگاه ندارد، قدرتمندان بیاخلاق همان تروریستهای اخلاقی و شخصیتی انسانها هستند که تمامی ابزار و قدرت نامشروع خویش را برای نیل به قدرت سیاسی بکار میگیرند، در رویکرد واقعگرایانه سیاستبازان بیاخلاق؛ اخلاقیات و گزارههای انسانی را مقولات بیمعنا تلقی میشوند اندیشه قدرت طلبان بیاخلاق ریشه در مفکوره هابز و ماکیاول و مورگنتا و... دارند که به بیاخلاقی یا اخلاق موقعيتی و فرصت طلبی سفارش مینمایند در جغرافیای اندیشه سیاستمداران قدرتنگر وفاداری، محبت، انسانیت، شفقت و فضیلتهای انسانی مفهوم و ارزشی ندارند. زمامداران بیاخلاق همواره در پی تسخیر و تخدیر دیگران و توسعه اختیارات و صلاحیتهای خویش و همکیشان خویشند تا بتوانند بر دیگران حکومت برانند».
-
جمعه ۲۳ جوزا ۱۳۹۳ - ۲۱:۰۰حكيم اوستا«پرسشي كه در باب منجيباوري مطرح ميگردد اين است كه دنياي امروز دنيايي است كه ديدها و نگاههايش به جهان، طبيعت، انسان و تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي، علمي بوده و از دريچه علم به محيط بيرون و درون خويش مينگرند. هرچه را علم بگويد باور ميكند و هرچه را علم نتواند اثبات نمايد باور نكرده و ترتيب اثر نميدهند. مثلا وقتي كسي در دنياي امروز مريض ميگردد فورا سراغ پزشك را گرفته و درمان خود را از او( كه مجهز به علم درمان بيماريها هست) ميخواهد نه از دعا و عالم غيب. با اينكه در كتب ديني و ادعيهي مذهبي براي هر دردي دعايي را پيشنهاد شده، ولي مردم (حتا محكمترين مذهبيها) هرگز در انتظار درمان از عالم غيب ننشسته و توجه و اعتنايي به دعاهاي وارده در كتب ادعيه نميكنند».