افغانستان در وضعیت مدنی هابز (بخش ۲)
فغانستان در فرایندی انتخابات فراز و فرودهای پیچیده سیاسی را پشتسر گذاشت و بنبست سیاسی که در روند انتخابات ریاست جمهوری میان دو تیم پدید آمده بود درهم شکست. بنبست سیاسی که میرفت این کشور را به سمت یک بحران فراگیر سوق داده و جنگ همه جانبه قومی را به دنبال داشته باشد. بحران و جنگی که گستردهتر و عمیقتر از گذشته به نظر میرسید.
جنگی که با باورهای قومی و اتنیکی تغذیه میشد. سرانجام بازیگران سیاسی دو تیم رقیب برای بیرون رفت از بن بست سیاسی و فرار از وضعیت جنگ همه علیه همه به یک توافق و قرارداد سیاسی دست یافت. توافق و قراردادی که با دو عنصر اجبار و رضایت صورت گرفت.
توافق و تعامل سیاسی برایندی از هراس و ترس طبیعی از یکدیگر بود. ترس و بیاعتمادی از دیگری که حیات سیاسی طرف را در طول تاریخ سیاسی به تهدید گرفته بود. برای فرار از شرایط و وضعیت جنگی به وجود یک «لویوتان» رضایت دادند. لویوتانی که دو سر دارد یک سر آن را ریاست جمهوری و سر دیگری آنرا ریاست شورای اجرایی شکل میدهد. تا در پرتو آن به امنیت و ثبات دایمی دست یابند و بر محوریت تشکیل وحدت ملی به گسترش، توسعه آرامش و آسایش بپردازند.
انتخابات سیاسی که «به طولانیترین انتخابات جهان» نام یافته و در نهایت به ثمر نشست. گرچند دولت وحدت ملی دارای عدم انسجام درونی و طبیعی به نظر میرسد، در مرحله تصمیمات و سیاستگذاری و اجرای برنامهها؛ چالشهای عدیدهای را پیشرو خواهد داشت. برخلاف قانون اساسی کشور، عرف دموکراسی و مردم سالاری سر از ملافه سیاست بیرون آورد. چونکه تیم بازنده و برندهی در کار نبود، بلکه هردو ظاهرا برنده به نظر میرسند. وضعیت طبیعی سبب شد که تیمهای انتخاباتی به یک وضعیت مدنی تن بدهد.
تشکیل وحدت ملی افغانی در واقع وضعیت مدنی هابزی را تجسم مینماید که تشکیل دولت، توزیع مزایا، پاداشهای سیاسی و تقسیم قدرت برای عبور از درگیریهای سیاسی در میان بازیگران قومی صورت گرفت. تشکیل وحدت ملی بهترین راهکاری سیاسی برای جلوگیری از تنش و بحران سیاسی ـ اجتماعی بود که کشور را از نبرد، درگیری و خشونت فراگیر بیمه ساخت و تمامی جوانب سیاسی و اجتماعی را بر محوریت منافع ملی گردهم آوردند تا در تشکیل سامان سیاسی جامع، فراگیر و مشارکت ورزند.
بر دولتمردان کنونی است که وحدت و همدلی را در میان نحلههای اجتماعی ـ سیاسی نهادینه و درونی سازند. تا آنها برای بهروزی و بهزیستن سیاسی و اجتماعی کنارهم همکاری نمایند، از ترویج و گسترش واگرایی و گسست سیاسی بپرهیزند، گرچند تشکیل وحدت ملی دارای امتیازات و فواید زیادی است که به طور اختصار به برخی آنها اشاره میشود:
۱ـ طرح تشکیل وحدت ملی کشور را از یک بحران فراگیر و تفرقه قومی نجات داد چونکه گروههای موثر اجتماعی ـ قومی به تنش و جنگ میاندیشید و جنگ را تنها راه حلی توزیع قدرت میدانستند، این مشکل با طرح وحدت ملی از ضمیر و ذهنیت آن گروه رخت بربست.
۲ـ طرح وحدت ملی؛ کشوری را که بهسمت پرتگاه تجزیه و از همپاشیدگی جغرافیایی هدایت میشد رهایی بخشید، وحدت و یکپارچگی سرزمینی را نیز دوباره پاسداشت، خواستهای نامشروع طراحان خارجی و داخلی تجزیه را به یاس و ناامیدی مبدل ساخت.
۳ـ با طرح وحدت ملی میزان همگرایی و همسویی در امور داخلی و خارجی افزایش یافت، انباشت کینهها و کدورتهای پدید آمده در فرایند انتخابات به حداقل درجه خود تنزل نمود، خصومت و دشمنپنداری گروهها به مودت و محبت در میان آنان تبدیل گردید.
۴ـ طرح وحدت ملی بهترین سازوکار انتقال قدرت در جامعه افغانستان است که سالیان ممتد و طولانی را با جنگ و خونریزی سپری نموده و برگزیدهترین راه مسالمتآمیزی انتقال قدرت سیاسی به شمار میآید، در جامعه سیاسی که تاهنوز میکانیزم و ارزشهای دموکراسی درآن نهادینه نگردیده است.
گرچند با طرح وحدت دولت برعلاوه امیدها و امتیازات؛ بیمها و نگرانیهای را نیز به همراه دارد که دولتمردان نباید از آن غافل بمانند که به صورت اختصار به آن اشاره نیز میگردد:
۱ـ طرح وحدت ملی در یک خلای قانونی که در قانون اساسی پیش بینی نشده بود و مشروعیت قانونی ندارد. چونکه نظام سیاسیای حایز مشروعیت سیاسی میباشد که برمبنای قانون اساسی کشور شکل گرفته باشد. لذا طرح تشکیل وحدت ملی دچار خلای مشروعیتی و قانونی است.
۲ـ تشکیل وحدت ملی به لحاظ عملی نیزآشفتگیهای تصمیمگیری در پی خواهد داشت، چونکه به لحاظ شکلی نه نظام ریاستی و نه نظام پارلمانی بر آن اطلاق می شود که تا قلمرو اختیارات و صلاحیت های تیمها مرزبندی و مفصل بندی شده باشد.
۳ـ دولت وحدت ملی در کشور ما ساختار جدیدی را میآزماید که تا به حال کارکردهای آن در بوته آزمایش قرار نگرفته است، در فرایند حکومتداری چالشها، مشکلات، تنش و شکافهای سیاسی و اجتماعی عدیدهای را به همراه خواهد داشت.
بنابراین، سرانجام جامعه جنگ زده افغانی از یک وضعیت طبیعی با سلامت عبور نمود. با سپری نمودن شرایط، اوضاع بیاعتمادی، جنگ همه علیه همه، خستگی از ناامنی و بیثباتی به یک وضعیت مدنی هابزی نایل آمدند. جریانهای سیاسی از آزادیهای افسارگسیخته خویش کاستند و در جهت گسترش امنیت و آرامش سیاسی به یک لویوتان موسوم به «دولت وحدت ملی» به توافق نایل گشتند. این سازوکار دولت وحدت ملی فرصتها و تهدیدهای را نیز به همراه خود یدک میکشد. برای عبور از بحران، ناامنی و بنبست سیاسی بهترین گزینه و مکانیزم سیاسی به نظر میرسد. که کشور را از خطرات جنگ و برخوردهای فیزیکی رهایی بخشید. امیدهای در دل مردم ایجاد نموده و فرصتهای طلایی دیگری را به ارمغان آورد.
گرچند طرح دولت وحدت ملی دارای مشکلات و نارساییهای قانونی، اجرایی و تاریخی است که اعمال آن با فراست و هوشمندی سیاسی دولتمردان بستگی دارد. این فرصت را سیاستمداران و کارگزاران ما باید غنیمت بشمارند. در راستای آبادانی، بازسازی، ترمیم خرابیهای جنگ، توسعه امنیتی، رفع نابرابری اجتماعی و همسویی کنشگران سیاسی داخلی استفاده بهینه و بیشینه نمایند تا غبار یاس و ناامیدی را از سیمای مظلومانه هر شهروند افغانی بشویند و بزدایند، بر دغدغهها و نگرانیهای سیاسی و اجتماعی ملت زجردیده و رنجدیده فایق آمده و غرور و عزت ملی را به کشور و جامعه برگردانند.

(
(