• شنبه ۱ عقرب ۱۴۰۰ - ۱۲:۴۶
    نوید سرابی
    «وقتی پنجشیر یک نه تاریخی را به حاکمیت استبداد تاریخی و استیلای دوباره بی‌چون و چرایی طالبان پشتونی گفت، .... آن‌طوری که باید حمایت می‌گردید نه‌تنها نگردید که حتی شروع به تخریب و بهانه‌گیری‌های بنی اسراییلی نمودند و پرچم و... را بهانه تراشیدند و تلاش نمودند که این مقاومت از اقبال عمومی برخوردار نگردد و مرزهای قومی و حصارهای جاهلی نشکند تا بازار قوم‌فروشی این‌ها کساد نگردد و سفره پهن‌شده بر خون ملت و رذالت خیانت برچیده نگردد. بهانه و جرم این نه‌ای گستاخانه و ایستادگی شجاعانه، (از دید هزاره‌ها و ازبک‌ها) این بود که مربوط به قوم تاجیک و (از دید درون تاجیکی) این بود که این مقاومت مربوط به منطقه پنجشیر است.!
  • دوشنبه ۱۲ میزان ۱۴۰۰ - ۱۴:۳۲
    محمد عرفانی
    «امروز وقت آن رسیده است که سایر اقوام رنجدیده افغانستان، گام در میدان مبارزه و رویارویی با گروه فاشیست و جاهل و بی‌کفایت وحشی را در سرلوحه کار خودشان قرار بدهند. باید برای نجات مردم و تامین آینده روشن‌تر برای نسل‌های بعدی خودشان، به دنبال چاره‌ی کارساز از طریق پر کردن خلا باشند که توانایی به چالش کشیدن این گروهک مزدور و خبیث را داشته باشند و افغانستان را در مسیری متفاوت از سرنوشت غم‌انگیز کنونی‌اش قرار دهد؛ مسیری که با تلاش در میدان مبارزه و فراهم کردن سرزمین امن‌تر و زندگی بهتر برای همه اقوام ساکن در کشور توام باشد.»
  • شنبه ۲۷ سنبله ۱۴۰۰ - ۱۳:۵۳
    علی غزنوی
    «رهبران جهادی بعد از حضور آمریکا و سقوط طالبان سر سفره‌ای بادآورده نشستند و آن‌قدر مشغول عیش‌ونوش گشتند که هرروز جبهه‌گیری و جنگ سر خورد و برد میان این‌ها گندش بالا می‌زد و علیه همدیگر افشاگری می‌کردند. یکی می‌گفت که فلانی کش‌وفش مرا تحمل نمی‌تواند و مساله حضرت جیب است و آن دیگری تهدید دندان‌کشی می‌کرد و....!!. این‌ها درگیر دزدی، چپاول و غارت بودند و از همه‌چیز بی‌خبر که دزدان آدم‌خواری به نام طالبان با تبانی با ارباب این‌ها آمریکای خاین بساط عیش و نوش این‌ها را جمع و به اقصا نقاط دنیا متواری کردند.»
  • یکشنبه ۱۴ سنبله ۱۴۰۰ - ۲۱:۱۵
    امین استوار
    «زمان تاریخی کشور ما بسیار شتابان و پرالتهاب به‌پیش می‌تازد و رویاروی استبداد تاریخی، انحصار قومی با جبهه ضد استبداد و انحصار یعنی مقاومت ملی در پنجشیر شرایطی تاریخی و حساسیت زمانی را فراهم کرده که باید درک گردد و افراد و گروه‌های که داعیه برابری طلبی و شکستن استبداد سیاسی و انحصار قومی و تحقق عدالت اجتماعی را دارند باید درک کنند که اگر دیر بجنبند و خدای‌نخواسته پنجشیر شکست بخورد سند استبداد و انحصار سیاسی، بردگی تاریخی خویش را به دست خویش امضا کرده و زمان را ازدست‌داده و فرصت جبران نیز به این زودی‌ها فراهم نخواهد شد.»
  • شنبه ۱۳ سنبله ۱۴۰۰ - ۱:۱۳
    دولت دولت یار
    «اكنون كه پنجشیر محك برای كل افغانستان تلقی می‌شود شعور، ظرفیت، تدبیر، عقلانیت و آزاداندیشی تمام مردم و اقوام افغانستان را نیز به آزمون كشانده است. هركس و هر جناح سیاسی كه با توسل به رخدادهای گذشته مقاومت پنجشیر را به قوم، جناح و قوم خاصی نسبت می‌دهد یا ترسوها و اخته‌های زمانه‌اند و یا ناسیونالیست‌های قومی كوته اندیش و احمق. پیشنهاد من این است كه در خارج یك تیم قوی فراقومی برای حمایت از پنجشیر به‌زودی شكل گیرد. مقاومت پنجشیر باید از لحاظ مالی، نظامی، اطلاعاتی، روانی، سیاسی، فنی، ایدیولوژیكی و دیپلماتیك تقویت شود و در سایر ولایات تكثیر شود.»
  • شنبه ۲۳ اسد ۱۴۰۰ - ۲۱:۰۰
    امین استوار
    «فرجام سخن این‌که اشرف غنی چاهی که گمان می‌کرد برای رقبای قومی و قبیله‌ای خود کنده است، خود در درون آن گیر مانده و فعلا اگر می‌خواهد از درون این چاه جان سالم به دربرد چاره‌ای ندارد جز این‌که استعفا دهد و حکومت را به دولت موقت بسپارد و خود با بی‌بی گل و یاران غار خود با پول‌های به سرقت برده‌ ملت به همان جای بروند که ازآنجا آمده بودند. پیام دو دقیقه‌ای امروز غنی آمادگی او برای استعفا را به نمایش می‌گذاشت. غنی برای حفظ ساختار و چارچوب نظام باید بسیار زودتر از این استعفا می‌داد تا وضعیت به این جاها نمی‌کشید و مقاومت مردمی شکل می‌گرفت و نمی‌گذاشت که بیست ولایت به این راحتی در دست طالبان سقوط کنند.»
  • سه شنبه ۵ اسد ۱۴۰۰ - ۱:۳۰
    احمدی رشاد
    «حل معمای تحویل دهی ولسوالی‌ها به طالبان، نه پوف و پتاق خالی امرالله صالح و نه سکوت مرگبار دانش است و نه فریب‌ها، پروپاگاندا و دروغ‌های جمهوریت دروغین و سه‌نفره اشرف غنی، محب و فضلی است، زیرا معاونین اول و دوم که ول سرکاری‌اند، ناق به کش و فش قدرت خود خوشحال‌اند. اما جمهوریت سه‌نفره اشرف، محب و فضلی، همگی با طالبان در تصرف ولسوالی‌های مناطق شمال، شمال شرق، غرب، جنوب غرب و مرکز همفکر و هم‌نظر هستند و تنها اختلاف غنی و طالبان بر سر تصرف بندرهای تجاری، مناطق استراتژیک اقتصادی و معادن است.»
  • یکشنبه ۳ اسد ۱۴۰۰ - ۱:۵۵
    علی نظری
    «آنچه فاجعه دهمزنگ را از سایر فجایع جگرخراش قومی و کشوری متمایز می‌کند همین زمینه‌ها و عواملی بود که در خلق آن فاجعه و در واکنش به آن فاجعه خود را نمایان ساخت. زمینه‌های سیاسی، دسایس فاشیستی، خیانت تیکه داران قومی پیش از رویداد فاجعه و واکنش‌های پس از فاجعه، همه و همه حکایت‌های تلخ و سند مظلومیت یک جنبشی است که جز درس انسانیت، مشق مدنیت و تحقق عدالت چیزی در سر نداشتند. سرکوب بی‌رحمانه و مزورانه جنبش روشنایی درواقع کوبیدن میخ بر تابوت مدنیت و دموکراسی خواهی بود.»
  • یکشنبه ۶ سرطان ۱۴۰۰ - ۱۳:۰۸
    نیویورک‌تایمز، اسد الله جعفری «پژمان»
    «درحالی‌که من و جک می‌دویدیم، در مورد این تاریخچه و در مواردی سایر جنبه‌های پیچیده‌ی خروج آمریکا از افغانستان بحث می‌کردیم: چند نفر از اعضای ارشد دولت افغانستان تابعیت دوگانه دارند و آن‌ها به‌احتمال‌زیاد کشور را ترک می‌کنند، افراد ناتوان و زیردستانش را در یک وضعیت بحرانی بجا می‌گذارند؛ چالش‌های سقوط پوسته‌ها و پاسگاه‌های مناطق دورافتاده‌ی افغانستان نیز نگران‌کننده است; اینکه؛ آیا وزارت امور خارجه آمریکا به آن دسته از افغان‌های که جانش را به خاطر دولتش و به خاطر ما به خطر انداخته‌‌اند به آن‎‌‌ها ویزا اعطا خواهد کرد یا نه؟»
  • جمعه ۲۸ جوزا ۱۴۰۰ - ۱۳:۰۰
    مرتضی دانشور
    «بزرگ‌ترین آفت و بلای خانمان‌سوز بی‌پولی و غیرمسلح بودن و ‌اسلحه نداشتن نیست بلکه نفاق، سردرگمی، بی‌خیالی، بلاتکلیفی و معامله اربابان زور و زر و... است. وضعیت خطرناکی که دامن‌گیر جامعه هزاره گردیده است معلوم نیست که چه آینده‌ای را برای این قوم رقم خواهد زد. آنچه از شرایط و زمینه‌های به وجود آمده پیرامون محیط اجتماعی این قوم حدس زده و استنباط می‌گردد این است که این قوم اگر از خواب گران و خماری خودخواسته بیرون نشوند آینده‌ی بسیار خطرناک و سرنوشت بسیار دردناکی را در پیش رو خواهند داشت.»