• یکشنبه ۱۷ دلو ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۱
    امین استوار
    «جنبش روشنایی تنها یک مطالبه کوچک کشیدن لین برق از مسیر بامیان میدان وردک نیست که عصیان مردانه و شورش آگاهانه علیه فساد تاریخی و تباهی دایمی و رنج همیشگی در کشور است. جنبش روشنایی داعیه قطع و سد نمودن مسیر تاریخی فساد و تباهی را دارد تا اعمال تبعیضات قومی و تعصبات نژادی، غارت اموال عمومی و زر‌اندوزی‌های قارونی، محو گردد و تیکه‌داری‌های قومی و انحصارگری‌های سیاسی نابود شود و قدرت و ثروت ملی از انحصار مافیای موجود بیرون و در اختیار ملت قرار داده شود. بنابراین جنبش روشنایی صدای یک ایست دادن تاریخی و نهیب یک هشدار سیاسی و بانک یک بیدارباش اجتماعی است.»
  • پنج شنبه ۳۰ جدی ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۳
    علی غزنوی
    «درک شرایط موجود و فهم بحران کنونی شرط اول شکستن بن‌بست‌های فکری و پیدا کردن راه‌حل عملی می‌باشد. هزاره‌ها متاسفانه در درک و تحلیل شرایط و اوضاع موجود دچار خطا و اشتباه فاحش گشته و نمی‌توانند متوجه این خطا و اشتباه حساس و خطیر خویش گردند. شناخت و درک محیط پیرامون خود شرط اول یک کنش موفق و متناسب است. وقتی یک گروه اجتماعی نتوانند از محیط پیرامون خود تحلیل دقیق و ارزیابی درست و صحیح داشته باشند نمی‌توانند کنش‌گران موفق و بازیگران ماهری باشند.»
  • جمعه ۲۶ قوس ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۲
    صادق روشنا
    «داعیه عدالت‌خواهانه جنبش را شخصی جلوه می‌دهند تا تمام نکبتی را بر سر فرد و سابقه نکبت‌بار او بکوبند تا شاید روزنه‌ی باز شود و خود را از تنگنای سیاسی و اجتماعی نجات دهند؛ اما به‌راستی جنبش و رهروان جنبش، پیرو چند فرد شورای عالی مردمی‌اند یا مردم خود با درک و درد تاریخی و تبعیض و تعصب امروزی، خود مسیر عدالت‌خواهی را برگزیده‌اند؟ آیا معیار حمایت از جنبش چند فرد خاصی به‌مثابه نمایندگان مردم در شورای عالی مردمی است یا ملاک و میزان برای حمایت از جنبش، عدالت‌خواهی، برابری، حقوق شهروندی، تغییر نگاه فاشیستی و قومی و برچیدن بساط ظلم و زورگویی است؟»
  • دوشنبه ۱۵ قوس ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۰
    عبدالله رستگار
    «اگر همه گروه‌های قومی در فرایند مدیریت کلان کشور سهمی داشته باشند زمینه تضاد و برخورد از بین می‌رود و سرانجام به همگرایی و همکاری همه اقوام منجر می‌شود و کشور از واگرایی و تنش‌های قومی رهایی می‌یابد. شکاف قومی در افغانستان شکاف فعالی است. تیم حاکم تلاش می‌ورزد که تمامی ابزار مشروع و نامشروع را برای حفظ قدرت به کار ‌گیرد و قدرت سیاسی را حیاط‌خلوت قومی خویش می‌پندارد. اقوام دیگر حق ورود به آن را ندارند. اقوام محکوم برای شکستن انحصار قومی نیز حاضرند که آتش جنگ را دوباره بر‌افروزند و تمام توان و هستی خویش را برای نیل به قدرت نابود سازد، تا تغییر در نگرش سیاسی و توزیع قدرت ایجاد شود.»
  • جمعه ۲۱ عقرب ۱۳۹۵ - ۹:۴۲
    عبدالخالق فصیحی
    «این از خاصیت عصر جنایت است که به خانه‌های رهبران مظلومین نیز سکنی گزیند تا در جنایت و جنایتگری تنها نبوده و دیگران را نیز در عصر جنایت شریک سازد.جای شگفتی نیست که چرا محقق در جنبش تبسم، پا روی گلوی بریده خواهرش شکریه تبسم گذاشت!!!! چون جانیان در عصر جنایت در یک نرمش شیطانی از او جانی‌ای ساخته که قساوت‌مندانه‌تر از جانیان اصلی پا روی رگ‌های بریده ناموسش گذاشت و در حساس‌ترین وقت کمر مردم را شکست!!! همین لگد انداختن محقق به سرهای بریده فرزندان قومش، نمونه روشنی از جانی پروری عصر جنایت است. از این نظر، محقق حقا که پرورده عصر جنایت است.»
  • چهارشنبه ۱۲ عقرب ۱۳۹۵ - ۰:۰۶
    عبدالله نظری
    «نرمش و مدارای دولت با جریان فاشیستی و ایدیولوژیک طالبانیسم جز گسترش و حضور یک‌جانبه قومی و قبیله‌یی در بدنه قدرت چیز دیگری در ذهن انسان تداعی نمی‌شود؛ زیرا طالبان ازنظر ایدیولوژی، جهان‌بینی، غایت‌شناسی و استراتژی با غنی هیچ‌گونه سنخیت، همخوانی، هم‌زبانی و همدلی ندارند؛ بلکه طالبان سنتزی دولت است که وفاق و همگرایی آن‌ها با دولت ناممکن به نظر می‌رسد. تنها مخرج مشترک آنان با دولت در قومیت و پشتون بودن است ازاین‌رو، غنی و حاکمیت تمام‌قد و با تمام توان تلاش می‌کنند که امتیازات و پاداش‌های کلان سیاسی و اقتصادی را به طالبان بدهند تا حلقه پشتونی قدرت را تمام و کامل نمایند.»
  • یکشنبه ۲ عقرب ۱۳۹۵ - ۸:۰۹
    عباس آزاد
    «در جمع‌بندی از پیش‌گفته‌های فوق و دقت در متن موافقت‌نامه و قراین و شواهد عینی و بیرونی به‌صراحت می‌توان گفت موافقت‌نامه مذکور عاری از هرگونه صبغه‌ی حقوقی بوده و از هیچ‌گونه آثار حقوقی (تامین امنیت و برقراری صلح و آرامش) برخوردار نبوده و بلکه پیوستن حکمتیار به دولت، معامله‌ی سیاسی بیش نیست که نفع مادی و معنوی آن جز، فربه‌شدن مافیای سیاسی و قومی و در سطوح مختلف سیاسی و اقتصادی، دست آورد دیگری به دنبال نداشته و پیش از آنکه باعث تغییر اوضاع امنیتی به نفع عموم گردد، سبب تشدید منازعات قومی، حزبی، مذهبی و زبانی خواهد گردید.»
  • چهارشنبه ۲۸ میزان ۱۳۹۵ - ۹:۳۷
    امین رهنما
    «در جامعه قبیله‌یی افغانستان، هزاره‌ها هم از نظر شباهت و شمایل ظاهری با اعضای قبیله تفاوت فاحش و آشکاری دارند و هم از نظر برپایی آیین‌ها و مناسک مذهبی. این دو عامل هزاره‌ها را در جامعه قبیله‌یی افغانستان، بیگانه، خارج از قبیله، و مردمی ساخته است که نه‌تنها به آن‌ها اعتماد نمی‌شود که در قدرت سهیم شوند بلکه باید حق حیات و زندگی شرافتمندانه و انسانی نیز از آنان گرفته شود و تا ان‌جای که امکان دارد آسایش و آرامش را از آنان سلب و دنیا را بر آنان جهنم ساخته و هر نوع زجر و شکنجه‌های جسمی و روحی را بر آنان اعمال کرد تا جرم نکرده‌ای عضو قبیله نبودن را بکشند.»
  • جمعه ۱۶ میزان ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۰
    عباس آگاه
    «بر اساس توافقنامه مذکور دولت باید در طی حداکثر دو سال، لوی‌جرگه اضطراری برای تعدیل قانون اساسی و بررسی پست وزارت اعظمی برگزار و کمسیونی برای اصلاح نظام انتخابات به‌منظور جلوگیری از تقلب و برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه آن‌هم قبل از انتخابات مجلس در سال 94 تعیین می‌کرد. تعیینات مقامات عالی‌رتبه و پست‌های مهم به‌ویژه ادارات امنیتی باید بر اساس شایستگی، اصول مشارکت ملی و عادلانه و به‌منظور اصلاحات دستگاه حکومتی صورت می­گرفت. در عمل اما باگذشت بیش از دو سال تاکنون هیچ از یک موارد فوق تحقق‌نیافته است.»
  • جمعه ۹ میزان ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۵
    امان الله علی‌زاده
    «جنبش روشنایی، تمثل و تجسم عینی و واقعی نسل نو هزاره و نسل نو مردم افغانستان است اما با این تفاوت که ساختار قبیله‌ی پشتون، تاجیک و ازبک و اقوام دیگر سخت زمخت و متصلب است که فرصت انسانی فکر کردن و انسانی رفتار کردن را برای نسل نو آنان نمی‌دهد؛ اما نسل نو هزاره با درک و درایت و پرداخت هزینه سنگین انسانی توانستند رهبران خایین، معامله‌گر و زن‌باره خود را کنار نهند و در قالب جنبش روشنایی، داعیه عدالت را برای تمام اقوام افغانستان مطرح نمایند. ابتکار عمل را از دست رهبران بی‌کفایت و فاشیستان انحصارطلب بگیرند و عرصه را درصحنه ملی و بین‌المللی برای آنان تنگ و تنگ‌تر کنند.»