• جمعه ۲۱ عقرب ۱۳۹۵ - ۹:۴۲
    عبدالخالق فصیحی
    «این از خاصیت عصر جنایت است که به خانه‌های رهبران مظلومین نیز سکنی گزیند تا در جنایت و جنایتگری تنها نبوده و دیگران را نیز در عصر جنایت شریک سازد.جای شگفتی نیست که چرا محقق در جنبش تبسم، پا روی گلوی بریده خواهرش شکریه تبسم گذاشت!!!! چون جانیان در عصر جنایت در یک نرمش شیطانی از او جانی‌ای ساخته که قساوت‌مندانه‌تر از جانیان اصلی پا روی رگ‌های بریده ناموسش گذاشت و در حساس‌ترین وقت کمر مردم را شکست!!! همین لگد انداختن محقق به سرهای بریده فرزندان قومش، نمونه روشنی از جانی پروری عصر جنایت است. از این نظر، محقق حقا که پرورده عصر جنایت است.»
  • چهارشنبه ۱۲ عقرب ۱۳۹۵ - ۰:۰۶
    عبدالله نظری
    «نرمش و مدارای دولت با جریان فاشیستی و ایدیولوژیک طالبانیسم جز گسترش و حضور یک‌جانبه قومی و قبیله‌یی در بدنه قدرت چیز دیگری در ذهن انسان تداعی نمی‌شود؛ زیرا طالبان ازنظر ایدیولوژی، جهان‌بینی، غایت‌شناسی و استراتژی با غنی هیچ‌گونه سنخیت، همخوانی، هم‌زبانی و همدلی ندارند؛ بلکه طالبان سنتزی دولت است که وفاق و همگرایی آن‌ها با دولت ناممکن به نظر می‌رسد. تنها مخرج مشترک آنان با دولت در قومیت و پشتون بودن است ازاین‌رو، غنی و حاکمیت تمام‌قد و با تمام توان تلاش می‌کنند که امتیازات و پاداش‌های کلان سیاسی و اقتصادی را به طالبان بدهند تا حلقه پشتونی قدرت را تمام و کامل نمایند.»
  • یکشنبه ۲ عقرب ۱۳۹۵ - ۸:۰۹
    عباس آزاد
    «در جمع‌بندی از پیش‌گفته‌های فوق و دقت در متن موافقت‌نامه و قراین و شواهد عینی و بیرونی به‌صراحت می‌توان گفت موافقت‌نامه مذکور عاری از هرگونه صبغه‌ی حقوقی بوده و از هیچ‌گونه آثار حقوقی (تامین امنیت و برقراری صلح و آرامش) برخوردار نبوده و بلکه پیوستن حکمتیار به دولت، معامله‌ی سیاسی بیش نیست که نفع مادی و معنوی آن جز، فربه‌شدن مافیای سیاسی و قومی و در سطوح مختلف سیاسی و اقتصادی، دست آورد دیگری به دنبال نداشته و پیش از آنکه باعث تغییر اوضاع امنیتی به نفع عموم گردد، سبب تشدید منازعات قومی، حزبی، مذهبی و زبانی خواهد گردید.»
  • چهارشنبه ۲۸ میزان ۱۳۹۵ - ۹:۳۷
    امین رهنما
    «در جامعه قبیله‌یی افغانستان، هزاره‌ها هم از نظر شباهت و شمایل ظاهری با اعضای قبیله تفاوت فاحش و آشکاری دارند و هم از نظر برپایی آیین‌ها و مناسک مذهبی. این دو عامل هزاره‌ها را در جامعه قبیله‌یی افغانستان، بیگانه، خارج از قبیله، و مردمی ساخته است که نه‌تنها به آن‌ها اعتماد نمی‌شود که در قدرت سهیم شوند بلکه باید حق حیات و زندگی شرافتمندانه و انسانی نیز از آنان گرفته شود و تا ان‌جای که امکان دارد آسایش و آرامش را از آنان سلب و دنیا را بر آنان جهنم ساخته و هر نوع زجر و شکنجه‌های جسمی و روحی را بر آنان اعمال کرد تا جرم نکرده‌ای عضو قبیله نبودن را بکشند.»
  • جمعه ۱۶ میزان ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۰
    عباس آگاه
    «بر اساس توافقنامه مذکور دولت باید در طی حداکثر دو سال، لوی‌جرگه اضطراری برای تعدیل قانون اساسی و بررسی پست وزارت اعظمی برگزار و کمسیونی برای اصلاح نظام انتخابات به‌منظور جلوگیری از تقلب و برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه آن‌هم قبل از انتخابات مجلس در سال 94 تعیین می‌کرد. تعیینات مقامات عالی‌رتبه و پست‌های مهم به‌ویژه ادارات امنیتی باید بر اساس شایستگی، اصول مشارکت ملی و عادلانه و به‌منظور اصلاحات دستگاه حکومتی صورت می­گرفت. در عمل اما باگذشت بیش از دو سال تاکنون هیچ از یک موارد فوق تحقق‌نیافته است.»
  • جمعه ۹ میزان ۱۳۹۵ - ۱۹:۲۵
    امان الله علی‌زاده
    «جنبش روشنایی، تمثل و تجسم عینی و واقعی نسل نو هزاره و نسل نو مردم افغانستان است اما با این تفاوت که ساختار قبیله‌ی پشتون، تاجیک و ازبک و اقوام دیگر سخت زمخت و متصلب است که فرصت انسانی فکر کردن و انسانی رفتار کردن را برای نسل نو آنان نمی‌دهد؛ اما نسل نو هزاره با درک و درایت و پرداخت هزینه سنگین انسانی توانستند رهبران خایین، معامله‌گر و زن‌باره خود را کنار نهند و در قالب جنبش روشنایی، داعیه عدالت را برای تمام اقوام افغانستان مطرح نمایند. ابتکار عمل را از دست رهبران بی‌کفایت و فاشیستان انحصارطلب بگیرند و عرصه را درصحنه ملی و بین‌المللی برای آنان تنگ و تنگ‌تر کنند.»
  • دوشنبه ۱۵ سنبله ۱۳۹۵ - ۱۰:۰۲
    محمد عرفانی
    «در شرایطی که امروزه جامعه‌ی افغانستان دست‌خوش تحولات است و حکومت نیز به روال گذشته نمی‌توان تداوم حاکمیت خود را در سراسر کشور تضمین بکند، و رهبران هزاره نیز برای تحکیم موقعیت سرمایه‌داری و عیاشی خود به صحنه آمده‌اند، و برای تبدیل افق موردنظرشان به یک باور عمومی و همگانی تلاش می‌کنند؛ در چنین فضایی، مردم ما نیز باید افق خود را برای آینده‌شان بدون این رهبران بیان کنند.»
  • یکشنبه ۱۴ سنبله ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۸
    احمدی رشاد
    «امریکا بعد از برهم خوردن رابطه‌اش با داعش، به دنبال نیروی جایگزین برای تامین اهدافش خود در سوریه بود. تنها نیروی جنگی و بومی که قادر بر تامین اهداف استخباراتی و نظامی امریکا در منطقه بود، نیروهای کرد بود و به همین دلیل، امریکا آنها را کمک می‌کند. اما تقویت کردها در این منطقه‌ی حساس، با منافع ترکیه، عراق سوریه و ایران در تضاد آشکار است. لذا موجب شد تا این کشورها را به رغم اهداف متضاد به هم نزدیک نماید.»
  • دوشنبه ۱۸ اسد ۱۳۹۵ - ۲:۰۰
    عبد الله نظری
    «جنبش روشنایی مانند یک موجود زنده دارای حیات و مماتی است که بدون دقت و مراقبت و آسیب‌شناسی ممکن است با تهدیدها و مخاطراتی مواجه و روبرو شود. اگر مراقبت و مواظبت کارشناسانه نشود رهیدن از آن آسیب‌ها و تهدیدها بسیاری از دشواری‌ها و مشکلاتی را به همراه خواهد آورد. همچنین فرصت‌‌ها و مزیت‌های کمیابی را واجد است که بعد از دست دادن آن، دریغ خوردن مفید فایده نخواهد بود. ازاین‌رو این نوشتار درصدد پاسخگویی این پرسش خواهد بود که تهدیدها و فرصت‌های جنبش روشنایی چیست؟»
  • جمعه ۸ اسد ۱۳۹۵ - ۲۰:۱۷
    امین پارسا
    «قسم به خون پاک تو برادری که مظلومانه در خون غلطیدی و قسم به خون سرخ تو خواهری که چه بی‌باکانه به میدان مبارزه و دادخواهی آمدی و عدالت را فریاد کردی و قسم به خون آن کودکانی که به عشق عدالت و رفع تبعیض چه معصومانه آن گونه پرپر شدند و قسم به همه‌ای آن دردها و رنج‌ها و قسم به آه و ناله‌های صحنه انتحار و قسم به آن اجساد خونین و بی‌د‌ست و پای باقی مانده بعد از انفجار و قسم به اشک همه‌ای مادران داغدار و قسم به تمام دل‌های عزادار که ذره‌ای از خواست‌ها و آرمانهای بلند و انسانی و عدال‌خواهانه‌تان عقب نشینی نکرده و خواست‌ها و مطالبات برحق تان را تا رسیدن به آن نقطه‌ای که شما می‌خواستید، ‌را پیگیری نماییم».