کد مطلب : 2697
شنبه ۲۷ سنبله ۱۴۰۰ - ۱۳:۵۳
2622
فاقددیدگاه
علی غزنوی

از تیکه‌داران دینی تا تیکه‌داران قومی

کاریکاتور ۱
«رهبران جهادی بعد از حضور آمریکا و سقوط طالبان سر سفره‌ای بادآورده نشستند و آن‌قدر مشغول عیش‌ونوش گشتند که هرروز جبهه‌گیری و جنگ سر خورد و برد میان این‌ها گندش بالا می‌زد و علیه همدیگر افشاگری می‌کردند و می‌گفت که فلانی کش‌وفش مرا تحمل نمی‌تواند و مساله حضرت جیب است و آن دیگری تهدید دندان‌کشی می‌کرد و....!!. این‌ها درگیر دزدی، چپاول و غارت بودند و از همه‌چیز بی‌خبر که دزدان آدم‌خواری به نام طالبان با تبانی با ارباب این‌ها آمریکای خاین بساط عیش و نوش این‌ها را جمع و به اقصا نقاط دنیا متواری کردند.»

تیکه داری به معنای خود را صاحب و مالک منحصربه‌فرد یک پدیده عینی و یا معنوی که به مربوط به شخص و یا گروهی خاصی نیست و نمی‌تواند باشد، دانستن است. تیکه‌داران در اصطلاح امروز به عده‌ای و یا گروهی از افراد که مدعی مالکیت مطلق روی چیزهای عمومی هستند و به دیگران هیچ حقی قایل نیستند اطلاق می‌گردد. این پدیده یک واقعیت تلخ تاریخی است که همواره و در هر زمان حضور داشته و سرنوشت بشر را تحت تاثیر قرار داده و تا هنوز همچنان به حیات خود ادامه داده و بسیار پر رنگ در عرصه‌های دینی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در جوامع عقب‌مانده و جهان‌سومی و حتی کم‌وبیش در جهان اولی‌ها هم حضور دارد. این پدیده، یعنی «تیکه‌داری» از دیرباز در کشور ما وجود داشته است.

زمانی که دین در جامعه سخن اول می‌گفت و همه‌ی مردم دین‌دار بودند بازار دین گرم و خریدار زیاد داشت، عده‌ای تحت عنوان روحانیت و سیادت پیدا شدند و به‌مرورزمان خود را «تیکه‌دار» یا مالک منحصربه‌فرد دین قلمداد نمودند و دین را انحصاری کردند و به مردم به بهای گزافی می‌فروختند و از این راه هم به موقعیت و منزلت اجتماعی و هم به ثروت‌های بادآورده و بدون درد و ‌رنج دست می‌یافتند. زمانی که ساختار اجتماعی نظام قبیله‌ای بود، نظم و اداره مردم توسط خان و کدخداو یا ریش‌سفید محل بود و در سطح وسیع‌تر اداره امور به شکل ملوک‌الطوایفی و «تیکه‌داران» مردم ملک‌ها و خوانینی بودند که با تماس و تعامل با هرم قدرت یعنی پادشاه سرنوشت مردم را به گروگان خویش می‌گرفتند.

در افغانستان که تا هنوز کشور عقب‌مانده و سنتی باقی‌مانده است هم دین حضور پر رنگ دارد و هم احساس تعلقات قبیله‌ای و قومی. از همین رو این دو واقعیت (دین و قومیت)، اجتماعی و تاریخی، عوارض و پیامدهای خویش را بر مناسبات اجتماعی و سیاسی این خطه‌ی از جغرافیای زمین تحمیل کرده است. پی آیند و برآیند این دو واقعیت اجتماعی و تاریخی، این است که هم دکان دین‌فروشی و هم بنگاه معاملات قومی، بازار گرمی داشته باشند. به همین جهت امروز در کشور ما دو تیپ «تیکه‌دار» وجود دارند. یکی «تیکه‌داران» دینی که دین را در انحصار مالکیت خویش درآورده و از طریق فروش آن به تعبیر قرآن کریم اکل مال به باطل می‌کنند و دیگری «تیکه‌داران» قومی و قبیله‌ای که بنگاه‌های معاملاتی‌ای را تحت عنوان حزب به وجود آورده و از طریق خریدوفروش مردم به کش و فش رسیده و حضرت جیب خود را پر کرده و از همه امکانات مادی و شانس‌های اجتماعی برخوردار و بر سرنوشت و مقدرات مردم مسلط گردیده‌اند.

عوامل اصلی و عمده بدبختی و سیه‌روزی مردم افغانستان همین است که خود را از اسارت تعلق این دو واقعیت اجتماعی آزاد کرده نمی‌توانند. «تیکه‌داران» دینی و «تیکه‌داران» قومی موانع عمده در حرکت جامعه به‌سوی هم پذیری و شکل‌گیری هویت مشترک و بزرگ‌تری تحت عنوان ملت‌اند. «تیکه‌دارانی» که دین را تیکه کرده و دکان دین‌فروشی را گشوده‌اند هرگز حاضر نیستند که دین پابه‌پای زمان و همگام با زمان رشد کرده و بالنده گردد و همچنان طرفدار رشد و بالندگی دین‌داران نیز نمی‌باشند و پیروان دین را به شکل کور می‌خواهند تا هرچه آن‌ها به‌عنوان متاع عرضه ‌کنند و لو آنکه گندیده و تقلبی باشد را به نام دین بفروشند و خریداران دین هیچ متوجه نشوند. به همین خاطر هرچه «تیکه‌دار» دین هستند با اصلاحات و بازنگری در آنچه به نام دین شناخته‌شده و مملو از خرافات است، مخالف هستند و کسانی که اندک‌ترین پرسشی را در این موضوع مطرح نمایند با چماق تفسیق و تکفیر روبه‌رو شده و سعی گردیده و می‌گردد که آن‌ها را ترور فیزیکی و یا شخصیتی نمایند. چرا این‌ها روشنفکران دینی را برنمی‌تابند؟ جواب روشن است چون وقتی دین از انحصار این‌ها خارج و معرفت دموکراتیک شد و دموکراسی معرفتی پا به عرصه حیات اجتماعی گذاشت دیگر این‌ها نمی‌توانند آن متاع قرون‌وسطایی خویش را به مردم بفروشند و به مال‌ومنال و به منزلت اجتماعی برسند و اعمال قدرت نمایند.

دقیقا همانند «تیکه‌داران» دینی، تیکه‌داران قومی نیز عمل کرده و می‌کنند و با همان شیوه به حیات ننگین و سراسر فاسدانه خود ادامه می‌دهند. «تیکه‌داران» دینی و قومی هر دو از طریق نواختن بر طبل احساسات مذهبی و قومی قبیله‌ای سعی دارند که این احساسات کور و غیرمنطقی را مشتعل نگهدارند تا فاصله‌های فرهنگی و درزهای اجتماعی و نزاع‌های سیاسی همچنان باقی بماند و بازار این‌ها پر رونق باشد و کساد نگردد. یکی از عوامل داخلی بحران کشور در گذشته و حال، این دو واقعیت حاکم بر ذهنیت در مناسبات اجتماعی بوده است. «تیکه‌داران» مذهبی و قومی در درازای تاریخ از احساسات دینی و قبیله‌ای و قومی استفاده سو کرده و به نان و نوای شخصی و یا صنفی خود رسیده‌اند. متاسفانه درد مضاعف مردم ما این است که در گذشته «تیکه‌داران» دینی و قومی جدا از هم بودند، تیکه‌داران دینی ملاها و مولوی‌ها و تیکه داران قومی اربابان و خوانین و… بودند؛ اما در این چند دهه اخیر از برکت سیاسی شدن دین و مذهب این دو گروه ادغام شدند و هردو در سیمای ملاها و مولوی‌های طالبانی و یا رهبران جهادی تبارز نموده‌اند. در این دوره و زمانه‌های اخیر ملاها و مولوی‌ها هم تیکه‌داران دین و مذهب شده‌اند و هم تیکه‌داران قومیت. رهبران جهادی همه یا ملا و مولوی هستند و یا ملا و مولوی‌ زده مثل گلبدین حکمت‌یار.

پیش از طالبان رهبران جهادی خود را «تیکه‌داران» دین می‌خواندند و پس از ظهور طالبان و افشا شدن فساد رهبران جهادی و کنار نیامدن روی تقسیم قدرت و مکانیسم قابل‌قبول، «تیکه‌داری» دین را طالبان از جامعه پشتون و تا حدودی از سایر جامعه‌های سنی مذهب ربود و «تیکه‌داران» دینی و مذهبی دیروز به تیکه‌داران قومی امروز تبدیل شدند. در جامعه شیعه و عمدتا هزاره زمانی آیت‌الله محسنی تیکه‌دار مذهب و شهید مزاری تیکه‌دار قومیت به‌حساب می‌آمدند. مصاحبه آیت‌الله محسنی علیه مقاومت غرب کابل نیز در همین راستا قابل‌فهم است. بعد از حاشیه رفتن آیت‌الله محسنی اربابان جهادی هزاره هم «تیکه‌دار» مذهبی و هم قومی شدند. به همین خاطر شخصی مثل محمد محقق و کریم خلیلی که هردو از سواد ابتدایی طلبگی بیشتر برخوردار نیستند، چپن شیخی بر شانه و دستار آخوندی بر سر بسته‌اند و خود را «تیکه‌داران» دینی و قومی معرفی می‌کنند و نسل نو عدالت‌خواه را محقق از همین پایگاه «تیکه‌داری» و حربه دین استفاده کرد و متهم به بی‌دینی و ضدیت با دین کرد و شراب‌خوار و بی‌بندوبار و گفت و…!!! .

رهبران جهادی بعد از حضور آمریکا و سقوط طالبان سر سفره‌ای بادآورده نشستند و آن‌قدر مشغول عیش‌ونوش گشتند که هرروز جبهه‌گیری و جنگ سر خورد و برد میان این‌ها گندش بالا می‌زد و علیه همدیگر افشاگری می‌کردند و می‌گفت که فلانی کش‌وفش مرا تحمل نمی‌تواند و مساله حضرت جیب است و آن دیگری تهدید دندان‌کشی می‌کرد و….!!. این‌ها درگیر دزدی، چپاول و غارت بودند و از همه‌چیز بی‌خبر که دزدان آدم‌خواری به نام طالبان با تبانی با ارباب این‌ها آمریکای خاین بساط عیش و نوش این‌ها را جمع و به اقصا نقاط دنیا متواری کردند. همه‌ی این‌ها چه آن‌های که روزی لاف می‌زد ‌که من فرق خود را با فولاد جنگ داده‌ام و چه آن‌های که دندان کسی را می‌کشیدند فرار را برقرار ترجیح داده و کار عملی که هیچ، حتی از بلوف و پوف پتاق هم مانده و در برابر طالبان اعلان عجز می‌کند و عذر می‌آورد که دیگر از او گذشته و سنش بالا رفته است!!

در چنین شرایطی که هیچ مردی از میان این «تیکه‌داران» قومی و مذهبی پیدا نشد که جرات و در برابر هیولایی به نام طالب قد علم کند، احمد مسعود و یاران دلیرش جرات و در برابر طالبان درفش مقاومت ملی را بلند کردند و از حمایت وسیع مردمی میان همه اقوام هم برخوردار شدند و شاید برای اولین بار در تاریخ کشور باشد که شخصیتی چنین مرزهای را قومی را می‌شکند و تبدیل به یک قهرمان و یک شخصیت ملی می‌گردد؛ عده‌ای از مریدان و هم‌پیالگان «تیکه‌داران» فراری به‌جای حمایت و  تقویت جبهه مقاومت، شروع به سم‌پاشی و بهانه‌گیری‌های خاینانه کرده و آسمان‌وریسمان را به هم می‌بافند که این جبهه بیرقش ملی نیست و چرا چنین شده و چرا چنان شده و تاجیک‌ها چنان‌اند و … !!.

می‌دانیم که این‌ چیزها همه بهانه‌اند، درد این‌ها از جای دیگر است. این‌ها، احساس می‌کنند که تیکه‌داری قومی و مذهبی را از دست می‌دهند. برای این‌ها یک زنگ خطر است که یک دختر هزاره که این‌ها از موالیان خود به‌حساب می‌آورند، چرا در تظاهرات عکس احمد مسعود را بلند کرده و چرا بدون اجازه آن‌ها جوانان و نسل نو هزاره حمایت خود را از جبهه مقاومت ملی به رهبری احمد مسعود اعلان داشته‌اند!. این‌ها دل‌نگران شکسته شدن مرز قومیت‌اند. چرا که بنگاه معاملاتی این‌ها بسته یا کم رونق می‌شوند.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما