• شنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۳
    امین استوار
    «حال در سطح کلان اجتماعی- سیاسی آدم‌های مثل محقق که به‌زحمت یک متن ساده را می‌تواند بخواند چون نماد قبیله گردیده است باید حمایت و اطاعت شود و رهبر خردمندی که خردمندی‌اش فقط در معامله‌گری به نفع حضرت جیب و سود شخصی است باید اعضای قبیله از او پیروی کورکورانه و بی‌چون چرا بکنند و هیچ پرسشی را نباید طرح بکنند. اگر روزی توتا را خط قرمز اعلان کرد و روزی دیگر خط سبز، بازهم باید تایید و از آن حمایت کرد چون‌که از بزرگان قبیله است و هوش کنید که انتقاد نکنید و آن‌ها را به چالش نکشید که خودزنی می‌گردد و به نفع مصلحت جمعی و سرنوشت هزارگی نیست.!!؟ »
  • دوشنبه ۲۵ ثور ۱۳۹۶ - ۰:۵۷
    امان الله علیزاده
    «توده‌های آگاه مردم که بعد از قتل‌عام خونین، دردناک و فراموش ناشدنی دوم اسد قامت راست کرده‌اند مصمم‌تر از همیشه در اقصا نقاط جهان به صحنه آمده و خونخواهی می‌کنند و فریاد عدالت‌طلبی سر می‌دهند. ولی اربابان سیاسی هزاره دیگر پذیرش طرح توتاب را در این برهه و بااین‌همه قتل عام و کشتار، یک خودکشی و یک انتحار سیاسی می‌دانند.!! لذا جسورتر از دولت قومی و فاشیستی در برابر مردم شمشیر را از رو بسته‌اند و بر خطا بودن دادخواهی و عدالت‌طلبی پا فشرده و مدام دسیسه می‌کنند!!. در سایه سنگین امنیت دولت فاشیستی اعتراض مردمی را با چماق سربازان دولت زورگو و متعصب سرکوب کرده و به خشونت می‌کشند.»
  • دوشنبه ۴ ثور ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۵
    علی غزنوی
    «هرچند مدتی است که متوجه شده‌اند که این اقلیتی که با شعار جهاد و اسلام فریبشان داده‌اند دزدان سازمان‌یافته‌ هستند نه جهادگران از دنیا رسته! اما گروه بدیلی که بتوانند به‌جای آن‌ها به آن‌ها اعتماد نمایند را شناسایی نتوانسته‌اند. لذا این مردم سردرگم هستند و به خاطر این سردرگمی و ماندن در برزخ بلا تصمیمی این‌همه مصیبت‌ها و محنت‌ها را تحمل کرده و واکنش مناسب با رخدادها نشان داده نمی‌توانند و مانده‌اند که چه‌کار بکنند!!؟ رهبران به‌اصطلاح جهادی‌ و تکنوکرات‌های غربی غرق در فساد و تباهی و جنایت و خیانت‌اند که در تمام معامله‌ها و جنایت‌های ضدبشری و ترورها و انتحارهای طالبانی دخیل‌اند.!!.»
  • پنج شنبه ۲۸ دلو ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۱
    حسین عزیزی
    «اگر مردم هزاره از شانزده سال پیش تا جنبش تبسم و روشنایی ساکت نمی‌بودند و مبارزات عدالت‌خواهانه خود را از همان اوان دوران پسا طالبانی آغاز می‌کردند امروز یقینا وضعیتی به‌مراتب بهتر و شرایطی به‌مراتب مناسب‌تر می‌داشتند. تفاوت دنیای قدیم و جدید در همین است که درگذشته و دنیای قدیم، ستمی که بر هزاره‌ها می‌رفت هرگز کسی خبر نمی‌شد و گوش شنوای برای شنیدن آه و فغان، ناله‌های کودکان، گریه‌ها و ضجه‌های زنان وجود نداشت. اما امروز آن‌طور نیست. کم‌کم انسانیت از مشرق مغرب زمین سوسو می‌زند و پنجره‌های امید کاملا مسدود نیست و اگر بال‌وپر بزنی روزنه‌ای برای نجات باز و افقی برای پرواز گشوده خواهد شد.»
  • شنبه ۲۳ دلو ۱۳۹۵ - ۱۷:۵۹
    امان الله علی‌زاده
    «پانزده سال طلایی دولت و دموکراسی که سرنوشت یک ملت به دست چند لکاته سیاسی و چند لُمپن عیاش قرار گرفت، عزت و حیثیت هزاره بر باد رفت و کرامت انسانی هزاره تاراج شد. حضور وحدت چندپاره و وزرایی آواره در ساختار قدرت، برآیندش، همین نکبتی امروز است که خون جوانان هزاره هدر می‌رود و ناموس هزاره امنیت ندارد. برآیند رهبری خردمندانه و پهلوانی دو دهه گذشته همین خفت و خواری وزرای است که بدون هیچ خیانتی به جرم خیانت از مقامش عزل می‌شوند و بدون هیچ بازخواستی مارک فساد و غارت می‌خورند.»
  • سه شنبه ۱۹ دلو ۱۳۹۵ - ۲۲:۱۹
    استاد نوروز علی حمیدی
    «دلواپسان‘ از پیامدها و نتایجی که این جنبش عظیم اجتماعی برجای نهاده است شدیدا نگران‌اند و از سقوط حتمی‌ای هزاره‌ها در سیاه‌چال چنددستگی و تفرقه ‘ شکایت دارند و عامل مهم و عمده‌ی این تفرقه و شکافه‌ای درون اجتماعی‌ای هزاره‌ها را در تشکل‌های نوین اجتماعی‘ مانند "جنبش روستایی" مکنون و متمرکز می‌دانند. از دید این دلواپسان‘ پیش از تحقق " جنبش روشنایی" ‘جامعه‌ی هزاره گلستانی از وحدت‘ یکپارچگی و برخوردار از تمامی‌ای حقوق اساسی‌ای شهروندی بوده است و در ظل ظلیل ! رحمت و هدایت رهبران خود خوانده‌ی خود در اوج خوشبختی‘ رفاه و امنیت کامل به سر می‌برده‌اند! و کمترین کمبود را در تمام شئون زندگی احساس نمی‌کرده‌اند!»
  • یکشنبه ۱۷ دلو ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۱
    امین استوار
    «جنبش روشنایی تنها یک مطالبه کوچک کشیدن لین برق از مسیر بامیان میدان وردک نیست که عصیان مردانه و شورش آگاهانه علیه فساد تاریخی و تباهی دایمی و رنج همیشگی در کشور است. جنبش روشنایی داعیه قطع و سد نمودن مسیر تاریخی فساد و تباهی را دارد تا اعمال تبعیضات قومی و تعصبات نژادی، غارت اموال عمومی و زر‌اندوزی‌های قارونی، محو گردد و تیکه‌داری‌های قومی و انحصارگری‌های سیاسی نابود شود و قدرت و ثروت ملی از انحصار مافیای موجود بیرون و در اختیار ملت قرار داده شود. بنابراین جنبش روشنایی صدای یک ایست دادن تاریخی و نهیب یک هشدار سیاسی و بانک یک بیدارباش اجتماعی است.»
  • پنج شنبه ۳۰ جدی ۱۳۹۵ - ۱۱:۳۳
    علی غزنوی
    «درک شرایط موجود و فهم بحران کنونی شرط اول شکستن بن‌بست‌های فکری و پیدا کردن راه‌حل عملی می‌باشد. هزاره‌ها متاسفانه در درک و تحلیل شرایط و اوضاع موجود دچار خطا و اشتباه فاحش گشته و نمی‌توانند متوجه این خطا و اشتباه حساس و خطیر خویش گردند. شناخت و درک محیط پیرامون خود شرط اول یک کنش موفق و متناسب است. وقتی یک گروه اجتماعی نتوانند از محیط پیرامون خود تحلیل دقیق و ارزیابی درست و صحیح داشته باشند نمی‌توانند کنش‌گران موفق و بازیگران ماهری باشند.»
  • جمعه ۲۶ قوس ۱۳۹۵ - ۱۰:۵۲
    صادق روشنا
    «داعیه عدالت‌خواهانه جنبش را شخصی جلوه می‌دهند تا تمام نکبتی را بر سر فرد و سابقه نکبت‌بار او بکوبند تا شاید روزنه‌ی باز شود و خود را از تنگنای سیاسی و اجتماعی نجات دهند؛ اما به‌راستی جنبش و رهروان جنبش، پیرو چند فرد شورای عالی مردمی‌اند یا مردم خود با درک و درد تاریخی و تبعیض و تعصب امروزی، خود مسیر عدالت‌خواهی را برگزیده‌اند؟ آیا معیار حمایت از جنبش چند فرد خاصی به‌مثابه نمایندگان مردم در شورای عالی مردمی است یا ملاک و میزان برای حمایت از جنبش، عدالت‌خواهی، برابری، حقوق شهروندی، تغییر نگاه فاشیستی و قومی و برچیدن بساط ظلم و زورگویی است؟»
  • دوشنبه ۱۵ قوس ۱۳۹۵ - ۱۳:۵۰
    عبدالله رستگار
    «اگر همه گروه‌های قومی در فرایند مدیریت کلان کشور سهمی داشته باشند زمینه تضاد و برخورد از بین می‌رود و سرانجام به همگرایی و همکاری همه اقوام منجر می‌شود و کشور از واگرایی و تنش‌های قومی رهایی می‌یابد. شکاف قومی در افغانستان شکاف فعالی است. تیم حاکم تلاش می‌ورزد که تمامی ابزار مشروع و نامشروع را برای حفظ قدرت به کار ‌گیرد و قدرت سیاسی را حیاط‌خلوت قومی خویش می‌پندارد. اقوام دیگر حق ورود به آن را ندارند. اقوام محکوم برای شکستن انحصار قومی نیز حاضرند که آتش جنگ را دوباره بر‌افروزند و تمام توان و هستی خویش را برای نیل به قدرت نابود سازد، تا تغییر در نگرش سیاسی و توزیع قدرت ایجاد شود.»