• یکشنبه ۱۸ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۶
    عبدالخالق فصیحی
    «رهبران دربند و اسیر همه راه‌های بازگشت به جماعت را تخریب کرده‌اند. تنها راه بازگشت، راه شهدای دهمزنگ و چهارراه زنبق‌اند که این هم عبور رهبران دربند را بسیار مشکل و دشوار نموده‌اند. چراکه این دو راه با سیلاب خون به هم وصل و یا نزدیک است. بعید است این اتفاق رخ دهد. به هم رسیدن این سیلاب‌ها، دریای خون به وجود آورده است که بدون مهارت‌های شناوری عدالت‌طلبی نمی‌شود از آن رد شد. در این دو راه عدالت و آزادگی در قامت شهدا قد کشیده که هرگز بدون تحقق خواسته‌های مردم کسی مانند رهبران اسیر را اجازه بازگشت نمی‌دهند. پس راه بازگشت به جماعت یا مسدود است و یا خیلی صعب‌العبور شده است.»
  • پنج شنبه ۱ سرطان ۱۳۹۶ - ۰:۱۴
    خالق فصیح
    «البته باید پذیرفت که جنبش روشنای در آستانه ایجاد یک بدن استوار، در قامت با نشاتی از نسل نو، با ایده‌های جدید و آرمان‌های تازه، قرار گرفته اند، اما یقینا برای تنومند ساختن آن نیاز به تلاش‌های پیگیر دارد. از این رو، همراهی با جنبش روشنای برای تحقق هر طرحی، از جمله طرح حکومت فدرالی، یک ضرورت تاریخی است. این ضرورت از اینجا ناشی می‌شود که جنبش روشنای محصول ستم‌ها و تبعیض-های تاریخی بوده، نه رفاه طلبی در شرایط عادی آن. لذا ایجاد یک محوریت مقاوم قومی، از مهمترین استراتژی‌های چنین جنبش به حساب می‌آید تا بتواند به تقدیر قومش که با ظلم‌ها و کشتار‌های بیرحمانه رقم خورده است، پایان دهند.»
  • شنبه ۲۰ جوزا ۱۳۹۶ - ۱۸:۳۰
    محمد عرفانی
    «از آنجایی دولت افغانستان و نهادهای بین‌المللی از تامین ثبات و نظم و امنیت در افغانستان قصور ورزیده است، طالبان در سال‌های اخیر به گونه‌ی تراژیکی در حال بازگشت‌اند. فساد زیاد در درون دولت و هم‌چنین کشتار مداوم مردم عادی و بی‌گناه، به خشم مردم افزوده است. امروزه طالبان قسمت‌های زیادی از کشور را در دست دارند. طالبان و گروه‌های تروریستی به شکل وحشیانه‌ترین شکلی به شهروندان کشور حمله می‌کنند، و موفقیت‌آمیز بودن چنین حملاتی بدون شک متوجه ضعف دولت افغانستان و نهادهای امنیتی افغانستان است. ورود به ناحیه امنیتی در مرکز کابل که آن را قلب اداری و دیپلماتیک می‌نامند به‌سادگی و بدون خلای امنیتی امکان‌پذیر نیست.»
  • چهارشنبه ۳ جوزا ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۲
    عباس آگاه
    «روسیه به‌عنوان قدرت منطقه‌ی و اثرگذارترین آن‌ها در منطقه و افغانستان پس از پانزده سال کم‌تحرکی دیپلماتیک بار دیگر بااحساس نادیده گرفته شدن از سوی رقبا و ترس امنیتی در حاشیه‌های قدرت و نفوذ خویش و تهدید بالقوه از سوی داعش و گروه‌های تندرو در افغانستان به‌عنوان محل تلاقی گروه‌های مختلف تروریستی و نزدیک مرزهای خود و همچنین جلوگیری از گسترش ناتو در قلمرو نفوذ خویش، به تحرکات و فعالیت‌های دیپلماتیک و یارگیری از کشورهای دور و نزدیک و از گروه‌های که پیش‌ازاین با آنان درگیر جنگ بوده، مشغول شده است و به‌طور فزاینده بر میزان این تحرکات افزوده است»
  • شنبه ۳۰ ثور ۱۳۹۶ - ۱۱:۳۳
    امین استوار
    «حال در سطح کلان اجتماعی- سیاسی آدم‌های مثل محقق که به‌زحمت یک متن ساده را می‌تواند بخواند چون نماد قبیله گردیده است باید حمایت و اطاعت شود و رهبر خردمندی که خردمندی‌اش فقط در معامله‌گری به نفع حضرت جیب و سود شخصی است باید اعضای قبیله از او پیروی کورکورانه و بی‌چون چرا بکنند و هیچ پرسشی را نباید طرح بکنند. اگر روزی توتا را خط قرمز اعلان کرد و روزی دیگر خط سبز، بازهم باید تایید و از آن حمایت کرد چون‌که از بزرگان قبیله است و هوش کنید که انتقاد نکنید و آن‌ها را به چالش نکشید که خودزنی می‌گردد و به نفع مصلحت جمعی و سرنوشت هزارگی نیست.!!؟ »
  • دوشنبه ۲۵ ثور ۱۳۹۶ - ۰:۵۷
    امان الله علیزاده
    «توده‌های آگاه مردم که بعد از قتل‌عام خونین، دردناک و فراموش ناشدنی دوم اسد قامت راست کرده‌اند مصمم‌تر از همیشه در اقصا نقاط جهان به صحنه آمده و خونخواهی می‌کنند و فریاد عدالت‌طلبی سر می‌دهند. ولی اربابان سیاسی هزاره دیگر پذیرش طرح توتاب را در این برهه و بااین‌همه قتل عام و کشتار، یک خودکشی و یک انتحار سیاسی می‌دانند.!! لذا جسورتر از دولت قومی و فاشیستی در برابر مردم شمشیر را از رو بسته‌اند و بر خطا بودن دادخواهی و عدالت‌طلبی پا فشرده و مدام دسیسه می‌کنند!!. در سایه سنگین امنیت دولت فاشیستی اعتراض مردمی را با چماق سربازان دولت زورگو و متعصب سرکوب کرده و به خشونت می‌کشند.»
  • دوشنبه ۴ ثور ۱۳۹۶ - ۱۱:۴۵
    علی غزنوی
    «هرچند مدتی است که متوجه شده‌اند که این اقلیتی که با شعار جهاد و اسلام فریبشان داده‌اند دزدان سازمان‌یافته‌ هستند نه جهادگران از دنیا رسته! اما گروه بدیلی که بتوانند به‌جای آن‌ها به آن‌ها اعتماد نمایند را شناسایی نتوانسته‌اند. لذا این مردم سردرگم هستند و به خاطر این سردرگمی و ماندن در برزخ بلا تصمیمی این‌همه مصیبت‌ها و محنت‌ها را تحمل کرده و واکنش مناسب با رخدادها نشان داده نمی‌توانند و مانده‌اند که چه‌کار بکنند!!؟ رهبران به‌اصطلاح جهادی‌ و تکنوکرات‌های غربی غرق در فساد و تباهی و جنایت و خیانت‌اند که در تمام معامله‌ها و جنایت‌های ضدبشری و ترورها و انتحارهای طالبانی دخیل‌اند.!!.»
  • پنج شنبه ۲۸ دلو ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۱
    حسین عزیزی
    «اگر مردم هزاره از شانزده سال پیش تا جنبش تبسم و روشنایی ساکت نمی‌بودند و مبارزات عدالت‌خواهانه خود را از همان اوان دوران پسا طالبانی آغاز می‌کردند امروز یقینا وضعیتی به‌مراتب بهتر و شرایطی به‌مراتب مناسب‌تر می‌داشتند. تفاوت دنیای قدیم و جدید در همین است که درگذشته و دنیای قدیم، ستمی که بر هزاره‌ها می‌رفت هرگز کسی خبر نمی‌شد و گوش شنوای برای شنیدن آه و فغان، ناله‌های کودکان، گریه‌ها و ضجه‌های زنان وجود نداشت. اما امروز آن‌طور نیست. کم‌کم انسانیت از مشرق مغرب زمین سوسو می‌زند و پنجره‌های امید کاملا مسدود نیست و اگر بال‌وپر بزنی روزنه‌ای برای نجات باز و افقی برای پرواز گشوده خواهد شد.»
  • شنبه ۲۳ دلو ۱۳۹۵ - ۱۷:۵۹
    امان الله علی‌زاده
    «پانزده سال طلایی دولت و دموکراسی که سرنوشت یک ملت به دست چند لکاته سیاسی و چند لُمپن عیاش قرار گرفت، عزت و حیثیت هزاره بر باد رفت و کرامت انسانی هزاره تاراج شد. حضور وحدت چندپاره و وزرایی آواره در ساختار قدرت، برآیندش، همین نکبتی امروز است که خون جوانان هزاره هدر می‌رود و ناموس هزاره امنیت ندارد. برآیند رهبری خردمندانه و پهلوانی دو دهه گذشته همین خفت و خواری وزرای است که بدون هیچ خیانتی به جرم خیانت از مقامش عزل می‌شوند و بدون هیچ بازخواستی مارک فساد و غارت می‌خورند.»
  • سه شنبه ۱۹ دلو ۱۳۹۵ - ۲۲:۱۹
    استاد نوروز علی حمیدی
    «دلواپسان‘ از پیامدها و نتایجی که این جنبش عظیم اجتماعی برجای نهاده است شدیدا نگران‌اند و از سقوط حتمی‌ای هزاره‌ها در سیاه‌چال چنددستگی و تفرقه ‘ شکایت دارند و عامل مهم و عمده‌ی این تفرقه و شکافه‌ای درون اجتماعی‌ای هزاره‌ها را در تشکل‌های نوین اجتماعی‘ مانند "جنبش روستایی" مکنون و متمرکز می‌دانند. از دید این دلواپسان‘ پیش از تحقق " جنبش روشنایی" ‘جامعه‌ی هزاره گلستانی از وحدت‘ یکپارچگی و برخوردار از تمامی‌ای حقوق اساسی‌ای شهروندی بوده است و در ظل ظلیل ! رحمت و هدایت رهبران خود خوانده‌ی خود در اوج خوشبختی‘ رفاه و امنیت کامل به سر می‌برده‌اند! و کمترین کمبود را در تمام شئون زندگی احساس نمی‌کرده‌اند!»