• پنج شنبه ۲۶ دلو ۱۳۹۶ - ۲۲:۴۹
    علی غزنوی
    «مردم از دولت مردان خود انتظار داشتند که در حاکمیت حافظ منافع‌شان باشند اما با کمال تاسف که این‌ها آن‌قدر شخصیت و شهامت نداشتند که مردم خود را فراموش نکنند بلکه از فرط حقارت و کوچکی نه تنها حافظ منافع مردم خود در قدرت نشدند که همچون عروسک‌های کوکی، ارگ، هرچه کوک‌شان کردند این‌ها همان را خواندند و رقصیدند و به نمایش گذاشتند. وقتی مردم از این‌ها نا امید شدند خودشان تصمیم گرفتند که علیه این روند بایستند و جلو اعمال تبعیض و تعصب را بگیرند، این‌ها همکاری که هیچ، حتی به نفع مردم خود سکوت هم نکردند.»
  • پنج شنبه ۱۹ دلو ۱۳۹۶ - ۲۳:۰۵
    علی‌رضا ضیا
    «تاکنون جامعه بین‌المللی خوب متوجه بوده‌اند که عدالت‌طلبان جنبش روشنایی، خواسته‌های برحقشان را با منطق که نشانه‌ی فرهیختگی و مدنیت آن‌هاست، مطرح کرده‌اند، اما این شیوه، نه از روی عدم آشنایی به فن سیاست که به خاطر صلح‌دوستی، برادری، پرهیز از ایجاد تنش و عصبیت‌های قومی و مصالح ملی بوده است. عدالت‌خواهان به‌حق می‌دانند و درک کرده‌اند که منطق سیاسی دولت چیست؟ منطق دولت، ترور و قتل‌عام مردم بی‌گناه در راستای انحصار سازی قدرت است، اما مردم هنوز توحش را با گل پاسخ داده است.»
  • یکشنبه ۱۵ دلو ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۸
    صادق روشنا
    «این ساختار معیوب با کنشگران فاسد در درون آن نمی‌تواند راه اصلاح کشور و نجات مردمان این مرزوبوم باشد. خرد جمعی که شعار محوری این تحرک اجتماعی است باید با یک مکانیزم درست در مرحله عمل ظهور و نمود پیدا کند. ایده‌های اهل خرد و اندیشه‌های راهگشای آنان به جد گرفته شود. این مهم وقتی میسور است که شورای عالی صادقانه، هوشیارانه و به‌صورت کارشناسانه، در پی سهیم کردن مردم و نخبگان برای قدرتمند سازی جنش مردمی باشند. طرح پرونده‌سازی برای سردمداران فاسد و بی‌کفایت در دادگاه‌های بین‌المللی، طرح تغییر ساختار نظام متمرکز تک قومی، باید از همین اکنون و در همین راستا کلید بخورد.»
  • یکشنبه ۲۴ جدی ۱۳۹۶ - ۱۹:۳۳
    ع. نظری
    «در حکومت و سیاست رنگین‌کمانی اشرف غنی نیز اعمال سیاست تعصب، تبعیض و تحقیر به‌صورت عریان و دردناکی دنبال می‌شود غنی جامعه را به گروه برتر و دون‌پایه‌تر دسته‌بندی کرده و آن‌چنان سیاست ‌تبعیض‌آمیز به خرج می‌دهد که دست همه اسلاف خویش را از پشت بسته و در پشتونی کردن قدرت گوی سبقت را از همه مستبدان گذشته این کشور ربوده است. قبل از روی کار آمدن غنی، اندک برق امیدی به تغییر و تحول رو به عدالت در دل غیر پشتون‌ها می‌جهید. با تاسف با قبضه کردن قدرت سیاسی توسط غنی، روند پشتونسازی کردن قدرت و نفی دیگران حرکت پرشتابی را در پیش گرفت.»
  • دوشنبه ۴ جدی ۱۳۹۶ - ۰:۱۴
    عبدالخالق فصیحی
    «اساس سیاست در افغانستان، غلبه قومیت است نه اداره اسلامی و یا علمی کشور. قومیت برای تحقق اهداف قومی خود، سیاست را با دو رویه‌ی فریبندگی و قساوت به تکنیک کشتار بدل کرده است. اساسی‌ترین کاربرد این تکنیک، تحمیل هزینه‌ها و خسارت‌های سنگین مادی و نیروی انسانی نسبت به اقوام غیر حاکم است تا غلبه قومی بدون اضطراب محقق گردد. اما موضع ما در برابر این تکنیک چیست؟ که دو طیفی از رفتارها را رقم زده است. عده‌ای سیاست فعلی را با تمام بی‌رحمی و قساوت آن خوش‌آمد گفته و منافعشان را در سایه‌ی غلبه تکنیک کشتار تعریف و دست‌یافتنی‌تر دانسته‌اند.»
  • دوشنبه ۲۷ قوس ۱۳۹۶ - ۱۱:۱۹
    ع‌ ـ خروش
    «اگر یک پژوهش و تحقیق میدانی و پرسشنامه‌ای از صدارت، وزارتخانه‌ها، مراکز و کانون‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی صورت گیرد حضور اقوام دیگر در قدرت بسیار ناچیز است به خصوص هزاره‌ها طبق آمارهای رسمی و غیررسمی سه در صد هم حضور و مشارکت ندارد. هرچه بر مقدرات کشور سلطه دارد عناصر پشتونیزم و تیره و تبار غنی است که مشاهده می‌شود و تنها در اداره امور چهار هزار نفر از اقوام نزدیک غنی حضور همه‌جانبه دارند.»
  • شنبه ۱۸ قوس ۱۳۹۶ - ۰:۵۶
    علی غزنوی
    «جنبش روشنایی و تمام عدالت‌خواهان کشور باید متوجه باشند که مطالبه حق و عدالت از اشرف غنی تقلب‌کار و تیم فاشیست وی و انتظار برآورده شدن خواست‌ها و مطالبات آنان انتظاری است باطل که جز هدر دادن انرژی و توان خود چیزی عایدشان نمی‌گردد. جنبش‌های اجتماعی‌ای که در زمان حاکمیت اشرف غنی شکل گرفته تا هنوز هزینه‌های بسیار زیادی را پرداخته‌اند اما به کوچک‌ترین خواست خود نرسیده‌اند. این، حکایت از کدام واقعیت می‌کند؟! حکایت از این واقعیت می‌کند که اشرف غنی تا هنوز با ذهنیت کوچی‌گری با دنیای مدرن و متحول معامله می‌کند.»
  • پنج شنبه ۲ قوس ۱۳۹۶ - ۱۱:۲۹
    عبدالخالق فصیحی
    «مسیر ما تا قبل از تبسم، مسیر نیستی بود و یا به نیستی میل داده می‌شد. خاستگاه این نیستی اختگی سیاسی است که عملکرد رهبران سیاسی ما اصلی‌ترین عامل آن است. مسیر اختگی، همان مسیر نیستی و نابودی است، آن‌هم نابودی جمعی نه فردی. نیستی و نابودی در جای است که هستی تاریخی و درخشان یک ملت عامدانه در معرض نفی قرار گیرد. ما در سایه‌ی رهبری خلیلی و محقق به نیستی و نابودشدگی عادت داده شدیم و در اثر خو گرفتگی به اختگی تحقیر شدیم. اختگی سیاسی خودش بنفسه مرگ یک ملت است که اگر چاره‌اندیشی نشود، ملت به نیستی زودرس گرفتار می‌شود.»
  • چهارشنبه ۲۴ عقرب ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۵
    محسن تابان
    «هزاره‌ها در بدترین وضعیت انسانی و در سخت‌ترین حالت اجتماعی به سر می‌برند. اعمال تبعیض از سوی حاکمیت، مورد هدف بودن گروه‌‌های خشونت‌گرایی افراطی از قبیل طالبان و داعشیان و...، سردرگمی و بی‌برنامگی و گیج بودن و ندانستن چگونگی مواجهه با این وضعیت و محیط اجتماعی خود مردم هزاره، شرایط را برای این قوم بسیار دشوار و خطرناک کرده است. از میان عواملی همانند تبعیض دولتی و خشونت گروه‌‌های افراطی، عامل درون قومی هزاره‌ها از قبیل عدم انسجام و عدم درک درست از وضعیت و عدم برنامه و تصمیم و راه‌حل مشترک و بالاخره نبود روح جمعی و اراده مشترک دفاعی خطرناک‌تر و نگران کننده‌تر است.»
  • چهارشنبه ۱۷ عقرب ۱۳۹۶ - ۸:۳۴
    عباس آگاه
    «فقدان شفافیت و شایسته‌سالاری، عملکرد انحصارخواهانه و گروهی و باندی و شیفتگی بیمارگونه به قدرت و ساختار نامناسب و تبعیض‌آمیز از عوامل مخل و مخرب مدیریت سالم و مسوولیت پذیر و کارآمد می‌باشد. شفافیت و پاسخگویی ومسوولیت‌پذیری از ارکان اصلی حکومت‌های دموکراتیک و از شاخصه‌های اساسی دموکراسی بوده و سبب تقویت بنیان و بنیاد ثبات و امنیت سرتاسری در کشورها خواهد شد. فقدان شایسته‌سالاری و عدم پاسخگو بودن و نفوذ فساد در لایه‌های مختلف نهاد اداری و مدیریت کلان سیاسی، کمترین پیامدش از دست دادن اعتماد عمومی و افزایش سریع شکاف فاصله حکومت و مردم و سقوط را به دنبال خواهد داشت.»