• پنج شنبه ۸ سرطان ۱۳۹۶ - ۱۲:۵۰
    حسین بی‌نوا
    «امروز سرشار از تهی هستم و سفره‌ی وجودم مملو از گرسنگی معنا و چشمانم لبریز از كوری و نگاهم روشن از خاموشی و احساسم متلاطم از بی‌موجی، و عشقم شعله‌ور از بی‌قبسی، اندیشه‌ام پر فروغ از تاریكی، فریادم پر طنین از بی‌صدایی است. من مانده‌ام و این همه بی‌چیزی!! با این همه بی‌چیزی چه بكنم و چه می‌توان كرد؟ با این همه بی‌چیزی سفره‌ی دوستانه و گفتگوی عالمانه را مگر می‌شود پهن كرد و دوستان را بر محورآن دعوت نموده و محفلی را بیاراست؟.»