-
دوشنبه ۴ حوت ۱۴۰۴ - ۳:۳۴دکتر عبدالخالق فصیحی«وجدانهای بدبخت بااینکه خود را پاسداران ایمان و دین محمد(ص) میدانند، اما در عمل دین را به سطحی از رقابتهای اجتماعی تنزل داده و درواقع بیدینی را در ساحت مکتب پیامبر(ص) مستقر ساختهاند. ایمان حقیقی در خوانش هگل، استقرار قانون تعالیبخش الهی در درون انسان است، درصورتیکه نزاع وجدانهای بدبخت دین و مذهب را به حربهای نسبی یا اعتقادی برای خلق نفرت علیه همدیگر بدل کردهاند. درنتیجه، خوانش هگلی ما را به مسوولیتی دشوار فرامیخواند: عبور از وجدانهای بدبخت و رسیدن به خودآگاهی نسبت به روح اخلاقی دین و آشتی انسان با انسان.»
-
یکشنبه ۵ دلو ۱۴۰۴ - ۲۱:۳۱علی غزنوی«هزارهها علیرغم تجربههای بسیار تلخ و ناگوار تاریخی تا هنوز خاماند و از گذشتههایش هیچ درس و عبرتی را نیاموختهاند. این نزاع بیثمر، چه میگویم! «بد ثمر» در میان کنشگران عام مردم هزاره اگر جریان داشته شاید خیلی جای ملامتی نداشته باشد اما با کمال تاسف که این مساله در میان خواص و تحصیلیافتگان این قوم به شدت و حدت جریان دارد و صفبندیها، جبههگیریها، طعن و نفرینها، فحاشیها، بداخلاقیها، تهمتزنیها و سیاه و سفید دیدنیها تا هنوز به قوت خود باقی و جنگ لفظی و نزاعهای جناحی بدون محتوا و معنای واقعی ادامه دارد.»
-
شنبه ۲۹ قوس ۱۴۰۴ - ۱۶:۴۴دکتر عبدالخالق فصیحی«از منظر جامعهشناسی آیینها نیز اگر نگاه انداخته شود، رونمایی کتابهای نامبرده میتوانند نوعی آیین گذار باشند؛ انتقال از مرحلهی کنشگری فعال به مرحلهی یادبود و خاطرهگویی ناکامیها و افسوسهای سیاسی. ازاینجهت، کتابهای «سرنوشت من» و «گوهر سخن»، بهمثابهی سنگنوشتههای میمانند که فقط پایان یک دوره به آن علامت خورده است و نه حاوی هیچ پیام دیگر. در حقیقت، مراسم رونمایی از کتاب «سرنوشت من» و «گوهر سخن» یا سوگواری قبل از مرگ نویسندگان، محفلی بود برای تدفین مزورانه نویسندگان تا پیشاپیش افکار عمومی را بهجای سنگباران تابوتهای اضافی بهسوی طلب مغفرت اضافی هدایت کنند.»
-
یکشنبه ۲۳ قوس ۱۴۰۴ - ۱۸:۱۵علی غزنوی«آنچه در این یادداشت به طور موجز و مختصر میتوان اشاره کرد این است که تداوم بحران و تکرار فاجعههای انسانی به گونهای عادی شده و حساسیت نسبت به آن وجود ندارد. درست و دقیق نمیدانم، که علت این مساله «خواب خرد»، «خاموشی چراغ عقل» و یا «بیشعوری سیاسی» است که هیچ اقدامی برای تغییر وضعیت ناگوار موجود صورت نمیگیرد و کنشها و واکنشهای شبکههای اجتماعی، موضعگیریهای تیکهداران قومی، مدعیان روشنفکری و داعیهداران فعالیتهای فرهنگی، همه و همه عوامل تداوم بحران کنونی و پایداری رنجهای انسانی، این مرزوبوم است.»
-
شنبه ۸ قوس ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۸علی غزنوی«مردم کشور ما تمام ظرفیت فکری، حالت روانی و وضعیت شخصیتیاش به این پیمانه و اندازه است که از تمام مظاهر تمدن و دنیای مدرن غرب، فقط ناهنجاریهای اجتماعی، فسادهای اخلاقی و روابط آزاد اختلاط مرد و زن و سرگرمیهای اغواکننده، غفلت زا و مسخکننده را ناشیانه و میمونوار تقلید نماید و ژست و اداهای از خود بروز دهد که آدمهای خسته از رفاهزدگی، پژمرده از بیمعنایی، افسرده از تنهایی، شوریده علیه نظام اخلاقی و.... بروز میدهند.»
-
جمعه ۳۰ عقرب ۱۴۰۴ - ۱۲:۱۵ح ـ رها«سکوت، سخن خاموش و صدای بیصدایی است که برای شرایط خاص و زمانهای استثنایی کاربرد دارد. سکوت بیسخنی نیست؛ بلکه سخن بدون صوت و لفظی است که در زمانهای بنبست سخن و نفله شدن کلام، به میدان آمده و زبان آن را خلق و بهکاربرده و جایگزین سخن معمول و رایج میکند. شعور ناآگاه ذهن من شاید متوجه شرایط خاص تاریخی و اوضاع آشفتهی ذهنی و بحران شدید اخلاقی و انسداد سیاسی و رجعت زمانی گردیده است که تن به سخن نمیدهد و به وادی سکوت فرار کرده و پناه میبرد و دربارهای موضوعات گوناگون اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی و... دوست دارد سکوت پیشه کند و با سکوت سخن بگوید.»
-
شنبه ۲ سرطان ۱۴۰۳ - ۱۳:۴۱هادی رحمانی«تجارب چند دهه اخیر کشور ما بهخوبی صدق این مدعا را ثابت میکند که هدف اصلی و اساسی سیاستمداران غیر پشتون بخصوص سران هزاره از مبارزه و ستیزه با تبعیض، بیعدالتی و انحصارطلبی فقط اطفای آتش قدرتطلبی، اشباع اشتهای منفعت خواهی، تجملگرایی و مقامپرستی بوده است نه رهایی مردم خود از محرومیت و محکومیت و بیعدالتی پشتونیستها. در طی این سالها سیاستمداران ما امر سیاسی را نه ابزار دستیابی به عدالت، برابری و احقاق حقوق مردم و اقوام محروم بلکه فقط نردبان صعودشان به وزارت، ریاست و منصب دولتی میدانستند، وقتی به آن دست نمییافتند یا از مقامشان عزل میشدند بوق و کرنا راه میانداختند که جریان عدالتخواهی و مبارزه با انحصارگرایی با خطر مواجه شده است.»
-
جمعه ۱۰ حمل ۱۴۰۳ - ۹:۵۸دکتر عارف سحر«بحث من بر سر هزارهها و ضرورت عبور از «حسرت» مزاری است. من واژه حسرت را بادید روانشناختی سیاسی میفهمم و به کار میبرم. فهم من از حسرت در روان جمعی هزارهها این است که هزارهها درگیر یک واکنش منفی انفعالی در مقابل مزاری که فرشته نجات اما گذشته و ازدسترفته است، گیرکردهاند. من حسرت هزارهها را بهمثابه یک نوع غم عقیم کننده و مسخکننده میفهمم. هزارهها در حسرت مزاری روزگار میگذرانند. این حسرت موجب گردیده است که هزارهها بهجای پیگیری روایت و اندیشه مزاری با ابزار و قدرت خود، راه شیون و زاری بر آنچه ازدسترفته (یعنی خود/شخص مزاری) و امکان بازگشت آن وجود ندارد، در پیش بگیرند.»
-
سه شنبه ۲۲ حوت ۱۴۰۲ - ۰:۰۹دکتر عبدالخالق فصیحی«اما جفای من در حق مزاری چیست؟ چنانچه معلوم است عادت من این است که هرساله در ماه حوت رهبر شهید را پشت خودخواهیهای خودم پنهان نموده و یا به تاریخ پر ستم هزاره میسپارم. من عادت کردهام که همهساله در برابر مقام بیمانند مزاری بزرگ، ادای احترام کنم؛ ادای احترامی که ناخواسته به جفای من علیه مزاری تبدیل میشود. شهید مزاری از نابرابری و عدالت سخن گفت و برای تحقق آن هزینه داد. اما من فقط این مفاهیم را بهصورت مرده و بیروح تحلیل میکنم؛ به قسمی که احساس میکنم این فصل، فصل رودل مغزی من درباب سخن از مرد بزرگی چون شهید مزاری است. درواقع سالگشت شهادت شهید مزاری برای من یک میدان خودخواهی و جایگاه وراجی است و این، همان جفای من در حق مزاری شهید است.»
-
سه شنبه ۲۱ سنبله ۱۴۰۲ - ۱۳:۳۶علی غزنوی«مبلغین مذهبی آنقدر مبالغه در رابطه به یک رخداد سیاسی- تاریخی کردهاند که از ابعاد دیگر دین که ضروریتر و فوریتر از این رویداد است غافل شدهاند. دین بر تعاون و همکاری با برادران ایمانی دعوت میکند و رسالت دین گریهی بر حسین ذکر نشده بلکه قیام به قسط و عدل اعلان گردیده است اما از سوی مبلغین و شیعیان مساله عاشورا و زیارت اربعین مانند یک کاریکاتور برجسته گشته و دستورات واجبی دین مغفول و یک امر مستحبی جای واجب را گرفته است. قرآن کریم بهصراحت دستور به «تَعاوَنوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى» میدهد و احادیث نبوی نیز تاکیدات زیاد بر تعاون و همیاری و دستگیری از همدیگر کرده است.»