• چهارشنبه ۲۷ جوزا ۱۴۰۵ - ۱:۲۹
    دکتر عبدالخالق فصیحی
    «تجلیل از فرهنگ هزاره به شیوه‌ی فعلی، در حقیقت سانسور تاریخ رنج، شست‌وشوی چرکین ساختارهای تبعیض، اخته کردن روایت‌های تاریخی و تبدیل آن به فست‌فود فرهنگی است. در این کالا‌سازی، فرهنگ، دیگر نمی‌تواند ابزار آگاهی باشد، بل افیونی برای سرگرمی و تخدیر نسل جوان از سابقه تاریخی آن‌ها است؛ همان لحظه‌ای که فرهنگ را از اساس، بی‌زبان، بی‌خاصیت و بی‌معنا می‌کند.چرا تاریخ را زنده‌به‌گور می‌کنیم؟ برگزارکنندگان این برنامه‌ها در یک خودسانسوری آشکار، مهر سکوت بر دهان می‌زنند. چراکه در این کارناوال‌های بی‌هدف، هیچ اثری از بازخوانی کلیدواژه‌های حیاتی تاریخ هزاره دیده نمی‌شود.»
  • یکشنبه ۱۷ جوزا ۱۴۰۵ - ۰:۳۵
    علی مفید
    «در فهم جایگاه آیت‌الله فیاض، نباید از یک حقیقت بنیادین غفلت کرد: مرجعیت شیعه ذاتا نهادی فراتر از قومیت، زبان و جغرافیاست. مرجع تقلید با رای یک قوم، قدرت یک قبیله یا نفوذ یک منطقه به مرجعیت نمی‌رسد. مرجعیت نه میراث خونی است و نه امتیاز قومی. مشروعیت آن، دست‌کم در نظریه سنتی شیعه، بر دانش، تقوا، استقلال فکری و اعتماد عمومی مومنان استوار است. به همین دلیل، مرجعیت از آغاز پیدایش خود ماهیتی فراملی داشته است. پیروان یک مرجع می‌توانند از افغانستان، عراق، ایران، پاکستان، هند، لبنان، کشورهای خلیج‌فارس، آفریقا، اروپا و آمریکا باشند. زبان‌هایشان متفاوت است.»
  • شنبه ۱۶ جوزا ۱۴۰۵ - ۱۴:۱۳
    ع- جاوید
    «سرانجام ،در یک نگاه جامع و کلی، سیاست علوی و سیاست اموی دو راه متفاوت در فهم حکومت‌اند. سیاست علوی بر این اصل استوار است که قدرت باید در خدمت عدالت باشد؛ اما سیاست اموی نشان می‌دهد که اگر قدرت خود را هدف نهایی بداند، عدالت را قربانی خواهد کرد. یکی بر اخلاق، حق و کرامت انسانی تکیه دارد؛ دیگری بر مصلحت قدرت، برتری‌جویی و مهار مخالف. یکی حکومت را امانت می‌بیند؛ دیگری آن را غنیمت.! ازاین‌رو، مطالعه‌ی این دو الگو صرفاً احساس نوستالژیک و بازگشت به گذشته نیست، بلکه تأملی جدی درباره‌ی امروز ماست.»