• جمعه ۲۳ حوت ۱۳۹۲ - ۱۹:۴۶
    استاد عليزاده مالستاني
    «این‌ها به بهانه‌ی مراسم سالگرد، از قهرمانی‌ها و پهلوانی‌ها و اعجاز و کرامات خود سخن می‌گویند و به بهانه ای سالگرد برای خود و تیم خود کم‌پاین می‌کنند. چند سال پیش در آستانه ای سالگرد شهید مزاری در هرات بودم، عموم مردم بریده از مساله‌ی قومیت، حزب و سمت و منطقه شب و روز می‌دویدند و تلاش می‌کردند که یک مراسم خوب و آبرومندانه برای شهید مزاری برگذار شود، و انصافا تدارک مراسم با شکوه و بی سابقه ای را دیده بودند، از آقای خلیلی به عنوان سخنران مراسم دعوت کرده بودند، وقتی ایشان به فرود گاه هرات نزول اجلال فرمودند، حدود پنج صد موتر به استقبال او به میدان هوایی رفتند، ایشان به یک کش و فش بی‌مانند در حالی که آقای انوری والی هرات، سید هادی، سرور جوادی و چند خانم شورا همراهی می‌کرد، وارد جایگاه شد. وقتی سخنرانی کرد در مورد شخصیت شهید مزاری اصلا چیزی نگفت، بسیار یک سخنرانی بی مزه و کپوش بود، مردم سخت متاثر شدند و می‌گفتند چه گفت آقای خلیلی؟ طبیعی بود که مردم انتظار داشتند شخصیت مورث را از وارث بشنوند که چیزی نشنیدند».
  • جمعه ۲۳ حوت ۱۳۹۲ - ۱۲:۰۵
    احمدبخش اخلاصی
    « او در آخرین روزهای زندگی‌اش از مظلومیت غرب کابل، یتیمان افشار، بازار سوخته چنداول و غيره فریاد می‌زد و چون ابر بهاران اشك مي‌ريخت. راستي آن روز چه روز غریبي بود؟ خیلی‌ها غرب کابل را با غروبش می‌شناسند. غروب که می‌شود، سرخی آسمان که جای خورشید را می‌گیرد، حُزن عجیبی در دل‌های عاشق می‌ریزد. آدم انگار دیوانه می‌شود. انگار یک عالم حقیقت، یک عالم ذکر، یک عالم صدا و ناله. عشق در دل برخی‌ها طور دیگری ریشه می‌دواند، آدم می‌ماند در کار آنان که از کجا به این عشق و صفای دل رسیده است».
  • پنج شنبه ۱۵ حوت ۱۳۹۲ - ۱۹:۲۲
    احمدبخش اخلاصي
    «خلاصه‌ی کلام: جاغوری دولينگ دارد. یک لينگ شان به سرعت می‌رود و دیگری در خواب غفلت فرو رفته است. بیداری لينگ مغفول (اخلاق و...) وظیفه‌ای علما، اندیشمندان، روشنفکران وکلیه‌ی دوستداران جاغوری است».
  • پنج شنبه ۱۵ حوت ۱۳۹۲ - ۱۰:۲۲
    شير احمد مبلغ
    « خداوند شب و روز را دگرگون می‌سازد و این عبرتي است برای صاحبان بصیرت"[7] فلسفه، عقل و دین امر به تعقل می‌کنند. این تعقل امر شرعی است که پیوسته افراد انسانی را به آن فرا می‌خواند افراد انسانی را به سوی تعالی سوق می‌دهد زیرا دین دارای مجموعه قواعد و حقایقی است که شخصیت و خصوصیات را دگرگون می‌سازد و عقل هم آن را دنبال می‌کند. تحلیل دیگر ابن رشد در این زمینه این است كه: در دین، فضیلت و دیانت مطرح می‌باشد که سکاندار آن ایمان است که بعد از معرفت به دست می‌آید».