• دوشنبه ۲۰ حوت ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۷
    حسین جوهری
    «پدر جان دوست دارم با تو کمی شکایت و از مدعیان میراث‌دار‌ی‌ات حکایت کنم. شکایت این است که پدر نمی‌دانی که بعد از رفتنت جنگ بالای میراثت درگرفت و میراثت را تیکه‌داران و مدعیان وراثت که دم از تو می‌زنند، دم از هزاره بودن و دم از خدمت کردن به قوم می‌‌زنند اما امروز میراث تو را تکه‌تکه کرده‌اند. حزب وحدت تو را میراث شخصی خود کرده‌اند. پدر جان! بعضی وقت جمله‌ی هابز یادم می‌آید که می‌گوید انسان گرگ یکدیگر است، نبودنت باعث شده تا تیکه‌داران قومی گرگ یکدیگر شوند و دور از اخلاقیات صحبت کنند. گاهی اوقات عدالت اجتماعی را عدالت اضافی می‌خوانند و جنبش‌ روشنایی را جنبش را فحاشی می‌نامند.»