• یکشنبه ۲۰ حمل ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۵
    نوروز جمشیدی
    «ما تا کنون در فصل زمستان تاریخی خویش به سر می‌بریم و در زندان سخت و طاقت‌فرسایی آن با شلاق سوزناک و عذاب اسفناک آن می‌زییم و زندگی می‌کنیم چه نسبتی با شادی و برپایی آیین نوروزی داریم؟! نوروز ما نو شد اما روزگار ما نو نشد و خورشید درخشان هرگز گرمابخش کویر سوزناک زندگی و برهوت تاریک سرگشتگی ما نگشته و در بام سرنوشت و ایوان سرد نتابیده و روشنی را مهمان سرنوشت فردی و اجتماعی خویش نکرده و به آن آشنایی حاصل نکرده و چهره بشاش و شاداب آن را ندیده و به رویش نخندیده‌ایم. نه خورشید بر سرنوشت ما تابیده و نه ما بر روی خورشید لبخند زده و از وی پذیرایی کرده‌ایم.»