• یکشنبه ۱۳ سرطان ۱۳۹۵ - ۱۵:۴۱
    حسین بی‌نوا
    «اما در این تازگی‌ها زمزمه روشنایی به گوش می‌رسد که جرقه‌های امید را در دل من و هم‌نسلانم بشارت می‌دهد. این زمزمه روشنایی و تلاوت آیاتی از جنس خورشید بعد از توفان تبسم خونین گلوهای بریده در بیستم عقرب، به ارمغان نشسته و به گوش می‌رسد و احساس می‌شود که علارغم خیانت‌های ظالمانه و نابخشودنی دیو سیرتان و معامله‌گری‌های پیدا و پنهان زنبارگان و اغواگری‌های ممتد و پیاپی اجیر شدگان، انگار خورشیدی، نه از افق کوه‌ها و قله‌های بلند و مغرور که از پهن دشت دامنه توده‌ها و از ساحل چشم‌اندازهای ناپیدای مردم، طلوع خواهد کرد و این شب سیاه و این سرنوشت تباه را برای ابد دفن کرده و جنبش روشنایی را تبدیل به جشن روشنایی خواهد کرد.»