کد مطلب : 260
پنج شنبه ۳ میزان ۱۳۹۳ - ۲۰:۰۲
12048
فاقددیدگاه
عباسعلي جاويد

دررثای خورشید نهم (جوادالایمه) (ع)

Untitled-1%20copy
«شکوه وجلوه‌ی علمی امام جواد (ع) باکمی سن آن حضرت (8-9سالگی) چنان شگفت‌آور بودکه بهترین دانشمندان و قاضیان عصر، مانند: ابن ابی داود و قاضی یحی بن اکثم در مناظره با امام (ع) به کوچکی و عجز خود و عظمت علمی امام در حضور همگان اعتراف کردند. مساله‌ی فقهی قطع دست دزد، در مواجه‌ی ابن ابی داود و طرح فروعات مختلف آن از سوی امام که تفصیل آن درکتب فقهی آمده است، اعجاب همراه با تحسین همگان، حتی خلیفه‌ی وقت را برانگیخت».

 ذی قعده‌ی سال220 ه. ق. روز درد ناکی برای تمام شیعیان ودوست‌داران ولایت بود. معتصم عباسی به پندار خام خود، پایه‌های حکومت خود را در بغداد ازآن روز به بعد محکم می‌پنداشت. درحالیکه شش سال پس از جنایتش از تخت غصب حکومت سقوط کرد. بغداد، وداعی دوباره با محمد بن علی بن موسی الرضا(ع) داشت  و این بار مولود با برکت اسلام به زادگاه خود  مدینه باز نمی‌گشت. بلکه مسموم با جگری پاره پاره و دلی مغموم، درگوشه‌ی از بغداد در انتظار پیوستن به پدر بود.

امام جواد (ع) از8  تا 25 سالگی، امامت و پیشوایی مسلمانان را به بهترین شکل بر عهده داشت. آن حضرت در تمام سرزمینهای اسلامی، نمایندگان و سفرای ویژه داشت و شبکه‌ی ارتباطی امام با شیعیان گسترده و نقش‌آفرین بود.

درزمان ولایت امام جواد (ع) برای نخستین بار، جانشینی امامی پس از امام دیگر به طور جدی مطرح شد. شیعیان پس از شهادت امام رضا(ع) با توجه به سن کم ابن الرضا در زمینه‌ی امامت ایشان به یقین نرسیده بودند  ولی با پاسخهای صریح و روشن علمی امام به پرسشهای تمام دانشمندان درآن زمان و طرح مسایل جدید علمی و مبارزه‌ی روشنگرانه با فرقه‌های ضاله، چیزی نگذشت که درستی این جمله‌ی پدر بزرگوارشان امام رضا(ع) بر همگان ثابت شد که فرموده بود:” ما خاندانی هستیم که فرزندان ما از پدران، حقایق و معارف و علوم را کاملا به ارث می برند.”

شکوه وجلوه‌ی علمی امام جواد (ع) باکمی سن آن حضرت (8-9سالگی) چنان شگفت‌آور بودکه بهترین دانشمندان و قاضیان عصر، مانند: ابن ابی داود و قاضی یحی بن اکثم در مناظره با امام (ع) به کوچکی و عجز خود و عظمت علمی امام در حضور همگان اعتراف کردند. مساله‌ی فقهی قطع دست دزد،  در مواجه‌ی ابن ابی داود و طرح فروعات مختلف آن از سوی امام که تفصیل آن درکتب فقهی آمده است، اعجاب همراه با تحسین همگان، حتی خلیفه‌ی وقت را برانگیخت.

همچنین مناظره با یحی بن اکثم؛ قاضی القضات دستگاه مامون عباسی در مساله‌ی شکار در حال احرام و مسایل ظهار و لعان و… آن هم با آن تفصیل و توضیح  از سوی امام در سنین 8-9 سالگی، همگی گواه بر علوم ماورایی آن حضرت و شاهد صدق بر امامت و اتصال امام به عالم غیب و کسب علم از محضر لایزال الهی بوده است. امام (ع) در پرتو علم امامت، با پاسخهای قاطع و روشنگر خود هرگونه شک و تردید در باره‌ی پیشوایی خود را از بین می‌برد و امامت خود و حتی اصل امامت را تثبیت می‌کرد. ازین‌رو امامت امام هادی (ع) نیز که درخرد سالی به امامت رسید این موضوع،  مشکلی ایجاد نکرد زیرا برای همه روشن شده بود، خرد سالی با بهره‌مندی از منصب الهی امامت منافاتی ندارد.

شکوه و عظمت علمی امام (ع) چنان اوج گرفت که موافق و مخالف به آن لب به اعتراف گشوده و سخن گفته‌اند: اکنون سخن چند‌ی از مخالفان عقیدتی و فکری امام (ع)؛ جاحظ عثمانی معتزلی از مخالفان اهل بیت: “چه بگویم در جلالت و مقام امام جواد و عظمت و کمال جلال او، حضرتش در میان ایمه سنش از همه کمتر و قدر و شانش اعظم است. او در اندک مدتی از عمر شریفش، کراماتی بسیار ازخود نشان داده و معارج کمال را طی کرده است.”

ابن صباغ مالکی: ” امام جواد با رشحات و تراوش دانش و بینش خود اثرها گذاشته و از نفحات و ریزش فضل کمالش، بی‌اندازه و شمار، فیوضاتی به عالم علم، نثار نموده  چه با مجالس و محافلی که متکلم به احکام گردیده و از مسایل، حلال و حرام را بیان کرده و زبان خصم و دشمنان را با منطق صحیح وگفتار ملیح خود  الکن وکلیل کرده  ویا در انجمن و محافل خطبا و بلغا همه را تحت شعاع قرارداده است.”

باری امام جواد (ع) با جود علمی و عملی خویش در اندک مدت از عمرشریف و پر برکتش شاگردان و آموزندگانی با چهره‌های درخشان تعلیم و تربیت کرد که برای نمونه به برخی اشاره می‌کنیم: علی بن مهزیار، احمدبن محمد ابی نصر بزنطی، زکریا بن‌آدم، محمد بن اسماعیل بن بزیع و…. که مجال پرداختن به همه‌ی آنها نیست.

در فرجام، از باب تیمن به برخی از فرمایشات درر بار آن حضرت اشاره می‌نمایم: پارسایی زینت فقر است، شکر زینت توانگری، شکیبایی زینت بلاست، گویایی زینت سخن  و نگهداری و ضبط دقیق زینت روایت  و تواضع زینت دانش و ادب زینت خرد وگشاده‌رویی زینت کرم، و منت ننهادن زینت احسان و نیکی است. توجه و حضور قلب زینت نماز  و ترک کارهای بی‌هوده زینت تقوی و پرهیزکاری است.

آری چنین بود که خورشید را تاب نیاوردند: دانه‌های بی تقصیر انگور از مسیر انگشتها تاکام حضرتش هزار بار زنده شده و مردند در حالیکه شیطان درگرد دختر مامون پرسه می‌زد. انگور اگر می‌توانست فریاد می‌کشید وسم، خود را مسموم می‌کرد. ماه و مهر هردو از آسمان مدینه رخت بربسته و غربت توس و بغداد صورت مغموم‌شان را در برگرفته است. همیشه شب را یارای تحمل نورنیست. همیشه شب هرچند با فانوسها و روشنایی‌های کوچک بسازد، هرگز تاب  تحمل را نخواهد داشت.

خورشید یعنی پایان شب یعنی ذوب دستهای یخی ستم؛ یعنی تولد و شکوفایی، مهربانی و یعنی ….  سردمداران حکومت جور وخود‌خواهی چگونه با خورشید مدارا کنند؟!!! والسلام علیه یوم ولد ویوم شهد ویوم یبعث حیا…

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما