اسلام؛ روایت رمانتیک از اسلام! (نگاهی به کتاب «اسلام» نوشتهی علی امیری)
«اسلام»، کتاب سوم علی امیری است. این کتاب پس از نشر «خواب خرد» و «خرد آواره»، در سال۱۳۹۴ از سوی «انتشارات دانشگاه ابنسینا» نشر گردیده؛ و توسط «انتشارات امیری» به چاپ رسیده است. باری و بههرحال، امیری در پیش گفتار کتابش، مینویسد: «اسلام، یکی از سزاوار مطالعهترین واقعیتهای اجتماعی و تاریخی ما است. نقش اسلام، هم بهعنوان یک دین، هم بهعنوان یک فرهنگ و هم به حیث نوعی نظم و سامان سیاسی، در زندگی ما نا زدودنی است.»(اسلام، ص۱۱)
با این دید و با نوعی نگاه به «خرد آواره»، انتظار میرود که؛ «اسلام» امیری، روایت متفاوتتر از سایر کتبی به دست دهد، که تا هنوز در باب دین اسلام نوشتهشده است. حداقل، پرسش این است که؛ «کتاب اسلام» چه نوری بر تاریکیهای کنونی جهان اسلام میافکند؟ آیا، «اسلام» توانسته راهحلی برای بیرون رفت از انحطاطی که جهان اسلام با آن درگیر است، ارایه دهد؟ بالاخره، حرف اصلی امیری در این کتاب چیست؟
کتاب اسلام، به هیچیکی ازاینگونه پرسشها، پاسخی روشنی نمیدهد. امیری، تا توانسته روایت نقل کرده و اغلب روایتها بر عیار تحلیل و تاویل هم استوار نگردیده است. روایت پشت روایت، آمده است. اما هیچ برداشتی به نفع وضع کنونی و «اسلام معاصر» از درون آنها استخراجنشده است. اسلام با زبان شیک و رمانتیک به سراغ گزارههای دینی، که از سالها بدین سو آماج بحث بسیاری از روشنفکران مسلمان و غیرمسلمان بوده، رفته است. اما خودش هیچگونه حرف درست و حسابی، برای درمان بیماریهایی که تن «اسلام معاصر» را نوازش میدهد، ندارد. ازاینرو بیتقارن نخواهد بود؛ که «اسلام» را «روایت رمانتیک از اسلام» نام دهیم.
دین اسلام در یک بستر اجتماعی- تاریخی برای پاسخ به یک سری اقتضاآت عصرش پا گرفت و سپس انتشار یافت. قرآن، کتابی است که از سوی پیامبر برای جهانیان و پیروان این دین، تبلیغ شد. نقش قرآن در اسلام، تا آن حد اساسی است؛ که میشود قرآن را «مانیفست اسلام» خواند.
بدینسان، مطمینترین آدرس برای فهم و شناخت دین اسلام، که «اسلام» امیری ادعای آن را دارد، همانا خود قرآن است. کتاب اسلام، اما ازاینجهت خیلی فقیر است. و نتوانسته رابطهی معناداری با قرآن برقرار سازد. اگرچه، نقلقولهایی از آیات قرآن، در برخی از جاهای کتاب به چشم میخورد. اما از همین آیات هم نتایج مفید و معنامندی برای درمان بیماریهای اسلام معاصر، گرفته نشده است. خلاصه «اسلام»، برداشت آزاد و البته رمانتیزهی از برخی از کتبی است که تا امروز در باب اسلام و قرآن، نوشتهشده است. علی امیری با عنایت به این آثار «معرفینامهی موجز و مختصری از دین اسلام» به دست داده است. و برای کسانی که تازه میخواهند؛ در باب اسلام و گزارههایی سرشار از اشارات و کنایات این دین، معلوماتشان را بالا ببرند و یا میخواهند با اسلام آشنایی یابند، میتواند مفید باشد. آقای امیری، غرض از نوشتن کتاب «اسلام» را، چنین بیان میدارد: «من بهطور نسبی کوششهایی را که برای عرضه علمی اسلام صورت گرفته است ازنظر گذراندهام. اثر کنونی با عنایت به نقاط ضعف و قوت آن آثار نگاشته شده است.»(اسلام، ص۱۳)
همانگونه که بهاجمال اشاره شد، قرآن و اسلام در بستر اجتماعی مشخص و با در نظر داشت وضعیت تاریخی حاکم در جهان، شکل گرفت. هر متنی، زمانی میتواند، مفید و معنادار واقع شود که با عنایت به بستری اجتماعی- فرهنگی که در آن خلقشده است، داد سخن در دهد. بستر اجتماعیای که «اسلام» امیری، در آن نوشتهشده است؛ بستر انحطاط است. این بستر واجد دشواریهایی بسیار است. کاروان اسلام، که در اوایل با سرعت وصفناپذیر اطراف جهان را دور زد. و از شبهقاره هند تا اسپانیا و اندلس، انتشار یافت؛ دیریست آن رمق اولینش را ازدستداده است. اکنون، پیام اسلام از آدرس داعش و القاعده و شبکه حقانی در جهان انتشار مییابد. و برداشت اکثریت مردم دنیا از اسلام؛ دین تروریزم و دین وحشت است. میدانیم که نویسندهی کتاب «اسلام» با برداشتهای داعش و القاعده و هر گروهی که از این سنخ، از اسلام، مخالف است، ولی خوب بود دربارهی این گروهها، که به نحوی هرکدام، مدعی برداشت درست از اسلام است؛ نیز نویسنده باب بحث را میگشود؛ تا آن ادعای «اسلام» که میخواهد «تصویری از وضعیت تاریخی اسلام، همراه با بحران کنونی آن»(اسلام، ص۱۹) ارایه دهد، به واقعیت میپیوست.
با در نظر داشت آنچه، گفته آمدیم؛ میشود نتیجه گرفت که «اسلام» در شرایط عدم التفات به بستر اجتماعی- فرهنگیای که، یکی از خصلتهای آن انحطاط مزمن و فراگیر است؛ داد سخن درداده است. و همین عدم التفات به بستر اجتماعی-که کتاب در آن خلقشده است- سبب گردیده، که «اسلام» کتاب کمبهره و در موضوع خود ناکام باشد. والسلام.

(
(
این کتاب را فایل PDF میخواهم برای خواندن