کد مطلب : 953
چهارشنبه ۲۵ سنبله ۱۳۹۴ - ۱۲:۲۶
8988
فاقددیدگاه
حمید صابری

اشرف غنی؛ از اقدامات اصلاحی تا گفتار درمانی!!

n00056444-b
«آری! در این مدت كه اشرف غنی بر چوكی قدرت تكیه زده است به جای اینکه اقدمات اصلاحی روی دست گرفته و امور سیاسی، اجتماعی، نظامی، امنیتی اقتصادی کشور را اصلاح نماید به انحصار قدرت و قومی کردن سیاست رو آورده و اوضاع شکننده و بحرانی را بیش ار پیش متشنج نموده و کشور را به سوی بحران‌های خطرناک و نابود کننده سوق داده و نزدیک است که به دره‌ی هولناک نابودی سقوط دهد. امروزه کشور شاید در بدترین شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و ... قرار دارد.»

مدت قریب به یک سال از تشکیل دولت وحدت ملی به رهبری اشرف غنی می‌گذرد. در این مدت آقای غنی اقداماتی را به منظور جلب توجه افکار عمومی و ارایه یک چهره خوب و قابل قبول از خود به نمایش گذاشته است. غنی از اینکه بر اساس یک توافق سیاسی بر کرسی قدرت تکیه زده از خلای مشروعیت سیاسی و از فقدان پایگاه اجتماعی به عنوان مقام ریاست جمهوری (که برخاسته از یک انتخابات مشروع و قانونی بوده باشد) رنج برده و در عذاب است. وی از اینکه در این مدت حاکمیت خود هیچ گامی به جلو بر نداشته و در همه عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شکست خورده و دست‌آوردی برای مردم نداشته احساس درماندگی و باختن قافیه تنگ ریاست در انحصار بیت‌الغزل قدرت را می‌کند.

بر این اساس برای سرپوش‌گذاری روی ناکامی‌ها و خیانت‌ها و جنایت‌های خویش و همچنین برای فریب افکار عمومی از شکست‌هایش در عرصه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، اجتماعی؛ اقدام به مانورهای گفتار درمانی و جنگ زرگری با پاکستان راه انداختن را در دستور کار خویش قرار می‌دهد. مکانیسم دفاع روانی اشرف‌غنی ایجاد می‌کند که به خاطر بربادی آب‌رو و آسیب‌دیدگی حیثیت سیاسی‌شان به دلیل بی‌کفایتی و بدتر شدن اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور و فرار مردم و پناهنده شدن آنان و فرار سرمایه‌های داخلی و خارجی؛ این آسیب‌ها را جبران کرده و تا حدودی ذهنیت‌های شکل گرفته در این مدت و ناکامی‌های گسترده دوران حکومت خویش را با هیاهو و تبلیغات و مانورهای از قبیل شعارهای اصلاحی و زدودن فساد اداری و … بزدایند و شخصیت آسیب‌دیده خویش را دوباره بازسازی و نوسازی نماید.

آقای غنی در طول دوران حاکمیت خویش ثابت ساخت که در هیچ عرصه‌یی نه تنها موفق نبوده که اوضاع را از آنچه بوده بدتر نیز کرده و شیرازه حکومت وی عنقریب است که از هم بپاشد و دولت وحدت ملی وی متلاشی گردد. عدم صداقت و توانایی مدیریتی وی در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و … برای همه مردم مبرهن و هویدا گردیده و حنای ایشان دیگر رنگی برای مردم ندارد. ایشان اگر در ادعاهای خود صادق و شخصیتی شایسته‌گرا می‌بود و نسبت به آحاد ملت افغانستان نگاهی بدون تعصب و تبعیض می‌داشت به پشتونیزه کردن قدرت در کشور مبادرت نمی‌ورزید و زمینه مشارکت اقوام را به شکل عادلانه و متوازن در پست‌های سیاسی و ادارات دولتی فراهم می‌نمود.

هرچند ملت افغانستان به خاطر نجات یافتن از یک مهلکه هولناک، از اینکه دولت وحدت ملی تشکیل گردیده و کشور از یک بحران بسیار خطرناک و جدی نجات یافته رضایت تلخ و ننگینی توام با سکوت را پیشه کرده و واکنشی از خود بروز نمی‌د‌هند ولی این رضایت، رضایت ارادی و از روی آزادی نیست که از سر ناچاری و درماندگی است. رضایت از سرناچاری و درماندگی چه‌قدر تلخ و سوزناک و دردآور است.!؟؟ این نوع رضایت، همان نوع رضایتی است که حضرت علی گفت خار در چشم و استخوان در گلو درین مدت بیست و پنج سال سکوت کرده و رضایت دادم تا اسلام آسیب دیده و از بین نرود. دردآورتر از این رضایت چه می‌تواند بود که انسان به خاطر خیانت کسانی نتواند احقاق حق نماید و به خاطر مصلحتی سکوت پیشه و تن به رضایت دهد.

آری! در این مدت که اشرف غنی بر چوکی قدرت تکیه زده است به جای اینکه اقدمات اصلاحی روی دست گرفته و امور سیاسی، اجتماعی، نظامی، امنیتی اقتصادی کشور را اصلاح نماید به انحصار قدرت و قومی کردن سیاست رو آورده و اوضاع شکننده و بحرانی را بیش ار پیش متشنج نموده و کشور را به سوی بحران‌های خطرناک و نابود کننده سوق داده و نزدیک است که به دره‌ی هولناک نابودی سقوط دهد. امروزه کشور شاید در بدترین شرایط سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و … قرار دارد. آقای غنی این مساله را متوجه شده که مردم افغانستان دچار یاس و ناامیدی شدید گردیده و امید خویش را از بهبودی اوضاع از دست داده و هر که توان مالی و رمق در بدن دارند کشور را ترک گفته راهی دیار غربت و پناه‌گزینی در کشورهای دور می‌گردند. از این‌رو به جای اقدام‌های اصلاحی (که نه توان آن را دارد و نه قصدو نیت‌اش را) به گفتارهای ترمیمی و شعارهای احساسی و به دروغ و فریب افکار عمومی متوسل شده و در همه سخنرانی‌هایش به گفتار درمانی مبادرت می‌ورزد.

آقای غنی در دوران انتخابات با طرفند گفتار، عده‌ی از به اصطلاح روشنفکران ادعایی هزاره‌ها و سایر اقشار مردم را فریفت و در دور و بر خود گرد آورد و فریب‌شان داد اما گذشت زمان سحر کلام او را باطل کرد و مردم متوجه شدند که در این مدت اسیر جادوی کلام اشرف غنی گردیده و او قبل از آنکه یک سیاست‌گر صادق و صمیمی و مردم دوست باشد یک ترفندگر شیادی است که با جادوی کلام و سحر گفتار مردم را می‌فریبند و دیگر هیچ هنر و شایستگی و تعهد و … ندارد. از همین‌رو آقای غنی به جای اقدامات اصلاحی به گفتار درمانی رو آورده و گفتارهای را به منظور ترمیم چهره مخدوش شده خویش بیان می‌کند.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما