کد مطلب : 264
یکشنبه ۲ سنبله ۱۳۹۳ - ۲۰:۰۸
8295
فاقددیدگاه
عباسعلي جاويد

سوگنامه‌ی بزرگ آموزگار علم ومعرفت

jafar
«در این نوشته به گوشه‌ی از فضایل و ترسیم برخی از خطوط تابناک زندگانی آن امام بزرگ در حد توان پرداخته شد وگرنه بررسی ابعاد زندگی پر برکت امام آن گونه که شایسته آن امام بزرگ است در توان امثال ما نیست. به عنوان مثال در شرح و تفسیر یکی از رساله‌های که از آن حضرت نقل شده به نام* توحید مفضل* که خود مسایل و مطالب بلند و محکم توحید و معارف ارزشمند دیگر را دارا می‌باشد، بزرگان اهل علم رساله‌ها نوشته‌اند».

«در رثايي ششمین ستاره درخشان سپهرامامت حضرت امام جعفر صادق(ع)»

تاریخ پربار تشیع که تاریخ پرحادثه‌ی اسلام واقعی ست، در هر برگ خود نمایشگر چهره‌ی راستین از انسانهایی‌ست که هر یک در زمان خود کشتی نجات جامعه و چراغ راه گمراهان بودند. اسلام اصیل و بی انحراف، از هنگامه‌ی چشمه‌سار یوم الغدیر و ابلاغ پیام عصاره‌ی رسالت از سوی پیامبر گرامی(ص) همواره در چهره‌ی این بزرگ مردان تجلی داشته است، و درخت بلند دانش و فضیلت این بزرگواران، سایه‌سار آسودگی رهروانی بوده که به حقیقت عشق می‌ورزیدند، و اسلام خدا و محمد(ص) را بی شایبه‌ی دستبرد طاغوتان و ستمگران می‌جستند. و کیست که نداند این چشمه‌ساران همواره زلال عقیده و عمل، امواجی از دریای وحی و نبوتند، و این سرافرازان دشت‌های ایثار و امید، شاخه‌های از درختان باغ امامت و عصمتند.

امامت خاندان پاک پیامبر، که تداوم راه آن حضرت را با خون خود پاس می‌داشتند و بر شانه‌های توانای خود خورشید قرآن و توحید را حمل می‌کردند؛ برترین عامل نجات اسلام و حراست آن از دستبرد راه زنان تاریخ بوده است. و کسی جز آنکه کور باشد یا چشم خود را انکار کند نمی‌تواند این حقیقت بزرگ و درخشان را بر پیشانی زخمگین اسلام پیامبر نادیده بگیرد که هر سنگ که از جانب دشمنان اسلام و متولیان کفر جاهلی به هرگونه و به هر شکل به سوی اسلام نشانه رفته است، یا بر سینه‌ی امامان شیعه فرود آمده است یا بر سر پیروان راستین آنان…

آری، قامت رسای پیشوایان بزرگ ما، سپر هر سنگ و بلا می‌بود تا اسلام نا شکسته بماند، و راهیان وادی‌های دور قرون، همواره بر سر چشمه‌ی زلال اسلام راستین، بی کدورت خس‌وخاشاک کفر و ستم ره برند. و دیدیم که شایستگان این طریق بدان سرچشمه ره برده و به آن نایل شدند، و با آنکه دشمن از هیچ جنایتی فروگذار نمی‌کرد آن سرچشمه‌ی روشن برای صاحب دلان روشن‌بین هرگز انباشته از خاک و پوشیده به خاشاک نماند.

امام بزرگ ما ششمین خورشید آسمان امامت به مقتضای وقت و موقعیت از درخشنده‌ترین این سلاله عظیم شد، و تابش علومش اسلام را چنان در نور احیا کرد که پیش‌تر، فروغ تابناک علم و عدل و احسان علی(ع) و درخشش شرف و شجاعت حسینی اسلام را زنده نگه داشته بود. پیشوای سترگ ما صادق آل محمد(ص) برایمان و عقیده‌ی ما همان حق را دارد که جهاد علی(ع) ، خون حسین(ع) و اشک زهرا و زینب(س)دارند. امام عزیز ما جعفر بن محمد(ع) با نهضت علمی خود افق معارف اسلام را چنان گسترش داد که دیگر توطيه‌های دربار خلیفگان نتوانند جلوی فوران انوار معرفت  را سد کند و می‌بینیم که یک نسل بعد هنگامی که امام رضا (ع) به نیشابور وارد می‌شود هزاران جان مشتاق با تمام وجود سراپا گوشند تا سخنی از راهبر و پیشوای خود بشنوند و بنویسند و این همه نشانگر برد و گستره‌ی نهضت علمی امام صادق (ع) بوده است.

سفره‌ی گسترده‌ی فیض امام چنان عام و همه‌گیر بود که نه تنها پیروان، که مخالفان نیز از آن بهره‌مند شدند، آن گونه که اولین امام فقه اهل سنت (ابوحنیفه) افتخار آن را دارد که دو سال در مکتب پربار امام(ع) آموزش دیده است، و خود این دو سال را ریشه‌ی آگاهی‌های فقهی خود می‌شمرد:” لولاالسنتان لهلک النعمان”. در مکتب صادق آل محمد(ص) مردان نام آوری در علوم گوناگون تربیت شدند که هر یک در تاریخ معارف اسلامی چهره‌ی درخشان به شمار می‌روند :  زراره و محمد بن مسلم در فقه، هشام و مومن طاق در فلسفه و کلام، مفضل و صفوان در معارف و عرفان ، جابر بن حیان در ریاضی و علوم تجربی…. و بسیاری مردان افتخار آفرین دیگر که هر یک از پایه‌گذاران علوم و فنون اسلامی به شمار می‌روند.

در این نوشته به گوشه‌ی از فضایل و ترسیم برخی از خطوط تابناک زندگانی آن امام بزرگ در حد توان پرداخته شد وگرنه بررسی ابعاد زندگی پر برکت امام آن گونه که شایسته آن امام بزرگ است در توان امثال ما نیست.  به عنوان مثال در شرح و تفسیر یکی از رساله‌های که از آن حضرت نقل شده به نام* توحید مفضل* که خود مسایل و مطالب بلند و محکم توحید و معارف ارزشمند دیگر را دارا می‌باشد، بزرگان اهل علم رساله‌ها نوشته‌اند. در فرجام، سوگنامه‌ی کوتاه را از زبان شاعر فداکار نسبت به آن امام همام تقدیم می‌نماییم:

” هنگامی که حاملان پیکر شورا بر شانه‌ها به سوی گورستان می‌بردند

گفتم: آیا می‌دانید کدام بزرگ مردی را به سوی خاک می‌برید؟

دریغا  کوهساری بلند از اوج رفعت به نشیب آمده در گوری مدفون می‌شود

بامداد بر مرقد او خاک خواهند ریخت،  سزاوار آنست که در فقدان او خاک‌برسر خویش بریزیم

درود خدا و فرشتگان و صالحان و مومنان و پاکان بر او باد همیشه تا هرگاه

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما