کد مطلب : 257
سه شنبه ۲ جدی ۱۳۹۳ - ۱۹:۵۶
14609
فاقددیدگاه
عباسعلي جاويد

در رثای هشتمین خورشید سپهر امامت ،عالم آل محمد(ص) حضرت امام رضا(ع)

amam reza
« پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا(ع) با آنکه به اجبار بود اما این پذیرش با شرایطی بود که در حکم نپذیرفتن می‌نمود، در عین حال شهرت این مساله در سرزمینهای دور و نزدیک اسلام، و اینکه مامون اعتراف کرده است که امام رضا(ع) پیشوا و رهبر امت و سزاوار خلافت است، و مامون از ایشان خواسته خلافت را بپذیرد و نپپذیرفته و با اصرار مامون ولایتعهدی را با شرایطی پذیرفته است، همین مساله خود در ژرفای عمل به سود روش امام و شکستی برای سیاست خلیفگان بود».

رهبری امامان معصوم ما در نظام جهان معنا و معنویت و برای ادامه‌ی حیات اسلام و مسلمین، به آفتاب و نور وگرمای آن می‌ماند؛ آن رهبران معصوم در شرایط ویژه‌ی هر زمان، و در ابعاد مختلف اقتضايات و ضرورتهای هر دوره به درخشش و تابش و رهنمایی و پرورش پیروان و رهپویان ادامه می‌دادند. در رهگذر ویژگیهای عصر خود به گونه‌ی تجلی داشتند. ازهمین‌رو، برخی در میدان رزم حماسه می‌آفریدند و پیام خون پاک خویش به جهان می‌رساندند و برخی بر منبر درس به گسترش علوم و معارف همت می‌گماشتند.

برخی با تحمل شکنجه و زندان با طاغوتیان به مبارزه بر می‌خاستند و … در هرحال به فروغ افکنی در جامعه  و بیدارسازی و پرورش رهروان اشتغال داشتند و اگر به رعایت ضرورتها در عمل آنها تفاوتهای دیده می‌شود، در هدف یکسان بودند. هدف آنان، خدا و راه او و ترویج دین وآیین و پرورش بندگان او بود. باری، امامان پاک ما (ع) به جهت مقام عصمت  و امامت که ویژه‌ی ایشان بود، و به حکم علم و حکمتی که لازمه‌ی امامت و موهبتی الهی است و به تایید خاص خدای متعال، بر ضرورتها و ویژگیهای عصرخویش از هرکس دیگر آگاه‌تر و به روش رهبری از همه داناتر بودند؛ و این حقیقت برآناني‌که به اسلام واقعی و بی انحراف معتقدند و برتعیین امام به فرمان خدا و به فرموده‌ی پیامبر(ص) در صحنه ی تاریخ‌ساز غدیر باور دارند ، چیزی روشن و غیر قابل انکاراست.

تاریخ زندگانی امامان بزرگ ما پر از وقایعی است که از همین علم و بینش الهی آن بزرگواران حکایت می‌کند. به جهت همین آگاهی ژرف امام از همه سوی جامعه و عصرخویش و نیز به جهت علم و اطلاع امام برحقایق عالم هستی وآگاهی او از آنچه تا رستاخیز به وقوع می‌پیوندد، که امامان معصوم ما با ظرافت عمل، دقیقترین روشها را در برخورد با مسایل عصر خویش و در پیشبرد هدفهای الهی به کار می‌بستند؛ به عنوان مثال امام رضا(ع) بعد از پدر گرامی‌يش در حکومت هارون بی‌محابا به معرفی خود و تبلیغ امامت پرداخت چنانکه یاران آن حضرت بر او بیمناک شدند اما امام فرمودند: “اگر ابوجهل توانست مویی از سر پیامبر کم کند هارون نیز می‌تواند به من زیانی برساند.” یعنی امام (ع) کاملا آگاه بود که هنوز از عمر شریفش سالها باقی است و این آگاهی خود در شناخت روش و عمل آن بزرگواران تاثیر به سزایی داشت.

هشتمین امام و راهبر بزرگ ما علی بن موسی الرضا(ع) در عصری می‌زیست که خلافت ننگین عباسیان در اوج خود بود، زیرا سلسله‌ی بنی‌عباس پادشاهانی بزرگتر از هارون و مامون ندارد، و ازسوی دیگر سیاست بنی‌عباس در برابر ایمه(ع) به ویژه از زمان امام رضا(ع) به بعد سیاستی پر از مکر و فریب و همراه با نفاق و تظاهر بود، آنان باآنکه به خون خاندان امامت تشنه بودند برای ایمنی از شورش علویان و جلب شیعیان سعی داشتند وانمود کنند که روابط صمیمانه با خاندان امیرمومنان دارند و بدینوسیله مشروعیت خویش را تامین کنند و اوج این سیاست خدعه‌آمیز را در حکومت مامون می‌توان دید…

امام رضا (ع) در برابر این شگرد فریبنده‌ی مامون با ظرافت عملی بی‌مانند، روشی اتخاذ کرد که هم خواسته‌ی مامون تامین نشود و هم سراسر بلاد پهناور اسلامی به حق نزدیک شوند و دریابند خلافت حقیقی و راستین اسلامی صرفا از طرف خدای متعال و پیامبر بر عهده‌ی امامان است وکسی جزآنان شایسته و سزاوار این مقام نیست. خلفای اموی و عباسی معمولا ایمه (ع) را زیر نظر و مراقبت شدید داشتند و از تماس مردم با آنان جلوگیری می‌کردند و سعی‌شان برگمنام داشتن و ناشناخته ماندن آن راهبران بود و ازین‌رو توسط خلفا مقتول یا مسموم می‌شدند.

پذیرش ولایتعهدی از سوی امام رضا(ع) با آنکه به اجبار بود اما این پذیرش با شرایطی بود که در حکم نپذیرفتن می‌نمود، در عین حال  شهرت این مساله در سرزمینهای دور و نزدیک اسلام، و اینکه مامون اعتراف کرده است که امام رضا(ع) پیشوا و رهبر امت و سزاوار خلافت است، و مامون از ایشان خواسته خلافت را بپذیرد و نپپذیرفته و با اصرار مامون ولایتعهدی را با شرایطی پذیرفته است، همین مساله خود در ژرفای عمل به سود روش امام و شکستی برای سیاست خلیفگان بود … امام رضا(ع) این جریان را با شورای تحمیلی عمر برعلی (ع) تشبیه نموده که درآن حادثه وقتی برخی از یاران از حضرت امیر پرسیدند باآنکه می‌دانی خلافت را به تو نمی‌دهند چرادراین شوری شرکت می‌کنی ؟ فرمود: عمر بعد از پیامبر با جعل حدیثی اعلام کرد پیامبر فرموده است:” نبوت و امامت هردو در یک بیت و خانه جمع نمی‌شود” یعنی مرا به زعم خود با استناد به قول پیامبر از خلافت به دور نگهداشتند و سزاوار این کار ندانستند !!! و اینک عمر پیشنهادکرده است من دراین شوری شرکت کنم و مرا شایسته‌ی خلافت معرفی کرده است. من دراین شوری وارد می‌شوم تا اثبات کنم کار عمر با روایت او نمی‌سازد.

آری یکی از پیامدهای ولایتعهدی امام رضا(ع) همین بودکه جامعه‌ی وسیع اسلامی دریافت، شایسته‌ها برای خلافت کیستند و مامون با عمل خود برچه حقیقتی اعتراف کرده است. دراین رهگذر امام از مدینه تا مرو در شهرهای مختلفی از بلاد اسلام با مردم روبرو شد و مسلمین درآن زمان که با نبود وسایل ارتباط جمعی از بسیاری آگاهیها محروم بودند او را ملاقات کردند و حق را مشاهده نمودند، که اثرات مثبت آن در نیشابور و هجوم مردم مشتاق و در نمازعید در مرو و… وآشنایی بسیاری از متفکران و دانشمندان مختلف که در مرو با امام به مناظره و بحث نشستند و اثبات عظمت علمی امام و شکست مامون و خنثی شدن توطيه‌هایش برای تحقیرامام (ع) را باید از اثرات مثبت سیاست امام تلقی نمود که البته به بررسی تفصیلی نیاز دارد.

سرانجام مامون دریافت که به هیچ‌روی نمی‌تواند از وجود امام به نفع سیاست خود استفاده کند و عظمت امام و توجه و احترام روزافزون جامعه به آن حضرت که روز به روز اوج می‌گرفت و مامون می‌دانست هرچه بیشتر بگذرد حقانیت امام و تزویر مامون آشکارتر می‌شود و از سوی دیگر، نارضایتی و حتی مخالفت عباسیان که در بغداد با بیعت با ابراهیم بن مهدی عباسی آن را با صراحت اعلام کردند و بدین‌ترتیب حکومت مامون از جهات مختلف به خطر افتاده بود لذا پنهانی در صدد قتل امام برآمده و آن حضرت را مسموم و به شهادت رساند. امام رضا(ع) درآن هنگام پنجا و پنج سال داشت.!!! درود وسلام خداوند بزرگ و پیامبر و پاکان و نیکان بر روح مقدس و متعالی آن امام همام، همیشه تا هرگاه!!!

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما