کد مطلب : 2379
جمعه ۲۰ ثور ۱۳۹۸ - ۲:۴۵
9040
فاقددیدگاه
دکتر عبد الخالق فصیحی

جنبش روشنایی و ضرورت محوریت سیاسی

TUTAP KAbul Protest
«پس با توجه به این وضعیت، وجود جریان سیاسی مستقل و مردمی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. هزاره‌ها برای این‌که بتوانند هم مرگ مظلومانه خود را از بی‌هزینگی برون آورند، به آشفتگی‌های فلج‌کننده داخلی فایق آمده و هم روابط بیرونی را سامان بخشند، به چنین جریانی نیاز حیاتی دارند. این نیازمندی تاریخی، نه‌تنها با ظرفیت‌های برآورده نشد و در قالب آن منافع مردم دنبال نگردید که حتی در نقش پیش‌مرگ‌های فاشیست عمل کرده و مردم را بی‌کس‌تر از هرزمانی ساختند.»

جنبش‌ روشنایی در واقع تنها واکنش جمعی و نمونه عینی نارضایتی‌ عمومی اجتناب‌ناپذیر در برابر ظلم، بی‌عدالتی و تبعیض سیستماتیک است. حاکمان پشتون در طول تاریخ و اشرف غنی در زمان فعلی، عاملان اصلی این نابرابری‌ها و تبعیض‌های حساب‌شده علیه هزاره‌ها بوده‌اند. طبیعی است که مردم عدالت‌خواه و به‌خصوص نسل بیدار امروز به‌حکم این‌که حیات و مرگ هر ضدی با بود و نبود ضد دیگر امکان‌پذیر است، حرکت‌های اعتراضی مدنی را در قالب جنبش روشنایی نظم بخشیدند تا بفهمانند که مرگ بی‌عدالتی با عدالت‌طلبی میسر است. تاکنون این شکوه اجتماعی و تاریخی همراه با مطالبات بر حق مردمی و رفع تبعیض از سنگر مدنیت که مظهر عینی آن قلم به‌جای تفنگ است، پیش رفته است. اما به نظر می‌رسد که ریشه‌های این ضد «تبعیض و نابرابری» چنان در خاک عصبیت قومی و ظلم تاریخی فرورفته رشد کرده است که به‌راحتی نمی‌شود تنها با حرکت‌های مدنی مرگ آن را انتظار کشید و یا به بهانه تعامل و همزیستی مسالمت‌آمیز با او کنار آمد.

پس چاره چیست و برای خلاصی از آن، چه باید کرد؟ به نظر می‌رسد که هزاره‌ها قبل از هر چیز نیازمند یک جریان محوری سیاسی مقتدر است تا بتوانند منافع مردم را با حداقل آشفتگی دنبال کنند. چراکه دولت قومی موجود و گروه‌های تروریستی همدست آن، روزانه فاجعه می‌آفرینند و هدفمندانه از مردم بی‌گناه هزاره، قربانی می‌گیرند. احزاب سیاسی هزارگی نیز که در قالب دولت فاشیستی غنی زندگی مرده‌واری را می‌گذرانند، جز مایه ننگ ابدی جایگاهی دیگری ندارند. مداخله‌گران خارجی و منطقه‌ای نیز قتل‌عام هدفمند مردم هزاره و نیز هدایت یافتن عامدانه حملات تروریستی و ناامنی در مناطق محروم هزاره نشین را یک فرصت برای ادامه دخالت‌های خود می‌دانند تا اعمال ضد بشری. به لحاظ سیاسی، هزاره‌ها نه در قدرت سهیم‌اند تا به جرم شریک بودن دولت دست‌نشانده کفر و الحاد مستحق سلاخی باشند و نه مانند دیگران دزد، آدم کش و انتحارگراند تا به‌حکم عصیان علیه انسانیت سربریده شوند. دولت فاشیست، تروریست‌های قومی و حمایتگران بیرونی آنان هم به‌هیچ‌وجه برای بیچارگی هزاره اشک نریخته که اصلا قتل‌عام این مردم را یک جنایت خاموش، بی‌پاسخ و در حقیقت خون‌های بی‌رنگ می‌دانند.

پس با توجه به این وضعیت، وجود جریان سیاسی مستقل و مردمی یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر است. هزاره‌ها برای این‌که بتوانند هم مرگ مظلومانه خود را از بی‌هزینگی برون آورند، به آشفتگی‌های فلج‌کننده داخلی فایق آمده و هم روابط بیرونی را سامان بخشند، به چنین جریانی نیاز حیاتی دارند. این نیازمندی تاریخی، نه‌تنها با ظرفیت‌های برآورده نشد و در قالب آن منافع مردم دنبال نگردید که حتی در نقش پیش‌مرگ‌های فاشیست عمل کرده و مردم را بی‌کس‌تر از هرزمانی ساختند. اما جنبش روشنایی و نسل متعهد و عدالت‌خواه پیش برنده آن تنها ظرفیتی آماده و امیدبخشی می‌ماند که احساس می‌شود باید از حالت مبارزات مدنی صرف تغییر روش داده و یک هسته مرکزی سیاسی مطمین و قابل‌اعتماد مردمی را شکل بخشند. چون جنبش روشنایی تا هنوز نشان داده است که بر سر مطالبات مردمی وفادار مانده، از تعهدات خود در برابر خون‌هایی شهدا پا پس نکشیده و وارد معاملات شخصی نشده است. پس لازم است یک‌بار دیگر با خون شهدا پیمان بسته و بااحساس مدام تلخی فاجعه دهمزنگ، شیرینی قدرت و شهرت را در کام خود حرام کرده و با حضور قدرتمند دست مردم بی‌پناه خود را با قوت قلب تمام بفشارند. جنبش روشنایی با تغییر روش مبارزاتی و باایمانی به پیروزی حق بر باطل مطمینا می‌تواند بر بن‌بست‌های تاریخی که بر سر راه مبارزه علیه تبعیض وجود داشته فایق آید و به گفته «هانا آرنت» مردمان بی‌دولت را از زیر تیغ دولت قومی و تبعیض‌گر نجات دهد.

امتیاز:
(0) (0)
اشتراک گذاری:
مطالب مرتبط
دیدگاه شما