سه سناریوی قابل تامل در حمله تروریستی سالیاد رهبر شهید
بیست چهارمین سالیاد رهبر شهید که به نام محقق و اما با مانور سیاسی تیم انتخاباتی «صلح و اعتدال» حامد کرزی، حنیف اتمر و یونس قانونی برگزارشده بود با حملات تروریستی نیمهکاره پایان یافت. تقبیحها، محکومیتها و بیانیهها مثل گذشته از طرف دولت و مخالفان دولت، عمل تروریستی را با شدیدترین الفاظ محکوم کردند. نیش و کنایه گزنده، تیمهای انتخاباتی به بهانه محکوم نمودن جنایت تروریستی به آدرس رقیبان سیاسی خود فرستادند. محمد محقق، حنیف اتمر و یونس قانونی از طریق رسانههای جمعی، حلقات درون دولت را در همکاری با گروههای تروریستی دخیل دانستند و خواستار تحقیق شفاف درباره این جنایت تروریستی شدند.
برخی برای اولین بار در حیات سیاسی خود، با بیرون آمدن از ساختار دولت، احساس بیعدالتی کردند و از مجامع بینالمللی برای روشن شدن قضیه، خواستار بررسی روشن و عادلانه شدند؛اما دولتمردان و سیاسیون درون دولت اظهارات مخالفان خود را بیاساس و بی مبنا خواندند و از روی غم شریکی با خانوادههای شهدا، چون گذشته ناگزیر به محکوم نمودن حمله تروریستی شدند. آنچه تغییر نکرد وضعیت مردم، درد و آه و ناله مردم بود و هست که هرروز سیل خون از درون خانههایشان جاری، بار غم بر دلهایشان سنگین و فقدان و فراق عزیزانشان مغز استخوانهایشان را میسوزانند. اینکه کدام تیم سیاسی و رقیب انتخاباتی راست میگوید هیچ فرقی به حال آنان نمیکند و نخواهد کرد اما در باب این اتفاق غیرانسانی و تداوم آن سه وضعیت قابل تامل است:
۱- اولین سناریو قابلتصور این است که اتمر برای تطهیر از جنایتهای گذشته خود، سناریوی حمله راکتی بر مراسم را طراحی نموده تا در آستانه انتخابات ریاست جمهوری تصویر مادر داعش بودن را از خود پاک کند؛ چون طرح حمله بر شهدای روشنایی، هفده کیلومتر کمین برای دوستم معاون رییس جمهور، حمله تروریستی بر ساختمان رجال برجسته، کارمندان وزارت معدن و بر کلوپ ورزشی و دانش آموزان موعود، پرونده سنگینی است که متهم ردیف اول در تمام این جنایات خونین حنیف اتمر بوده و هست. پاک کردن تصویر چنان مخوف، جنایتکارانه، بیرحم و سنگدلانه، با پرتاب چند راکت و کشتن چند انسان بیگناه برای وی بسیار آسان و کمهزینه است.
توجیهنامه شب قبل از مراسم راکت پراکنی، دقیقا برای باز کردن همین راه و همین سناریو چیده شده است که تا با رویکردی بهظاهر انسانی، عدالتخواهی و پذیرش جرم نبودن انسان هزاره، افکار عمومی را متقاعد کند؛ چون در طول این چند سال که جنایتهای وحشتناکتر، قتلعامهای بهمراتب بزرگتر در دوران مشاورت وی رخ داد، اما آب از آب تکان نخورد. قباحت زدایی با پرتاب راکتهای هوشمندی که به مقامات نمیخورد و به خانهها و انسانهای عادی اصابت کند طرحی بهظاهر هوشمندانه است؛ اما غافل از اینکه افکار عمومی فریب نمیخورد. خشم ریاکارانه محمد محقق برای موجسواری، مانند آن شب ننگین حمایت از اشرف غنی در ارگ، فقط برای جلب افکار عمومی و برای تبلیغات انتخاباتی است. اتهام او به اشرف غنی نه چیزی را اثبات میکند و نه وی پیگیر خونهای ریخته شده مردم خواهد بود. اگر دولت بتواند در این شرایط حساس رقابت، دست اتمر و یاران او را در حمله تروریستی نشان دهد، هیچ حیثیت و عزتی برای اتمر و تیم صلح و اعتدال باقی نخواهد ماند.
۲- دومین سناریوی قابلتصور این است که دولت در همکاری با گروههای تروریستی درصدد به هم زدن مانور سیاسی تیم رقیب باشد تا زمینه و فرصت مانور سیاسی را از آنان بگیرد که در مذاکرات مسکو به ریش دولت خندیده بودند. دولت با اجازه دادن به تروریستان ساختگی، مانور سیاسی تیم رقیب را بر هم میزند تا فرصت تغییر افکار عمومی را از آنان بگیرد. تاکنون دولت در اینگونه حملات بانام داعش و طالب موفق بوده و هیچگاه اجازه نداده است که کمیسیونهای حقیقتیاب، حقیقتی را یافته و برای افکار عمومی گزارش کند. جنایت کندوز، زابل، میدان وردک، ارزگان، غزنی و میرزا ولنگ همه و همه بیحقیقت شدند. دولت کمیسیونها را با حقیقتشان خرید و دفن تاریخ کرد.
۳- اما تصور سوم این است که نه دولت بخواهد تیم رقیب را رسوا و روسیاه کند و نه اتمر و کرزی بخواهند دست دولت را در کشتار مردم نشان بدهند، آن چیزی که باقی میماند این است که آیا مردم بازهم با بیشعوری تمام از این لکاتههای سیاسی حمایت میکنند و یا با هوشیاری و آگاهی در سرنوشت خود تصمیم میگیرند؟ روشن است که اگر مردم بخواهند باز چوب سوخت اینوآن شوند که هیچ تغییر در سرنوشتشان نمیآورند چنانچه در چهل سال به دنبال آنان دویدند و این وضعیت اسفبار، نکبتبار و خفتبار را برایشان آوردند، بازهم بروند و ادامه دهند، هرروز تابوت و جنازه عزیزانشان را بیاورند و به گورستان تحویل دهند و هرروز بر این دور باطل غم، مصیبت و بلاهت بچرخند و تندتر از گذشته بر تداوم آن پای فشارند، وضعیتی است که مقصر اصلیاش خود مردم خواهند بود. و اما اگر بخواهند تغییری در سرنوشتشان بیایند راه آن حضور آگاهانه درصحنه است. راه آن پافشاری بر منافع جمعی است. شاهراه نجات از نکبتی ایستادن بر قله عدالتخواهی، برادری و مصلحت جمعی است. گذر زمان روشن خواهد کرد که مردم تا چه حد آگاه و مصر بر تغییر سرنوشتشان و رسیدن به شاهراه خوشبختیاند.

(
(