انتخابات پارلمانی یا انتصابات دولتی؟!
انتخابات و گزینش نمایندگان پارلمانی، تبلور و تجلی حاکمیت اراده و خواست شهروندان نظام سیاسی است تا شهروندان در امر مشارکت، تعیین سرنوشت سیاسی و پازل قدرت دارای ارزش و جایگاهی باشند. بهعبارتدیگر، رای دادن، انتخاب کردن و انتخاب شدن در هر انتخابات، جزو حقوق اساسی و حقوق شهروندی اعضای یک جامعه سیاسی دموکراتیک است که بهوسیلهی آن میتوان ارادهی شهروندان را در شکلگیری نهادهای سیاسی و تعیین متصدیان اعمال اقتدار سیاسی مداخله داد که با درایت، عقلانیت و مشارکت حداکثری در پای صندوقهای رای رفته و برای انتخاب نمایندگان شایسته و منتخب خویش در پارلمان کشور نقش اساسی و بنیادینی را ایفا میکنند.
مبارزات ممتد سیاسی ـ تاریخی غرب، در قرون ۱۷ و ۱۸ موجب گردید که هر انسان در تعیین مقدرات سیاسی خویش، نقش فعالی داشته باشد. سیستم رایگیری از تیوری رای محدود، به رای و حقوق همگانی گسترش یافت. یکی از این حقوق و مزایا، مشارکت دادن شهروندان در امور کلان سیاسی، نظیر انتخاب ریاست جمهوری، نمایندگان پارلمان و سایر نهادهای اجرایی، تقنینی و قضایی یک کشور را میتوان نام برد.
مشارکت سیاسی و گزینش مردم افغانستان، در دو دهه اخیر نظام نوپای سیاسی دموکراتیک و مردمسالار و در قانون اساسی افغانستان بهدوراز تبعیضات، تمایزات قومی، زبانی، مذهبی، جنسیتی و محلی به رسمیت شناخته شد، که هر فرد میتواند آزادانه و مخفیانه در رقابتهای سیاسی، نامزدان دلخواه خود را، گزینش و با آرا و مشارکت حداکثری خویش آنها را، به مناصب و نهادهای کلان سیاسی بفرستند و هیچگونه تمایزات و افتراقات اجتماعی در این امر سیاسی، تاثیر و دخالتی نداشته باشد.
ولی متاسفانه، واقعیت امر بخصوص در چند انتخابات ملی چیزی دیگر را نشان داده است و انتخابات واقعی سیاسی، در سطح یک آرمان و رویا یا شعار باقیمانده و در عمل ورزیهای سیاسی در شعور و رفتار سیاستمداران و حاکمان سیاسی نهادینه نگردیده است. اکنون این پرسش مطرح است که چه متغیرهای مانع یک انتخابات شفاف و روشن و واقعی، در فرایند انتخابات و گزینش نامزدان پارلمانی میشود؟
به نظر میرسد، فرضیه این سوال چنین باشد که اندیشه پوسیده حاکمیت انحصاری شوونیستی ـ فاشیستی حاکمان یک قوم، بر مقدرات کلان سیاسی، مانع توسعه و عملیاتی کردن حقوق شهروندی در این جامعه سیاسی هست، چونکه حاکمان فاشیستی در طول عمر سیاسی خویش، مدام و پیوسته مانع ورود اقوام دیگر در حیات خلوت و خاموش سیاست و قدرت گردیدهاند تا منافع و مزایای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به نفع و مصادره یک قوم خاتمه یابد و دیگران در امور بنیادین و تصامیم حساس کشور نقشی نداشته باشند؛ بلکه در فرازوفرودهای سیاسی تنها نقش تزیینی و نمایشی را باید ایفا نمایند.
نمونه بارز و برجسته این فرضیه را میتوان در فرایند انتخابات پارلمانی سال جاری (میزان ۹۷)کشور نام برد که بعد از سه ماه وقفه، تاخیر و انتظارات کسلکننده و نفسگیر درام از روی واقعیت برکشید و اسامی اکثر بهاتفاق آدمهای همسو و مماشاتگر حاکمیت، از صندوقهای رای بیرون آمد. در این پروسه حکومت تمامی شگردها و دسیسهبازیهای مرموز و پیچیده را در بالا آوردن نامزدان درباری و حکومتی به کار بسته است، طوری که کمسیون سمع شکایات تنها از ولایت هرات ۱۸۰۰۰ آرای مخدوش و سیاه اعلان نمودند. شما نیز در سایر ولایات کشور حدیث مفصل بخوان ازین مجمل!چونکه خود اعضای کمسیون مستقل انتخابات که منتخب مستقیم ریاست جمهوری است در انواع منجلاب تقلبات، تخلفات و قانونشکنی انتخابات تا خرخره غرقاند و منتخبان حکومتی کمسیون مذکور،قبل از شمارش آرا به تنوع و اقسام فساد و هنجارشکنی آلوده بودند و طوری که در اظهارات و بیانات فرد دوم مملکت آمد:
«در هیچ جای جهان، نتیجه انتخاباتی که تنها ۵ میلیون رای دهنده دارد، سه ماه به درازا نمیکشد. این در حالی است که هیچ تضمین و اطمینانی وجود ندارد که اگر روزی نتایج نهایی انتخابات پارلمانی، اعلام شود، درست همان چیزی باشد که مردم و رای دهندگان میخواستند؛ زیرا ادعاها و خبرها و مستندات فراوانی وجود دارد که نشان میدهد از مقامهای مهم دولتی تا مدیران و کمیشنران ارشد و حتی کارمندان عادی و دونپایه کمسیونهای انتخاباتی، همگی مشغول طیفی از دستبردها، خیانتها، تقلبها، تبانیها، معاملات و بده و بستانها بودهاند که درنهایت، هیچ نتیجهای واقعی نخواهد بود. دراینبین، حتی ادعاهای تکاندهندهتری مانند درخواست روابط جنسی از نامزدها و کارمندان زن هم بهعنوان یکی دیگر از انواع مفاسد جاری در کمسیونهای انتخاباتی، مطرحشده است.»
بر اساس زمزمههای غمانگیزی که شنیدهها حاکی از آن است اینکه کاندیداتوران منتقد قدرت که نقش نقادانه، و اپوزیسیون در پارلمان را بازی میکردند با یک سیاست و پالیسی حقهبازانه و مزورانه حکومتیان از ورود به پارلمان ممانعت میشوند، چونکه حضور قدرتمندانه منتقدان سیاسی در پارلمان مانع و خار در گلوی حاکمان مستبد سیاسی قومی بود. حکومت قومی میخواهد فریادهای رسا و بیدار بخش آنها را در تحولات سیاسی و سازوکارهای تصمیمگیری و اجرایی خفه و خاموش سازد و بلندگوهای مردمی را که هر دم خواب از چشمان آنها ربوده بودند از کار و داد زدن بیندازند و مردم را در غفلت سیاسی و ظلمت اجتماعی نگهدارند تا از لجن پرانیهای غیرانسانی حاکمان قومی، اطلاع نیابند و علیه آنها برنیاشوبند.
این انتخابات نمایندگان بهظاهر مردمی و در واقعیت امر مهندسی و هدایتشده از جانب حکومتگران مستبد قومی است. زمامداران غیر مشروع تلاشی به عمل میآورند که عناصر و کاندیدان منفعل و خودباخته سیاسی را در فرایند انتخابات، بهعنوان عناصر پیروز و صاحبان آرای اکثریت و مردمی اعلام نمایند تا توجیهگر و مشروعیت دهنده پالیسیهای حاکمان فاشیست و انحصارطلب قومی باشند، نه صدای رسای مردم در پارلمان و خانه ملت!
ریشه و علت نهایی این انتخابات تقلب آمیز و تخلف یافته پارلمانی، در حاکمیت قومی حکومتگران نهفته است. چونکه عصبیت قومی حاکمان در همه امور سیاسی تسری و سیلان دارد. حاکمان با باور و عصبیت قومی در تصمیمگیریهای سیاسی ورود پیدا میکنند. این باور به کنش و رفتار سیاسی آنها تبدیل میشود که یکی از تجلیات رفتار نابخردانه آن، عرصه انتخابات پارلمانی کشور است. بخصوص در حکومت فعلی دانشمند دوم جهان!! در ترویج و رفتارهای تعصبآمیز قومی و کاهش حضور و مشارکت اقوام دیگر روی نیاکان خود را، مانند عبدالرحمنها را سپید نمود. در این عصر انساندوستی، انسانگرایی، حقوق بشری و جامعه مدنی نیز درصدد احیای تفکر سیاسی قوم محور نیاکان خود است که تا دوباره حکومت قبیلهی و کوچیگری را در قاموس سیاست افغانستان زنده گرداند. فرزانگان ملت و فرهیختگان اقوام دیگر نظیر پدرامها و بهزادها و… را از جایگاه وکالت به پایین کشند و از صحنه سیاسی بزدایند تا آنها را فاقد پشتوانه و مشروعیت سیاسی و مقبولیت اجتماعی جلوه دهند. ولی غافل از اینکه آن فرزانگان، چشم، چراغ، عاطفه و احساس مردم هستند و در قلوب مردم جایگاه والای دارند و برای همیشه تاریخ مردم در جان و ضمیر مردم باقی خواهند ماند. حکومتها و پارلمانها رفتنی و زایل شدنی است اما عشق، عاطفه و احساس نسبت به عدالتخواهان باقی و ماندنی است و چراغی که با روغن عاطفه و احساس فروغ یافته باشد خاموش ناپذیر خواهد بود.
لذا از این انتخابات پارلمانی چنین میتوان نتیجه گرفت که: حاکمان، عدالتخواهان ضد تبعیض و تعصب قبیلهی را نمیگذارند در پارلمان کشور و خانه ملت در مرحله نهایی اعلان آرا ورود نمایند تا نظام فاشیست قومی منتقد نداشته باشد و چهره سیاه انحصارطلبان حکومتی برای مردم آفتابی و افشا نشود. جامعه پویا و فعال سیاسی کشور را به یک جامعه منفعل و غفلت زده مبدل سازند و انتخابات پارلمانی را به تقلبات پارلمانی تغییر دهند!
این دغلبازیهای سیاسی دولت، درواقع به سخره گرفتن حقوق و حیثیت مردم است و تداومدهنده روند انحصارگرایانه نامشروع سیاستهای حاکمان شوونیستی گذشته است. تا هنوز حاکمان فعلی میخواهند از همان ریسمان پوسیده اجدادیشان برای تسخیر و قبضه کردن قدرت سیاسی، بالا روند. لذا در واقعیت امر، پروسه انتخابات پارلمانی، انتخابات نمایندگان واقعی مردم و حرمتگذاری به اراده ملی نیست، بلکه بازآفرینی موج جدید از تخلفات و تقلبات پارلمانی در میان سران حکومتی است. نه عدالت، برابری و آزادی انتخاب شهروندان در امور کلان سیاسی. به قول حافظ:
«مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز / ورنه در مجلسِ رندان خبری نیست که نیست.»!

(
(