ناگفتههای درباره معارف افغانستان
معارف یا تعلیم و تربیه از نهادهای اساسی و بنیادی یک کشور بهحساب میآید که در بیشتر کشورها بیشترین بودجه را به خود اختصاص میدهد. معارف دستکم از دو منظر نقش اساسی در توسعه و پیشرفت جامعه را به خود اختصاص میدهد:
یکم) تامین نیروی انسانی:
تامین نیروی انسانی متخصص برای کشور که در عرصههای مختلف ایفای وظیفه نماید، زیرا نیروی انسانی از منابع اصلی توان و قدرت یک کشور بهحساب میآید بهویژه اگر به لحاظ کیفی نیز از استاندارد لازم برخوردار باشد، معارف نهاد اساسی تامین چنین نیرو و ایجاد توانایی و منبع بالقوهی قدرت کشور میباشد. افغانستان مطابق با آمارها دارای جوانترین نیروی انسانی در میان کشورهای منطقه میباشد که اگر مدیریت آن به شایستگی انجام شود بهطور بالقوه نویدبخش توسعه و پیشرفت قابلتوجه در کشور خواهد شد.
دوم) امنیت و ثبات اجتماعی:
با توجه به تعداد زیاد دانشجو و افراد جویای دانش در مقاطع مختلف، اگر دولت زمینهی جذب آنها را در مکاتب و دانشگاهها فراهم نکند، آشکارا بسترهای بحران و ناآرامی و تنش اجتماعی را ایجاد نموده است، زیرا نیروی آمادهی تحصیل و دارای عطش آموزش در صورت نبود امکانات تعلیم و آموزش بهراحتی تبدیل به نیروی مخرب و مضر و در حالت خوشبینانه به نیروی غیرمفید و سربار تبدیل خواهد شد، شواهد فراوان از جذب نوجوانان و جوانان به گروههای تروریستی و آموزش و انجام عملیات انتحاری توسط آنان وجود دارد، مهاجرت و آوارگی و استخدام آنها برای جنگهای نیابتی و پیامدهای ویرانگر و مشکلزای آن تمام ابعاد اجتماعی، اقتصادی و امنیتی را درگیر ساخته است.
در اهمیت و جایگاه معارف، مطالب زیاد و حرفهای فراوان میتوان مطرح کرد که در این مختصر، گاه و مجال طرح آن نیست. از دوران سیاه طالبان که بگذریم ، در دوران جدید کمکهای میلیاردی جامعه جهانی در بخشهای، ازجمله معارف و انگیزهی شدید نسل خواهان تحصیل، امیدواریهای زیادی برای بهبود وضعیت در کشور جنگزده افغانستان، به وجود آورد. دریغ اما که دولتهای حاکم، هیچیک در این امر توفیقی نداشته و بلکه بدتر این پتانسیل بزرگ را به ثمن بخس ازدستداده است. دولتهای پساطالبان که میبایست از ظرفیتهای موجود حداکثر استفاده را مینمودند، همانگونه که در امر دولت و ملتسازی توفیقی نداشته در عرصه معارف نیز توفیقی نداشته است.
در این بخش با نگاهی کوتاه بهصورت آماری به مساله معارف در افغانستان اشاره میشود . افغانستان در شمار کشورهای ست که با پایینترین درجه سواد مشکلاتی زیادی را در بخش معارف تجربه میکند که تاثیرات منفی زیادی بر پیشرفت کشور داشته است.
۱- میزان سواد بزرگسالان در سطح ملی ۳۴ در صد که ۱۸ در صد زنان و۵۰ در صد مردان که این معیار در روستا و شهر تفاوت فاحشی را نشان میدهد که ۶۳ در صد مردها و ۹۰ در صد زنها بیسواد هستند. میزان ثبتنام در مکتب ۵۵در صد در مکاتب ابتدایی و ۳۲ در صد در مکاتب ثانوی. تناسب شمولیت دختران و پسران که به نام برابری جنسیتی یاد میشود به این صورت است. در مکاتب ابتدایی در برابر هر ۷۴ دختر صد پسر ثبتنام میکند اما در مکاتب ثانوی در برابر هر صد پسر ۴۹ دختر وارد مکتب میشوند.
۲- در بخش معلمین نیز مشکلاتی قابلتوجه وجود دارد که زنان بهطورکلی ۳۱ در صد کل معلمین را با تفاوت شهر و روستا و تفاوت شهرها باهم، میزان کاستی معارف را بیشتر نشان میدهد. ۹۰ در صد معلم زنان واجد شرایط در مراکز ۹ ولایت (کابل هرات ننگرهار مزار بدخشان تخار بغلان جوزجان و فاریاب) تدریس میکنند. که از این میان ۶۸در صد فارغ صنف دوازدهم میباشند. در ادامه به دلایل و چالشهای مورد و راهکارهای آن بهصورت گذرا اشاره میشود.
امنیت و آموزش
امنیت و آموزش ارتباط تنگاتنگ و پیوستگی غیرقابلانکار باهم دارند، به هر میزان که امنیت در کشوری از پایداری و استحکام برخوردار باشد به همان پیمانه نظام آموزشی و تعلیمی آن کشور از کیفیت و رشد و بهبودی بهرهمند خواهد بود و این از وظایف اولیه و ضروری هر دولت است که بسترهای امنیتی لازم را برای تعلیم و تربیه فراهم نماید، در افغانستان اما این فرایند بسان پروسههای دیگر ملی، روند معکوس را پیموده است. دوران ننگین و نفرتآمیز طالبان که با بستن و آتش زدن مکاتب و منع دختران و زنان از علم و آموزش، سپری شد در دوران پسا طالبان با اهتمام همهجانبه جامعه جهانی و سیل کمکهای آنها انتظار میرفت که نسل جوان و جمعیت عظیم مشتاق فراگیری دانش به آرمانها و آرزوهای دیرینهی سرکوبشده خود نایل آیند و شادابی و طراوت علم و دانایی را بار دیگر نظاره و آینده درخشان و سرنوشت تعیینکنندهی خویش را در سایهسار شکوفایی دانش و خرد به تماشا بنشینند، اما دریغ که چنین نشد و انرژی آمادهی نسل فعال و آیندهساز در اثر بیتدبیری و سوی مدیریت و خیانت متصدیان امر بهصورت تاسفآمیز و نامعقول، هدر داده شد. رشد نگرانکنندهی بیکاری و سیل مهاجرت نوجوانان و جوانان و شیوع اعتیاد و جذب جوانان و کودکان به گروههای تروریستی و مافیایی و گسترش پدیده نفرتانگیز آدمربایی و قتل و خشونت خانوادگی و بسیاری از انحرافات شرمآور دیگر همه و همه از پیامدهای تراژیک و غمبار و ناامیدکنندهی سهلانگاری و نادیده گرفتن و بیتوجهی به این دو امر مهم و حیاتی میباشد.
مسوولیت پذیری و صداقت، از ارکان اساسی موفقیت و پیشرفت دولت و ملت میباشد، دولتهایی که مسوولین آنها صادقانه و دلسوزانه و پاسخگویانه به ادارهی امور اهتمام دارند از روند پیشرونده و لذتبخش رشد و شکوفایی و توسعه، بهرهمند میشوند و درنتیجهی سیاستها و برنامههای مفید و سازنده، آیندهی درخشانی فرارویشان قرار میگیرد. کشورهای مانند جاپان و سنگاپور و مالزی، نمونههای گویای این امر میباشند. در ناکجاآباد افغانستان، نهتنها از مسوولیتپذیری و پاسخگویی و صداقت و شفافیت خبری نیست که در اغلب موارد، فساد و مسوولیتگریزی و خیانت به حد و اندازهی غیرقابلتحمل و مشمیز کننده رسیده است. وجود صدها مکاتب خیالی و حقوقبگیران فرضی و آموزگاران بیسواد و فاسد در ردههای آموزشی اولیه و ثانوی، سرنوشت غمبار و تاسفبار و حتی مرگبار برای بهترین نسل و فعالترین جمعیت کشور (جوانان اعم از دختر و پسر) را به بار آورده است. نمونههای زهرا خاوری” و دهها جوان دیگر که قربانی فساد و تبعیض و ناکارآمدی و خیانت مسوولین و متصدیان امر شدهاند، تنها موارد از هزاران مورد نفرتانگیز و خیانتآمیز، میباشند. سرانجام اینکه: اگر فکری به حال این وضعیت تراژیک و رقتانگیز نشود و ساحت عظیم آموزش و جایگاه مهم تعلیم و تربیه از سطوح ابتدایی و عالی، از لوث وجود رجالههای فاسد و خاین پاکسازی نگردد، بنیان پوسیدهی آموزش و شیوههای فرسودهی تعلیم و پرورش، با سرعت غیرقابلانتظار فرو خواهد ریخت.
بنابراین پیشنهاد میشود که اگر کسانی دغدغهی حال و آیندهی کشور را دارند هرچه سریعتر با استفاده از تجربههای کشورهای موفق و پیشرو که در فوق به آنها اشاره شد، دستبهکار شده و با تدوین برنامهی راهبردی و استراتژی جامع آموزشی همزمان برای سطوح ابتدایی و عالی، و تهیهی متون آموزشی بهروز و تجهیز مکاتب و دانشگاهها به وسایل جدید آموزشی و از همه مهمتر فراهمسازی نصاب تعلیمی متناسب به زمان و وضعیت امروزی و بهویژه کوتاه کردن دست ناپاک و کنار گذاشتن آموزگاران فاسد و جایگزینی آنها با عناصر پاک و توانا و شایسته و صالح و در یک جمله نوسازی و بازسازی نظام کهنه و نامناسب فعلی، روزنهی امیدی فراروی نسل جوان و فعال و آیندهساز کشور، بگشایند. انشا الله

(
(