وسوسهی خنّاسان!
بعد از آنکه آقای کرزی ريیس جمهور کشور، بر خلاف مشورهی لویهجرگه، پیمان امنیتی را به گروگان گرفت، اندک اندک تعدادی افراد و گروههای وابسته به خارج به شکل مرموزی وارد عرصه شدهاند و در محافل سیاسی و فرهنگی برای ایجاد تردید در عزم و ارادهی ملی مردم افغانستان برای امضای قرارداد امنیتی با امریکا سنگ اندازی میکنند. برخی از آنان میگویند که ريیس جمهور به خاطر منافع ملی قرارداد امنیتی را امضا نمیکند. اما وقتی از آنان سوال کنید که کدام منافع؟ جواب روشنی ندارند. زیرا به طور دقیق میدانند که اگر کشورهای همسایه نیز در موقف افغانستان میبودند، ناگذیر از امضای قرارداد امنیتی میبودند. ولی آنان همواره وسوسه میکنند که آمریکا بیشتر به ما نیاز دارد و الان فرصت آن رسیده تا از امریکا امتیاز بگیریم. امریکا نیامده که بروند. آنها ملیونها دالر در این کشور سرمایهگذاری کردهاند، چطور آن را رها کرده و میروند. همین گروه در گوش ريیس جمهور نیز همواره خنّاسانه وسوسه میکنند. اما کارشناسانی که سالها با خارجیها کار کردهاند، نظری دیگری دارند. تجربهی عراق نیز نشان میدهد که امریکا، هرگاه منافع خودش و امنیت سربازانش در یک کشور ثالثی تامین نگردد، از آن کشور خارج میگردد و آنگاه آن کشور را به همان حالش رها میکند. آمريكا کشوری کوچکی نیست، او اگر به این کشور کمک ننماید، دیگر متحدین آن اعم از کشورهای غربی، عربی و آسیایی مثل جاپان نیز همکار این کشور نخواهند بود و آنگاه معلوم شود که کشورهای همسایه با آقای کرزی و خناسان وسوسه انگیزش، چه بلایی را سر این کشور تازه رها یافته از چنگ تروریزم و طالبان، خواهند آورد!!!.
نیازهای استراتژیک کشور
بر هیچ فردی از مردم زجر دیدهی افغانستان، پنهان نیست که کشور ما برای باز سازی، امنیت، توسعه و پیشرفت، خود به سه مولفهی مهم و تاثیرگذار نیاز دارد که این سه عامل در کشور اکنون فراهم نیست و بدون سرمایهگذاری درازمدت و همکاری کشورهای قدرتمندی نظیر آمریکا و متحدین آن، در این کشور امکان پذیر هم نیست. از اینرو، مردم افغانستان، برای تامین آن به شدت به قدرتها و کشورهای دیگر احتیاج دارد. آن سه مولفهی مهم عبارت است از:
1- علم و تخصص
2- ابزار و تکنولوژی
3- پول و سرمایه
این سه نیاز حیاتی افغانستان است که در شرایط کنونی، به دلیل سالها جنگ و خشونت، تخریب زیرساختهای اقتصادی، علمی و فرهنگی، در داخل کشور تامین آن ممکن نیست. دانشگاههای کشور به لحاظ علمی ظرفیت لازم را برای داشتن این تخصص و علم ندارد و ما تا سالها در این زمینه آنهم با فعالیت علمی این تاسسیات به شکل مدرن، دچار کمبود خواهیم بود. بنابراین در شرایط فعلی ما شدیداً به نیروی متخصص نیاز داریم.
اما در مورد تکنولوژی، معلوم است که اکثر کشورهای در حال توسعه و کل کشورهای توسعه نیافتهی مثل افغانستان تکنولوژی مورد نیاز خود را برای توسعه و بازسازی ندارند. به عنوان مثال برای استخراج معدن، انکشاف زراعت، توسعهی راههای مواصلاتی و… به ماشین کار نیاز دارند. در کشور ما هنوز برق وجود ندارد تا چه رسد به ماشینهای برقی و تجهیزات مدرن توسعه و انکشاف. لذا طبیعی است که ما به این ماشینهای برقی و تجهیزات تکنولوژیکی شدیداً محتاج هستیم و باید با کشورهای در تعامل بوده باشیم که این تجهیزات را داشته باشند و به کشور ما هم کمک نماید.
در مورد پول و سرمایه نیز به رغم کمکهای زیادی که جامعهی جهانی در این دوازده سال در این کشور نمودند، هنوز سرمایهگذاری قابل توجهی در کشور صورت نگرفته است. پولهای گزافی وارد کشور شد و از دروازهی دیگر به بیرون از کشور انتقال یافته است. سه صنعت مهم افغانستان که در گذشته برای این کشور پول ساز بوده، همانند «زراعت» «مالداری» و «صنایع دستی » اکنون به حالت تعطیل در آمده و در این 12 سال هیچ سرمایهگذاری قابل اطمينانی در این زمینه صورت نگرفته است. بنابراین مردم افغانستان پول و سرمایهی لازم را ندارند که در این زمینهها سرمایه گذاری نمایند. لذا برای استخراج معادن، انکشاف زراعت و مالداری، ایجاد بندهای آبی و برقی، انکشاف صنایع خورد و کلان در این کشور ما به پول و سرمایه احتیاج داریم. که به طور قطع هیچ کدام از همسایگان مداخلهگر افغانستان، این نیازهای مردم افغانستان را تامین کرده نمیتوانند. لذا در دنیای کنونی هرکشوری به دنبال تامین منافع خودش هستند و افغانستان نیز باید به دنبال منافع خود باشد، کاری به ناراحتی همسایگان نداشته باشد. میگویند: همسایگان کشور را ناامن میکنند. در جواب باید گفت: مگر الان که قرارداد، امضا نشده و در گذشته که افغانستان در چنگ گروههای تروریستی بودند و در خون میغلطید و هیچ نیروی خارجی در این کشور نبود، مگر امنیت بود و همسایگان آرام نشسته بودند.؟
ساختار نهادهای فعلی و نوپای کشور
هر عاقلی اگر به ساختار نهادهای مهم اجتماعی، ارتباطی، سیاسی، اقتصادی، نظامی و امنیتی در جامعهی تازه رها شده از جنگ، افغانستان توجه نمایند، به نیکی در مییابند که این نهادها نفسش به کمکهای خارجی وابسته است. امروز اگر صورتی از جریان زندگی را در این کشور میبینید، به قطع وابسته به کمکهای خارجی است. به عنوان نمونه اگر نیروهای خارجی، فقط یکماه حقوق نیروهای نظامی مثل اردوی ملی و پلیس ملی را قطع نمایند و ندهند، شما فکر میکنید این نهاد میتواند ادامهی حیات دهد.؟ شما فکر نمیکنید که در آن صورت، اردوی ملی و پلیس ملی به نیروهای متخاصم قومی تقسیم شود.؟ گذشته از آن اردوی ملی نیاز به آموزش دارند، زیرا آنان هنوز به لحاظ مسلکی یک نیروی کامل محسوب نمیگردند و در راه کامل شدن هستند. لذا به آموزش نیاز دارند. به رغم سرمایه گزاریهای که در بخش آموزش اردو و بلیس ملی در این دوازده سال صورت گرفته، تغییر دوبارهی ساختار آموزشی آنان نه معقول است و نه به صرفه. دلیل آن معلوم و بدیهی است و افغانستان اصلاً توانایی آن را هم ندارد. آزادی مطبوعات و رسانهها، انکشاف حقوق زنان، جامعهی مدنی، نهادهای آموزشی و علمی و دیگر نهادهای که در این جامعه وجود دارند، با قطع همکاریهای کشورهای غربی، همگی با خطر از همپاشیدهگی مواجه میشوند.
نتیجه
تحولات منطقهيی خاورمیانه، بحران هستهيی در روابط ایران و غرب، نمایانگر آن است که احتمال حل منازعهی ایران و آمريكا نیز جدی شده است. از آن سوی تداوم بحران اقتصادی آمريكا دو عاملی است که احتمال کاهش انگیزهی امریکا را برای ماندن در افغانستان، جدیتر میکند و بعید نیست که آمريكا تحت فشار اقتصادی و پیش بردن سیاستهای خود با هزینههای کمتر در منطقه به ویژه از طریق پاکستان، گزینهی صفر را انتخاب نموده و افغانستان را بعد از سال 2014 به طور کامل ترک نماید. بنابراین، نتیجه میگیریم که افغانستان بیشتر به آمریکا نیاز دارد تا آمريكا به افغانستان.
به خصوص که پاکستان به عنوان یک رقیب برای افغانستان، همواره آمادهگی خود را اعلام کرده و پتانسیل مناسبتر از افغانستان را هم برای آمريكا دارد. پس آمريكا میتواند پاکستان را به عنوان متحد منطقهای برگزیند و از هزینههای اضافی پرهیز نماید. لذا مردم افغانستان به وسوسههای خناسان زمان گوش فرا ندهند و بر ريیس جمهور کشور، از راههاي قانونی فشار وارد کنند که قرارداد امنیتی را تا دیر نشده امضا نماید.

(
(